کوهستان و جنگل و رودخانه و کویر و طبیعت پاک و زیبا

بسمه تعالی

برنامه صعود چهار جبهه دماوند(بخش سو م )

روز سوم -23 شهریور 93صعود جبهه غربی دماوند از پناهگاه سیمرغ

و فرود به جانپناه شمالی(صعود 19)

 

بعد از یک خواب خوب در پناهگاه سیمرغ و صرف صبحانه ساعت 8/45 بسوی قله صعودمان را شروع کردیم تقریبا وضع همه اعضا تیم خوب بود با توجه به مسیر شن اسکی که دیروز پائین آمده بودیم سعی میکردیم مسیر صعودمان از یال سمت راست مسیر دیروز و کنار یخجال غربی دماوند باشد حدود یک ساعت بود که حرکت کرده بودیم

 

دیدیم تیم خارجی (اسلواکی )که دیشب در پناهگاه بود ار قله بر میگردند خانم کاظمی نیر همراه آنها بر گشت و کمی بالانر آقای ابراهیمی نیز برگشتندباقیمانده تیم 3 نفره ما راه قله را ادامه داده و ساعت 15/45 به قله رسیدیم یک ربع در قله بودیم آب و غذای امشب و فردایمان را بر داشتیم و ساعت 16 به مقصد پناهگاه شمالشرقی تخت فریدون سرازیر

 

 

شدیم در ابتدای مسیر از قله راه پناهگاه شمالشرقی و جانپناه شمالی باهم مشترک است و بعد از کمی از هم جدا میشود و سعی میکنیم همه جا در سمت راست یخچال یخار حرکت کنیم به گرده سنگی میرسیم که باید پس از فرود از ضلع شرقی آن راه پناهگاه شمالشرقی را ادامه دهیم متاسفانه ما ضلع غربی را فرود آمدیم و از مسیر خیلی دور شده بودیم و به علت فاصله زیاد نفرات از هم و سرعت زیاد باد کمتر صدای همدیگر را می شنیدیم ودر سمت چپ یخچال عروسکها در یک گرده ای که اصلا مسیر خوب نداشت پایین آمدیم سرعت زیاد باد و سرما و نیز نزدیک شدن تاریکی هوا ما را نگران کرده بود ساعت 7 عصر بود و ساعت 7/40 نیز آفتاب غروب میکرد رفته رفته نگرانی ما بیشتر میشد که ناگهان آقا مهدی جانپناه شمالی 5000متر را در سمت چپ آنطرفتر یخچال نشان میدهد با توجه به اینکه ما دیگر امکان رفتن به پناهگاه شمالشرقی را نداریم سعی میکنیم خود را به جانپناه شمالی برسانیم در قسمت پایین یخچال به سمت چپ تراورس کرده و ساعت 20 که هوا تازه تاریک شده بود و در این موقع هم سرعت باد  خیلی زیاد بود به جانپناه شمالی میرسیم جانپناه بسیار تمیز و مرتب بودو مقداری غذا و دارو و امکانات دیگر وجود داشت ما وارد جانپناه میشویم و امشب را به امید صعود فردا در آن ارام میگیریم

 


برچسب‌ها: پناهگاه سیمرغ, یخچال یخار, یخچال عروسکها, پناهگاه تخت فریدون, یحچال عروسکها
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 22:15  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه صعود چهار جبهه دماوند(بخش دوّم)

روز دوم شنبه 22 شهریور 93 صعود جبهه جنوبی دماوند از بارگاه 3 به

قله و فرود به پناهگاه غربی سیمرغ(صعود 18)

 

 

اعضاء : محمد صدقی ( سرپرست برنامه ) مهدی امیرخانی - سمیه

کاظمی - محمد ابراهیمی - خسرو یوسفی

« از نظر کسانی که عادت دارند زیبایی برف را از پشت شیشه و از کنار بخاری تماشا کنند، کوهنوردی نوعی دیوانگی است، آخر برای چه کسی این همه راه برود، بار به دوش بکشد، با دستان کرخ شده و تن سرمازده ساعت ها درون چادر یا جانپناه بلرزد، بی خوابی و کوفتگی را تحمل کند، سرانجام خسته و تشنه و گرسنه خود را به بالای کوه برساند و به پایین برگردد؟!

کسی که هیچ گاه لذت رسیدن به قله را نچشیده، کسی که تن به طبیعت نسپرده و با آن انس و الفت پیدا نکرده، حق دارد چنین بیاندیشد.

ما فاتحان خام فتح های بی فایده نیستیم. حکایت ما، حکایت باز جستن روزگار وصل است. دراین دیرگاه دور ماندن از اصل خویش، دراین هجوم تکنولوژی درد سر ساز و جنگ طلب. کوهنوردی عشق به طبیعت است. عشقی به پاکی چشمه سار، به سبزی جنگل، به نیلگونی دریا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتنی خاک، به سپیدی برف، به توفندگی طوفان، به سبکی نسیم و به سنگینی کوه.»

"ادموند هیلاری"

بر خلاف همه صعودهای قبلی روز شنبه ساعت 7/20 صعودمان را شروع میکنیم تفاوتهای عمده این صعود با صعودهای قبلی:

1- روز شنبه بودن این صعود

2- دیر تر حرکت کردن: ما در صعودهای قبلی ساعت حرکتمان از ساعت 4 صبح به بعد نمی ماند

3- کوله های سنگین : آب و غذای 4 روز با توجه به نبود آب در جبهه های دیگر و کیسه خواب و لباس و ظروف و میوه و تنقلات هر کوله حدود 15 کیلو برآورد میشد

ترکیب اعضاء تیم : هر چند اعضاء تیم قبلا آشنایی کمی با هم داشتند ولی برای اولین بار بود که در یک برنامه سنگین با هم شرکت میکردند

 

خیلی آهسته حرکت میکنیم هر چقدر بالا میرویم باز می بینیم آبشار یخی خیلی بالاتر از ما قرار گرفته است تا بماند قله ، در حالیکه در صعودهای قبلی وقتی آفتاب دماوند طلوع میکرد و  تا ما چشمهایمان را باز میکردیم میدیدیم در کنار آبشار یخی هستیم

 

بالاخره بالاتر میرویم و در بین راه همنوردان قله آرارات آقای نجف پور و خانم فرزانه رادنژاد را دیدیم و آبشار یخی را هم پشت سر گذاشتیم  و از منطقه گوگردی هم بالارفتیم و ساعت 17/30 به قله رسیدیم به همدیگر تبریک گفتیم و عکس گرفتیم

 

 

آب و غذای یک شب و روز را بر داشتیم و بقیه را در قله بارگذاری کردیم و ساعت 18 از ضلع غربی بسوی پناهگاه سیمرغ  سرازیر شدیم مسیر شن اسکی و خوب بود و ما هم خسته ای کوله کشی سنگین به قله، و وقت هم دیر وقت ولی هوا خوب بود و آفتاب هم ساعت 19/35 غروب میکرد و ما بالاجبار قسمتی از مسیر را در تاریکی باید فرود میامدیم تنها چیزی که فارغ از همه اینها فکر مرا سخت به خود مشغول کرده بود پیدا کردن پناهگاه سیمرغ در تاریکی شب بود ولی خوشبختانه با شروع تاریکی از دور دیدم چراغ چشمک زن قرمز رنگ پناهگاه از دور ما را بسوی خود فرا میخواند خیلی خوشحال شدم ولی این چراغ چشمک زن راه ما را خیلی دور کرده بود هی پائین میامدیم ولی به اش نمی رسدیم یک جایی نشستیم و استراحت کردیم و مهدی شامش را هم خورد پا شدیم و حرکت کردیم دیدیم در چند قدمی پناهگاه نشسته ایم و حبر نداریم به پناهگاه رسیدیم و خوشحال شدیم پناهگاه مرتب و تمیز بود فقط یک تیم 5 نفره خارجی بود که در طبقه بالا خوابیده بود شاممان را خوردیم و خوابیدیم به امید صعود فردا...

 


برچسب‌ها: پناهگاه سیمرغ, چراغ چشمک زن, قله دماوند, جبهه غربی
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مهر1393ساعت 23:48  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه صعود چهار جبهه دماوند(بخش اوّل)

 

ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه خطرها کرده ایم


اعضاء : محمد صدقی ( سرپرست برنامه ) مهدی امیرخانی - سمیه

کاظمی - محمد ابراهیمی - خسرو یوسفی

 

تاریخ : 21 تا 25 شهریور1393

 

 ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس ،


  چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ...

 

ما برای بوسیدن خاک سر قله ها


   چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم ...

 

ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود ،


  رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم ...

 

ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود ،


  خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم ...

 

ما برای بوییدن بوی گل نسترن ،


  چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ...

 

ما برای نوشیدن شورابه های کویر ،


  چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم  ...

 

ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک ،


  رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم ...

 

ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک ،


  خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم ...

 

برنامه ما صعود چهار جبهه دماوند در 3 روز از 22 تا 24 شهریور ماه از بارگاه 3 جبهه جنوبی دماوند بود یعنی روز شنبه 22 شهریور صعود قله  دماوند از جبهه جنوبی و فرود به پناهگاه غربی سیمرغ ، روز دوم یکشنبه صعود از جبهه غربی به قله و فرود به پناهگاه شمالشرقی تخت فریدون و روز سوم دوشنبه 24 شهریور صعود از جبهه شمالشرقی به قله و فرود به جانپناه شمالی 5000 و دوباره صعود قله و فرود از جبهه جنوبی ، ولی آنچه که در عمل اتفاق افتاد کمی با برنامه ریزی ما متفاوت بود و این نیز از خصایص کوهستان و برنامه های کوهنوردی هست که قرار نیست همه چیز مطابق برنامه و میل ما باشد

واقعا این برنامه یکی ار برنامه های خوب و زیبا در عمر کوهنوردی من میباشد بطوریکه زیباییهای دماوند در این لذت تلخ کاملا خود را به ما عرضه میداشت و به نوعی دماوند بر خلاف همیشه که میرفتیم و قله اش را زیارت میکردیم و فوری بر میگشتیم این دفعه با ما انس گرفته بودو خیلی مهربان بود و ما را علیرغم بعضی موقع  ناراحتی اش  نوازش میکرد و ما نیز با دماوند انس گرفته بودیم یخچالهای یخار و دوبی سل و عروسکها و سیوله و نیز یخچال غربی در خلوت میان هفته دماوند زیبایی خاص داشت پناهگاهها و جانپناه و سنگهای دماوند  با ما حرف میزد سرگذشت کوهنوردان را میگفت و از ساجده کشمیری که در آخرین زمستان عمرش در گنو مهمان او بودیم حرف میزد و احوال ستوده را میپرسید.

من در نظر دارم اجرای برنامه 4 جبهه دماوند را که در این برنامه ما  3 جبهه اش را صعود کردیم در چهار قسمت بشرح زیر ارائه نمایم:

1- روز اول جمعه 21 شهریور 93 حرکت از تهران و صعود تا بارگاه 3

2- روز دوم شنبه 22 شهریور 93 صعود جبهه جنوبی دماوند از بارگاه 3 به قله و فرود به پناهگاه غربی سیمرغ

3-روز سوم یکشنبه 23 شهریور 93 صعود جبهه غربی به قله و فرود جبهه شمالی جانپناه 5000

4- روز چهارم دوشنبه 24 شهریور صعود جبهه شمالی به قله و فرود از جبهه جنوبی و شب مانی در بارگاه 3 و عزیمت به تهران در سه شنبه 25 شهریور

گزارش روز اوّل

 

صبح روز جمعه 3 نفر از همنوردان که از تبریز  آمده بودند بر اساس هماهنگی قبلی در میدان آرژانتین من و خانم کاظمی نیز به ایشان ملحق شده و ساعت 6/30 بسوی شهر رینه براه افتادیم

 

ساعت 11/30 از قرارگاه رینه با ماشین آقای حسن فرامرز پور به گوسفند سرا و یا مسجد صاحب الزمان حرکت کردیم بارهای اضافی را در یک گونی تحویل قاطر دادیم و کوله هایمان را کمی سبک نمودیم و ساعت 13 بسوی بارگاه 3 صعودمان را شروع کردیم

 

قرار بود خودمان را اصلا خسته نکنیم و به آرامی حرکت کنیم و نیز عرق هم نکنیم تا آب بدنمان را برای روزهای آینده پیشرو ذخیره کنیم نرم و نرمک رفتیم ساعت 18 در بارگاه 3 بودیم پناهگاه بارگاه 3 با توجه به اینکه عصر جمعه بود و تقریبا خیلی ها بر میگشتند زیاد شلوغ نبود ما نیز مستقر شدیم

 

ولی از آنسوی دماوند خبرهای بد میرسید اینکه در هیچکدام از جبهه های دیگر دماوند آب نیست و این یعنی خیلی خبر بد یعنی اینکه ما علاوه بر کوله های سنگین که آذوقه 4 روزمان را باید حمل کنیم باید حداقل آب 3 روزمان را  یعنی 3تا 1/5 لیتری آب به قله باید ببریم به هرحال حقیقت را باید قبول کرد شام خوردیم و آب برداشتیم و کوله هایمان را تنظیم کردیم و به داخل کیسه خواب رفتیم

 


برچسب‌ها: دماوند, بارگاه 3, یخار, سیوله, دوبی سل
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 شهریور1393ساعت 13:57  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام و یاد خدا

پیمایش جنگل کجور - سی سنگان

تاریخ : 1393/6/6

اعضاء : کارکنان پژو هشگاه فضایی ایران

برنامه این هفته ما پیمایش جنگل کجور - سی سنگان بود شب چهارشنبه ساعت 10/20 از تهران حرکت کرده و ساعت 5/15 به کجور رسیدیم ساعت 5/40 جنگل نوردی ما شروع شد ابتدا در جاده خاکی بعد برگشته و در مسیر قرار گرفتیم

بتدریج وارد جنگل شده و در جایی با صفا صبحانه را خوردیم و با کمی استراحت مسیر را

در جهت رودخانه که در داخل جنگل جریان داشت ادامه دادیم مسیر همچنان در پیچ و خم رودخانه و همراه با فراز و نشیبهایی ادامه داشت و ساعت حدود 3 به هنگام صرف ناهار در کنار رودخانه عده ایی از همنوردان تن خسته خود را به آب سپردند

 

و بعد دوباره ادامه مسیر داده و نهایتا ساعت 7/30 به روستای ملا کلا رسیدیم که در آنجا اتوبوس منتظر ما بود سوار اتوبوس شده و در کنار ساحل سی سنگان پیاده شدیم کمی در ساحل زیبای خرز نشستیم ولی تنگی وقت اجازه شنا در خزر را به ما نداد و تا دیداری دیگر با خزر خداحافظی کرده و روانه تهران شدیم و ساعت 4/10صبح جمعه به تهران رسیدیم/.

 

 


برچسب‌ها: کجور, سی سنگان, ملا کلا, پژئهشگاه فضایی ایران
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 شهریور1393ساعت 11:57  توسط خسرو یوسفی  | 

 

بنام خداوند دماوند

صعود 17 دماوند

صعود 17 دماوند با دوستان جدید جناب آقای جابر یوسفلو و دکتر عبدالوهاب و آقای مهدی شریفی از شهرستان خوی در روزهای پنجشنبه و جمعه 30 و 31 مرداد 93 انجام گردید

روز 30 مرداد صبح ساعت 9/15 از تهران حرکت کرده و بعد از رسیدن به محل مسجد صاحب الزمان(عج)- بارگاه 2- و صرف ناهار ساعت 3 حرکت به سمت بارگاه 3 شروع شد و ساعت 7/30 به بارگاه 3 رسیدیم  چادرهارا بر

پا نموده و روز دوم ساعت 2/15 بیدار باش  و ساعت 3 شروع حرکتمان بود ولی متاسفانه بدلیل نوبت دستشویی ساعت 4 صعودمان آغاز شد و ساعت 11/15 بر بلندای دماوند پر افتخار و سر فراز ایستاده بودیم این دفعه بر خلاف همیشه حدود 2 ساعت میهمان قله زیبای دماوند بودم و همه اطراف دماوند را اعم از غرب  و شمال و شمالشرق را نظاره کردیم و ساعت 13/10 به پائین برگشتیم و ساعت 17 به بارگاه 3  رسیدیم چادرها را جمع کرده بسوی بارگاه 2 و سپس تهران حرکت نمودیم - یادش به خیر و گرامی

+ نوشته شده در  شنبه 8 شهریور1393ساعت 16:30  توسط خسرو یوسفی  | 

 بنام خدا

 برگزاری نهمین صعود قلم

تاریخ : 7 تا 9 مرداد93

صعود قلم امسال با شرکت کوهنویسانی از سراسر کشور در تاریخهای 7 تا 9 مرداد ماه برگزار گردید میزبان امسال صعود قلم آقای محمد صدقی مدیر وبلاگ کوهستان سرد ( داغ داش ) بود که واقعا زحمت کشیده و برنامه مرتبی ترتیب داده بودند روز 7 مرداد قبل از ظهر کوهنویسان برنامه تبریز گردی داشتند و بعد از ظهر در همایشی که در مجتمع فرهنگی هنری 29 بهمن تبریز ترتیب داده شده بود شرکت نمودند

سپس در روز 8 مرداد صبح از تبریز حرکت کرده و ساعت 11/20 از شابیل کوهپیمایی خود را بسوی پناهگاه سبلان شروع کردند و ساعت 3/50 به پناهگاه رسیدند و در کمپی که قبلا ترتیب داده شده بود چادرهای خود را بر پا نمودند و در عصر همانروز جلسه ایی ترتیب داده شد و اعضاء هیئت اجرایی صعود قلم برای سال بعد مشخص شدند و قرار صعود فردا ساعت 5 گذاشته شد روز پنجشنبه 9 مرداد ماه صبح ساعت 5/40 صعود بسوی قله آغاز گردید و با یک صعود نرم و نرمک که افتحار سر قدمی آن به عهده اینجانب گذاشته شده بود ساعت 11/50 به قله زیبای سبلان رسیدیم نزدیک یک ساعت بر روی قله سبلان بودیم بسیاری از صعود کنندگان برای اولین بار بود که قله سبلان را می دیدند یا اینکه خیلی سالهای پیش به این قله آمده بودند و الان دوباره با آن دیدار میکردند سبلان امروز حال وهوای دیگری داشت یک زوج جوان نیز که سال گذشته ازدواج خود را در سبلان جشن گرفته بودند امسال در دریاچه زیبای سبلان قایق سواری میکردند یادی میکنیم از پرویز ستوده عزیزوقتی بنر را باز میکنیم وعکسش را می بینم اشک در چشمانم حلقه میزند و بغض گلویم را میگیرد  او همیشه در جمع ما بود همه شاد و خوشحال بودند بنیانگذاران صعود قلم باید به خود ببالند که چنین رسمی را بنیان گذاشته اند در یک جمع که در آن غیر از صفا و صمیمیت چیز دیگری وجود ندارد همه خوبی و موفقیت همدیگر را میخواهند همه میخواهند طبیعت و محیط زیست زیبا و سالم بماند حیات وحش آسیب نبیند انشااله که صعود قلم سالهای سال بهتر و پربارتر برگزار شود ولی برای ادامه راه باید کمی مواظب باشیم و نیم نگاهی نیز به نقاط ضعفمان داشته باشیم انگار که خطراتی این صعود را تهدید میکند به همین خاطر باید آسیب شناسی صعود قلم انجام گیرد و نقاط ضعف بررسی گردد و راهکارهای لازم جهت حفظ و بقاء آن ارائه شود. انشااله

شیروان دره سی

حرکت از شابیل

 کمپ صعود قلم در بالای پناهگاه

شیب بالای پناهگاه

بالاتر از خسته نباشید

دیدار یار

به یاد ستوده عزیز

من وبابک

 

 جابر بر روی قله سبلان

قایق سواری در دریاچه سبلان

دکتر رضایی بر فراز سبلان

از راست : مهدی امیرخانی ،جابر و دکتر رضایی و من

 

 میبالم به سبلانی بودنم

 


برچسب‌ها: سبلان, صعود قلم, کوهنویسان, قایق سواری
+ نوشته شده در  جمعه 10 مرداد1393ساعت 23:40  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام خدا

سفر به منطقه سبلان برای مقدمات اجرای صعود قلم

جمعه 28 تیر 1393

اعضاء : آقای صدقی همراه خانواده ، مهدی امیر خانی ، علی کریمی ، محمد ابراهیمی ، سمیه کاظمی ، خسرو یوسفی

 

رو ز جمعه 28 تیر ماه بنا به دعوت آقای صدقی میزبان صعو د قلم امسال قرا شد به منطقه سبلان از شابیل تا پناهگاه صعود کنیم تا مقدمات اجرای صعود قلم که در تاریخ  8و 9 مردادماه اجرا خواهد شد فراهم آید صبح ساعت 6 از تبریز حرکت کردیم و پس از رسیدن به شابیل نهایتا ساعت 11/20 بسوی پناهگاه از مسیر تله اسکی براه افتادیم منطقه سبلان امسال زیباتر از همیشه به نظر میرسید دامنه های سر سبز ، اوباهای عشایر ، گله های گوسفند و در یک طرف نیز سبلان سر فراز خود نمایی میکرد پس از 4 ساعت کوهپیمایی به پناهگاه همیشه پویا و زنده سبلان میرسیم گشتی میزنیم و جلسه ایی برگزار میکنیم و محل کمپ صعود قلم را مشخص میکنیم  و قرار هایمان را میگذاریم و وقت خداحافظی فرا میرسد و برمیگردیم

از راست : امیرخانی کریمی یوسفی صدقی کاظمی ابراهیمی 

جلسه آقای صدقی میزبان صعود قلم امسال با عوامل اجرایی

 

 پناهگاه سبلان27تیر 93

 


برچسب‌ها: سبلان, اوبا, عشایر, شابیل, صعود قلم
+ نوشته شده در  جمعه 3 مرداد1393ساعت 15:35  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود قله سلطان سهند و پیمایش دره لیقوان

 

جمعه 6 تیرماه 1393

اعضاء: مهدی امیرخانی ، سرهنگ سرداری ، احد زینی ، یوسفی

 

ساعت 5/30 با یک دستگاه سواری بسوی روستای توریستی کندوان حرکت کرده و از آنجا نیز جاده خاکی تا ارشد چمنی را طی میکنیم

چمن ارشد ( ارشد چمنی)

ساعت 7/10 صعودمان را آغاز کردیم ساعت 8/40 بر فراز قله سلطان بودیم ( در سالهای قبل ما این مسیر را از کندوان صعود میکردیم و حدود 5 ساعت طول میکشید )روی قله قبر و سنگ نوشته هایی قرار دارند که حکایت از جنگی سخت بر روی این قله در صدر اسلام را دارد و یک قبر بزرگ که منتسب به اسامه ابن زید میباشدمحل زیارت عده ایی از بومیان منطقه  است

 

قبر منتسب به اسامه ابن زید

ولی راه ما دراز است پس از دیدار قله از سمت شرقی قله پائین میرویم و از مراتع زیبا عبور میکنیم یک گله کل و بز می بینیم که با دیدن ما به سرعت فرار میکنند در کنار رودخانه زیبا صبحانه را صرف میکنیم

دوباره براه میافتیم از کنار گلها و چشمه ها و مراتع زیبا عبور میکنیم

دور نمای قله جام و سهند از قله سلطان

تنها چیزی که مرا اذیت میکند برهم زدن آرامش پرندگان و حیات وحش منطقه است که با دیدن ما وحشت میکنند گنجشکی که ناگهانی متوجه ما میشود و از لانه خود هراسان پرواز میکند

کبکی که به بچه های کوچیک خود پرواز کردن را یاد میدهد با دیدن ما آنها را رهاکرده و فرار میکند یا فرار سراسیمه آهوان ، نمیدانم چگونه به آنها بگویم که ما هیچکاری به آنها نداریم ولی کار درست را آنها انجام میدهند آری آنها نباید به ما انسانها اعتماد کنند ، تا بالاخره به سرچشمه دره لیقوان میرسیم و در امتداد دره لیقوان حرکت میکنیم و از باغها و کوچه باغها میگذریم

 

و ساعت 4/30 به روستای لیقوان میرسیم و از آنجا عازم تبریز میشویم


برچسب‌ها: لیقوان, قله سلطان, ارشد چمنی, کندوان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 تیر1393ساعت 17:31  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود قله سلطان سنجر ارتفاع 3255 متر

تاریخ : 93/3/30

اعضاء : آقای محمدی ، مهدی امیرخانی ، خسرو یوسفی

قله سلطان سنجر

برنامه این هفته ما صعود قله سلطان سنجر یا سلطان حهانگیر میباشد این کوه در 15 کیلومتری شهرستان زنوز میباشد و فاصله آن از تبریز حدود 100 کیلومتر است و ارتفاع این قله 3255 متر و در بین اهالی بومی به سلطان زنجیر مشهور است علت نامگذاری آن این بوده که وقتی سلطان سنجر آخرین پادشاه سلجوقیان در یکی از جنگها از قراختائیان شکست میخورد و در کوهها آواره میشود به پیر عابدی که در این کوه کلبه ایی داشت پناه می آورد ومدتی در آنجا میماند و بدین جهت این کوه به عنوان مخفیگاه سلطان سنجر مشهور است

روستای زنوزاغ

ییلاق ماهار

روز جمعه 30خرداد ساعت 5/30 از تبریز حرکت نمودیم و ساعت 7/20 از انتهای ییلاق ماهار صعودمان را شروع کردیم ابتدا به آرامی از شیبهای ملایم بالا میرویم و بعد از گردنه ایی سرازیر میشویم و به رودخانه ایی میرسیم که همه ساله آب آن زیاد بود ولی امسال آبش کمتر شده است تا اینجا حدود 3 ساعت طول میکشد و از اینجا وارد یالی میشویم که تا بالای قله ادامه دارد شیبهای ملایم که رفته رفته تندتر و نزدیک به قله نیز که  خیلی تند میشود را پشت سر میگذاریم و ساعت 12/05پس از 4/45 دقیقه بر بلندای قله سلطان سنجر قرار میگیریم روی قله سنگ چینهای متعدد و چهار دیواری سنگی که وسط آن قبری قرار گرفته است وجود دارد پس از گشتی بر روی قله از مسیر غربی قله که پوشیده از سنگهای ورقی است پائین میاییم و در کنار چشمه ایی که سایر کوهنوردان نیز آنجا قرار دارند صبحاناهار میخوریم و بعد حرکت میکنیم و ساعت 4 بغد از ظهر به ییلاق ماهار میرسیم و به تبریز بر میگردیم

پشم چینی در ییلاق ماهار

در مسیر قله

مهدی ومحمدی بر روی قله سلطان سنجر

مسیر برگشت

 


برچسب‌ها: روستای زنوزاغ, ییلاق ماهار, قله سلطان سنجر, پشم چینی, زنوز
+ نوشته شده در  شنبه 31 خرداد1393ساعت 17:19  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه صعود قلل سهند (قله کمال ، قله جام ، قله سهند)

روز جمعه 23 خرداد 93

بر فراز قله جام

سهند را عروس کوههای ایران میگویند و واقعا چنین است و این عروس، عروس خیلی زیباست توفیق شده سهند را بارها و بارها و از مسیرهای محتلف صعود کنم و هر دفعه هم آنرا زیبا دیده ام و لی این دفعه سهند چیز دیگری بود واقعا نو عروس زیباتر از همیشه بود

آفاق را گردیده ام مهر بتان ورزیده ام      بسیار خوبان دیده ام اما تو چیز دیگری

اجرائ برنامه :

در یک تماس تلفنی اتفاقی با آقا مهدی قرار برنامه را میگذاریم نظر من این بود که از سمت مراغه برویم و پس از صعود قلل سهند از سمت تبریز پائین بیائیم ولی نظر ایشان برعکس نظر من بود که دلایل ایشان مورد قبول واقع شد و برنامه ریزی را شروع کردیم به این ترتیب که ساعت 3/30 از تبریزحرکت کنیم و پس از اجرای برنامه ساعت 10 شب به تبریز برسیم

ساعت 3/30 صبح با یک خودروی آژانسی به سمت پیست اسکی سهند حرکت میکنیم و از پیست ساعت 4/50 بلافاصله براه میافتیم بسوی قوچ گلی و ار آنجا سوار یال اصلی شده و ساعت 7/30 بر فراز قله کمال به ارتفاع 3710 متر در میان هوای مه آلود قله ایستاده ایم

قله کمال در هوای کاملاً مه الود

عکس میگیریم و سریع بسوی قلل جام و سهند براه خود ادامه میدهیم غلظت مه کمی جهت حرکت ما را مشکل میکند بعد از کلی کوهپیمایی وقتی هوا صاف میشود متوجه میشویم که در سمت چپ قوچ گلی و در راستای قسمت بالای پیست اسکی قرار داریم اشتباه آمده ایم دوباره بر میگردیم و همه اش در فکر اینم که شب باید به تهران برگردم و فردا صبح اول وقت سر کارم حاضر باشم نگران کنسل شدن برنامه هستم به هر حال مهدی با توجه به آشنایی به این منطقه و اینکه یکبار قبلاً در اینجا گم شده و بعد از دو روز کلی سرگردانی و امداد و نجات و غیره سر از مراغه در آورده به عنوان راهنما حرکت میکند

از اوباهای عشایر رد میشویم عشایر زیادی در منطقه سهند حضور دارند و مشغول گذران زندگیشان در این ناحیه زیبا هستند این منطقه سهند فوق العاده زیباست

آفریننده هستی تابلوی نقاشی زیبایی را در اینجا به نمایش گذاشته چشمه های زلال و روان بسیار و پرندگان زیبا با طبیعت پاک و دلنوازش چشم هر بیننده را متحیر میکند از دره ها و تپه ها و رودها عبور میکنیم

لانه پرنده

و ساعت 11 به شاهیوردی جایی که از آنجا صعود جام را باید شروع کنیم میرسیم صبحانه مفصلی میخوریم و ساعت 12 شروع به حرکت میکنیم ولی ابرهای سیاه سراسر منطقه را فرا گرفته و غرش آنها شروع شده ، با آغاز حرکت ما باران شروع به باریدن میکند در محلی که قبلاً پناهگاه بوده

و حالا محل اسکان حیوانات عشایر شده چند لحظه ایی صبر میکنیم تا باران بند بیاید لباسهای بارانی را میپوشیم و با آرام شدن باران حرکت میکنیم از شیب ملایمی بالا میرویم یک شیب بسیار تند و دو شیب تند ولی کوتاه را طی میکنیم و به قله جام معروفترین قله منطقه سهند میرسیم طبق معمول کوهنوردان زیادی بر بالای ان قرار دارند عکس میگیریم و میوه میخوریم و با سایرین خدا حافظی میکنیم و بسوس قله سهند حرکت میکنیم خط الراس بین جام و سهند را طی میکنیم و بعد از حدود 40 دقیقه به قله سهند میرسیم

قله سهند

قلل سهند و جام یادآور دوستان خیلی زیادی میباشد که با هم به اینجا آمده ایم جای همه آنها را خالی میکنم یادی از مرحوم سعیدی و مرحوم ستوده عزیز میکنم و از سمت شمالی قله سهند پائین میائیم و ساعت 5/45 دقیقه به قرخ بولاغ (چهل چشمه ) میرسیم ناهارمان را میخوریم و سوار یک نیسان شده تا مراغه و بناب میائیم و بسوی تبریز حرکت میکنیم و ساعت 10/15 به تبریز میرسیم.


برچسب‌ها: مراغه, بناب, سهند, جام, شاهیوردی
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 خرداد1393ساعت 9:57  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

گزارش برنامه صعود کیامکی

اعضاء: گروه کوهنوردی سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجانشرقی

تاریخ : جمعه 93/3/9

ارتفاع : 3347متر

نام رسمی این قله کیامکی ودر میان اهالی بومی کمکی و در میان کوهنوردان به کئمچی معروف است کدامش درست است من که نمیدانم

این قله با ارتفاع 3347 متر بلندترین قله این منطقه میباشد

خیلی وقت بود که در این فصل به این قله صعود نکرده بودم توفیقی حاصل شد تا همراه دوستان قدیمی در گروه کوهنوردی جهاد کشاورزی در این برنامه شرکت نمایم هر چند بیشتر اعضاء گروه را برای اولین بار بود همدیگر را میدیدیم ولی آنقدر صمیمیت زیاد بود که انگار سالیان سال است که همدیگر را می شناسیم

جان پناه کیامکی در نزدیکی قله

ساعت 7 صبح از تبریز حرکت نمودیم و بعد از عبور از شهرهای صوفیان و مرند و گرگر و علمدار به روستای داران میرسیم و از داران نیز عازم پناهگاه کئمچی میشویم ساعت 10 صعودمان را شروع میکنیم و پس از یک کوهپیمائی نرم ساعت 14/30 به قله زیبای کیامکی میرسیم هوا و قله و همه چیز فوق العاده زیباست جبهه شرقی کیامکی مه آلود و گاهی روستاهای پشت کیامکی مانند روستای دارانداش که خود را ازمیان مه مینمایانند تصویری فوق العاده زیبا بوجود آورده است ولی ما باید خداحافظی کنیم زیرا که در قانون کوهنوردی صعود کوه اختیاری و لی فرود آن اجباری میباشدعکس میگیریم و به همدیگر تبریک میگوئیم و تا دیداری دیگر با کئمچی خدا حافظی میکنیم

اعضاء : موسوی ، اکبری ، میری ، سربازنژاد ، پناهی ، آبروشن ، حسن ، نویدی ، حسینی اشرفی ، یوسفی

از آقای اکبری و موسوی برای ارسال عکسها نهایت تشکر و قدردانی می نمایم

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 خرداد1393ساعت 8:9  توسط خسرو یوسفی  | 

 بسمه تعالی

برنامه صعود توچال

اعضاء : عده ایی از کوهنویسان همراه هیئت اجرایی صعود قلم

تاریخ : 1و2 خرداد1393

کافه کوه

در تاریخ اول خرداد سال 93 بر اساس قرار قبلی راس ساعت 3 در کافه کوه گرد هم میائیم من همراه آقا مهدی که از تبریز آمده است در این صعود شرکت داریم

مهدی و من

بعد از حال و احوالپرسی جلسه ایی برگزار میشود چیزی که از اول بسیار به چشم میاید جای خالی مرحوم ستوده در این جمع است هر یک از کوهنویسان نظر خود را در مورد صعود قلم اظهار میکنند و من هم منشور کوهنوردی خودم را در مورد صعود قلم به اطلاع اعضاء میرسانم و خلاصه آن عبارتست از مخالفت با تشکیلاتی شدن صعود قلم و اینکه ما نباید آزادی مان را در کوهنوردی با هیچ چیز دیگری عوض کنیم به هر حال جلسه به پایان میرسد و راس ساعت 6/30 به طرف شیرپلا حرکت میکنیم در بین راه آقا بهرام و شیخ فرشید را دیدم که از تمرین سنگ بر میگشتند

 

پله های شیرپلا و آبشار دوقلو

ساعت 8/30 به شیر پلا میرسیم برای شبمانی جا رزرو میکنیم و شب را در هوای بسیار مطبوع شیرپلا به صبح میرسانیم وه چه زیباست شب را در این منطقه سپری کردن و نگاه کردن تهران بزرگ از آن بالا.

تهران از شیرپلا

پناهگاه شیرپلا از دوراهی اوسون

صبح بعلت بارش باران ساعت 7 براه میافتیم و ساعت 11/30 به قله 3964 متری توچال میرسیم همه در کنار هم شادی میکنیم خوردنیهایمان را باهم میخوریم و بعد به ایستگاه 7 میائیم و با تله کابین به ایستگاه 5 میرسیم در اینجا دو گروه میشویم عده ایی با تله کابین به ولنجک میروند و عده ایی نیز راه دره اوسون را پیش میگیرند من با اوسونیها هستم ساعت 6 به میدان مجسمه میرسیم و با دوستان خداحافظی میکنیم

در مسیر توچال عکس از وبلاگ سلطان ساوالان

عکس از وبلاگ سلطان ساوالان

عکس از وبلاگ شازده کوچولو

اسامی کوه نویسان شرکت کننده در این جلسه :( به نقل از وبلاگ سلطان ساوالان خانم مرادی)

علی شاه محمدی ( گامی نزدیک تر به خدا ) - جواد زارعی ( شازده کوچولو ) - لیلا صالحی ( کومالیا ) - عباس محمدی (دیده بان کوهستان ) – فرید صدقی ( کانون کوهنوردان اوراز مهاباد ) – محمد صدقی ( کوهستان سرد ) – فرشته احمدیان فر ( پلوار 70 ) – امیری ( کسوت ورزشی ) – علی صلاحی ( مهتاب کوه ) –کاظمی ( چهار فصل کوهستان ) – زهره مرادی ( سلطان ساوالان ) – محسن حاجی ( اوجالاردا ) – خسرو یوسفی ( صدای کوهستان ) – سید مهدی حسینی ( هزاری ) - علی گل نیا ( گدار لعل )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 خرداد1393ساعت 9:33  توسط خسرو یوسفی  | 

 

بسمه تعالی

گزارش تصویری از صعود قله کمتال

مسیر : دره شفلی - گرده شمالی

تاریخ : 93/2/19

اعضاء : تورج - بیت  اله - خسرو

شروع ساعت 7 صبح و رسیدن به قله ساعت 13 

بالای دره شفلی و شروع گرده شمالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایی از شروع گرده

 

رود ارس و در آنطرف شهر مرزی ارمنستان از بالای دره شفلی

 

 

درخت آردش (کاج ) در کمتال

 

 

صعود گرده شمالی

 

نمایی دیگر از ارس و ارمنستان از کمتال

 

نمایی دیگر از مسیر گرده شمالی

 

نمایی دیگر از مسیر گرده شمالی

 

آخر دره بعد از گرده شمالی معروف به خاچا

 

.... و قله کمتال

 


برچسب‌ها: کمتال, دره شفلی, خاچا, ارمنستان, ارس
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 اردیبهشت1393ساعت 17:23  توسط خسرو یوسفی  | 

عظیم قیچی ساز بر فراز شیشاپانگما

به گزارش سایت عظیم قیچی ساز ، این کوهنورد توانمند کشورمان امروز 11 اردیبهشت موفق به صعود قله 8013 متری شیشاپانگما شد

عظيم قيچي ساز در ساعت 1:30 ظهر امروز به وقت محلي (10:30 صبح به وقت ايران) موفق به صعود قله شيشاپانگما شد. قيچي ساز صعود اين قله را به همه هموطنان عزيز تبريک گفت.

 شيشاپانگما در زبان تبتي به معناي "تاجي بر فراز دشت‌هاي پوشيده از چمن" است. اين قله سيزدهمين قله 8000 متري است که قيچي‌ساز تا کنون موفق به صعود شده است. لازم به توجه است که صعود عظيم قيچي‌ساز بدون استفاده از اکسيژن مصنوعي و باربر ارتفاع انجام شده است.

لوتسه آخرین 8000 متری خواهد بود که عظیم با صعود آن به عنوان عضو http://azimgheichisaz.com/images/news/Mosahebe%20DIVAN/Azim1.jpg

شماره 31 به عضویت باشگاه 8000 متری جهان خواهد آمد 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اردیبهشت1393ساعت 16:45  توسط خسرو یوسفی  | 

بر گرفته از تهران کوه :


 

http://www.uploadax.com/images/03639876069701669425.jpg

 

 

 کوهنورد و کوهنویس عزیز ایرانی،

تا زمان تاریخی شدن کوهنوردی ایران ، تنها سه گام  باقی مانده است!

دو گام سخت و نفس گیر آن را کوهنورد توانمند ایرانی عظیم قیچی ساز با صعود قله های شیشاپانگما  و لوتسه برخواهد برداشت و یک  گام ساده و آسان آن را  من و شمای کوهنویس با حمایت معنوی از او، برخواهیم داشت!

 

* از همه کوهنویسان عزیز ( سایت ها و وبلاگ های کوهنوردی ) دعوت می کنم در حمایت از عظیم قیچی ساز هم اکنون و تا زمان بازگشت او از شیشاپانگما، لوگوی فوق را در قسمت بالای وبلاگ خود به نمایش در آورند و مصرانه پیام حمایت آمیز خود از عظیم قیچی ساز را به گوش مسئولان برسانند!

 


 توضیح کوتاهی در مورد لوگو :


12 تصویر رنگی از عظیم به نشانه 12 صعود موفق و دو تصویر سیاه و سفید به نشانه خاموش بودن چراغ اجرای دو صعود باقی مانده که انشاءالله با انجام صعود موفق آنها ، این دو تصویر سیاه و سفید هم به نشانه موفقیت ، رنگی خواهد شد!


برچسب‌ها: عظیم قیجی ساز, شیشاپانگما, لوتسه
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 فروردین1393ساعت 16:26  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی
رای گیری صعود قلم

با توجه به رای گیری صعود قلم ضمن تشکر و قدر دانی از زحمات دست اندر کاران و تمام کسانی که با فعالیتهایشان صعود قلم را زنده و پویا و پا برجا نگه داشته اند رای من به قله زیبای سبلان است


برچسب‌ها: سبلان, صعود قلم
+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1392ساعت 10:30  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود زمستانی قله سبلان

تاریخ : 27و28 دی ماه 1392

اعضاء : مهدی امیرخانی و خسرو یوسفی


44مین صعود و پنجمین صعود زمستانی سبلان در حالی برگزار شد که پرویز ستوده ناباورانه بدرود زندگی گفته بود و در بین ما نبود تا بعد از بازگشت از زیبائیهای سبلان و از سختیهای صعود زمستانی سبلان برایش تعریف کنم ولی چه توان کرد نظام طبیعت زندگی بر این قرار گرفته که بدون پیش بینی قبلی حوادث و اتفاقات زندگی رخ میدهد و دوستان را از هم جدا میکند آنطور که انگار نه انگار دوستانی مدتها در کنار هم بوده در خوشیها و در سختیها ، در یک آن همه آنها باید به خاطره ها بپیوندد قسمتی از صعودهایی که در کنار ستوده بودم و حالا همه اش خاطره شده است: صعود سبلان ، صعود دماوند چندین بار ، صعود گنو همراه مرحومه خانم ساجده کشمیری ، صعود کرکس ، صعود اشترانکوه ، زردکوه ، آزادکوه ، یخچال ، الوند ، قله صاد طالقان ، توچال ، قله کازبک گرجستان ، قله های آرارات و سبحان ترکیه ، به همین خاطر صعود زمستانی سبلان را همراه دوست عزیزم مهدی امیر خانی که در آخرین صعودمان به قله های آرارات و سبحان کشور ترکیه در کنار آقای ستوده باهم بودیم تقدیم میکنیم به روح بزرگ و آزاده همنورد و دوست عزیز و از دست رفته مان آقای ستوده که در لحظه لحظه این صعود بیادش بودیم و از خوبیها و بزرگواریهایش میگفتیم.


اجرا برنامه : روز جمعه ساعت 6/30 صبح از تبریز حرکت نموده و بعد از صرف یک صبحانه مرتب در اهر ساعت 11/15 صعودمان را از شابیل شروع نموده و ساعت 3/15 بعد از ظهر به پناهگاه رسیدیم بر اساس پیش بینی سایتهای هوا شناسی هوای سبلان در این روزها بسیار مناسب برای صعود بود هرچند دمای قله را -28 اعلام کرده بودند به همین خاطر کوهنوردان زیادی ازشهرهای اراک ، مرند ، تهران ،و از تبریز گروه کوهنوردی بابک تبریز و گروه کوهنوردی آلپ به سرپرستی آقای رضا طراحی که خود را برای صعود زمستانی دماوند از مسیر شمالی آماده میکند در پناهگاه حضور داشتند و گروه آلپ قرار بود شب دوم را نیز در قله بماند .


شنبه 28 دی روز صعود که هوا بسار مناسب بود ساعت 7/10 گروه دو نفره ما براه افتاد قبل از ما فقط تیم دو نفره اراک حرکت کرده بود که با پشت سر گذاشتن سر بالایی اول دیدیم آنها از مسیر سمت راست شیب تند برفی حرکت میکنند ولی ما مسیر سمت چپ را انتخاب کردیم و حدود 100متر مانده به آخر شیب به آنها رسیدیم و با هم ادامه مسیر دادیم و یک نفر دیگر نیز به ما ملحق شد و در قالب یک تیم 5 نفره به نامهای مهدی بوالحسنی ، مهدی ... از اراک و رضا الیاسی از تبریز و من و مهدی امیرخانی  تا قله و نیز برگشت باهم بودیم



در قالب یک تیم 5 نفره بصورت خیلی مرتب حرکتمان را ادامه دادیم و سر قدم آقای مهدی بولحسنی از اراک بود که خیلی خوب حرکت میکرد در سه محل استراحت کوتاه داشتیم


و ساعت 12/30در قله بودیم دریاچه زیبای سبلان طبق معمول در این فصل یخبندان است با دیدن دریاچه یخ زده سبلان همه خوشحال شدیم


و اشک شوق از چشمانم جاری به همدیگر تبریک گفتیم و با توجه به خوبی هوا حدود یک ساعت مهمان دریاچه زیبای سبلان بودیم عکس گرفتیم و ساعت 13/30 از سبلان خداحافظی کردیم ساعت 16 به پناهگاه رسیدیم و ساعت 16/30بسوی شابیل حرکت کردیم و ساعت 18/30 به شابیل رسیدیم و روانه تبریز شدیم .



برچسب‌ها: سبلان, شابیل, اهر
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1392ساعت 16:52  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

بیاری خدای مهربان صعود 44 و پنجمین صعود زمستانی سبلان را همراه

دوست عزیزم آقای مهدی امیرخانی به مناسبت بزرگداشت همنورد بسیار

عزیزمان زنده یاد پرویز ستوده که در آخرین صعودمان در صعود قله های

آرارات و سبحان ترکیه با هم بودیم در روزهای 27 تا 29 دی ماه برگزار

میکنیم و یاد آن عزیز از دست رفته مان را گرامی میداریم


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست 

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1392ساعت 11:15  توسط خسرو یوسفی  | 


بسمه تعالی

گزارش تصویری صعود قله میشو


اعضاء :  امیرخانی ، سرداری ، محمدی ، یوسفی


تاریخ : جمعه 29 آذر 92


در مسیر میشو نزدیک دو خواهرون


یال نزدیک قله میشو


یال نزدیک قله میشو


قله گوی زنگی از فراز میشو


پهلوان سرداری بر فراز میشو


مهدی امیرخانی بر فراز میشو


و من بر فراز میشو

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1392ساعت 22:10  توسط خسرو یوسفی  | 

 فراخوان عمومی صعود یادمانی!

از وبلاگ تهران کوه


" گروه کوهنوردی سازمان فضایی ایران برگزار می کند "

( با همکاری گروه کوهنوردی شهید ورکش ) 

 

فراخوان عمومی

" صعود یادمانی گرامیداشت کوهنورد فقید پرویز ستوده شایق " 

 

(کوهپیمایی سبک)

تپه نورالشهداء - کلکچال

جمعه ۸ آذر ۱۳۹۲

 

 

محل تجمع : درب اصلی پارک جمشیدیه

ساعت حرکت :  7/30  صبح


از تمامی اعضای گروه کوهنوردی سازمان فضایی ایران،گروهها و باشگاه ها، کوهنوردان آزاد و همنوردان ارجمند دعوت بعمل می آید تا بمنظور گرامیداشت یاد و خاطره زنده یاد پرویز ستوده شایق، در این صعود شرکت فرمایند.



برچسب‌ها: صعود یادمانی, سازمان فضایی ایران, تپه نوراشهدا, کلکچال
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1392ساعت 16:41  توسط خسرو یوسفی  | 

مطلب زیر توسط دوست عزیزمان آقای غریب در باره آقای ستوده نگاشته شده است

ستودني را بايد ستود

او نه تنها کوهنوردي و طبيعت دوستي را به ديگران مي آموخت، بلکه روش زندگي را، خداشناسي را، شادکردن دیگران را

انتقال نشاط و اميد و انرژي مثبت به ديگران را، ياددادن برقراري ارتباط با ديگران را مي آموخت.

داستانهاي کوتاه و آموزنده اش انصافاً آموزنده بود و سايت نشاط کوهستانش:  
 

نشاطم را نشاطي تازه دادي 

بنازم مطلبي اندازه دادي   

مرا بردي به اعماق قشنگي

به روياهاي زيبا و يه رنگي

نشاط از دشت و کوهستان بگويد

زلالي را ز آبشارها بجويد


            بيشتر از ما (همکاران، همنوردان و دوستان)، ديگران او را به استادي مي شناختند.

شادروان مهندس حاج پرويز ستوده شايق کارشناسي ارشد شيمي، مربي و مدرس کوهپيمايي، همکار پرتلاش و با اخلاق کار گروه کوهپيمايي فدراسيون کوهنوردي و صعودهاي ورزشي، نويسنده، راهنماي گردشگري ، راهنماي کوهستان، تور ليدر، روز جمعه 24 آبان ماه 1392 بر اثر حمله قلبي در ارتفاعات توچال (بالاتر از ايستگاه پنج توچال)، به ديار باقي شتافتند.

انشاءالله خداوند غريق رحمتش کند و به خانواده اش صبر و اجر عنايت فرمايد.

معرفي از زبان خودش:

من چه کسي هستم، من خويشاوند نزديک هر انسانم . من کوه‌گردي بودم در دايره زندگي ،  در اين دايره فرصتي دست داد کوه‌ها را بپيمايم ، طبيعت را و کوهستان را جور ديگري ديدم ، قدرت و عظمت خدا را ، خردي و ضعف انسان را ، زيبايي طبيعت را ، جلوه‌هاي بي بديل الهي را همانند تابلوي زنده در کوهستان يافتم و عاقبت کوه‌نورد شدم . الان هم که عشق کوه‌ام و نشاط کوهستان بستر شکوفايي من است . بدون حضور ديگران وحشت مرگ را زير پوستم احساس مي‌کنم . من به تو دوست مهربانم و دوستان تو نياز دارم . من انساني هستم ميان انسان‌هاي ديگر بر سياره‌ي مقدس زمين ، که بدون ديگران معنائي ندارم.

نگرش مثبت به افراد اجتماع دارم ، به همه افراد با ديده احترام مي نگرم.

 يک روز در نيمه راه زندگي

از خود جلو زدم،

حالا ديريست وا مانده ام به راه

در انتظار خويش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1392ساعت 13:16  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

وداع آخر

1392/8/26


امروز مراسم تشییع و خاکسپاری پرویز ستوده بود همه دوستان و همکاران

و همنوردان آمده بودند تا وداع آخر را با آقای ستوده انجام دهند خیلی وداع

جانسوز و غمگینانه بود کسی این حقیقت را باور نمی کرد و در میان تمام

ناباوریها ستوده برای همیشه با همه خداحافظی نمود خداحافظی با کوه و

کوهنوردی با دوستان و آشنایان و همکاران و خانواده ولی خدا حافظی با

دختر مهربانش جگر همه را اتش زد هیچکس نبود که با دیدن این صحنه

خداحافظی دلش کباب نشود و گریه نکند ولی حفیفتی است که باید قبول

کنیم و غیر از صبر و شکیبایی چاره ایی نیست

خداحافظ ستوده عزیز

بدرود تا قیامت





برچسب‌ها: ستوده, قیامت, وداع آخر
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1392ساعت 8:0  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

تمام کوهنوردان شهروندان کشور کوهستان هستند در کشور کوهستان ملیتها و قومیتها و... جایگاه چندانی ندارند و همه اهل کشور کوهستان اند این را در صعودهای بین المللی بیشتر متوجه میشویم

امسال بیاری خدا کوهنوردی پرباری را علاوه بر کوههای کشورمان در کشور ترکیه داشتیم در کشورمان صعود قله های سبلان و علم کوه و دماوند و قله های دیگر کشورمان را داشتیم و در بهار کوهنوردی کشور ترکیه یعنی ماه اگوست برنامه صعود سه قله مشهور کشور ترکیه را داشتیم که برنامه قله های آرارات و سبحان با موفقیت انجام شد و برنامه قله کاچکار را به 1/5 ماه بعد موکول کردیم که آنهم الحمدلله در اواخر مهر ماه انجام شد.

الف ) برنامه آرارات :

در مورد این برنامه برادر بزرگوارم آقای ستوده گزارش و تصاویر مفصلی را در وبلاگ وزین نشاط کوهستان ارائه نموده اند و دیگر من نیازی جهت گزارش این برنامه ندیدم و فقط تاریخ برنامه و چند تا از عکسها را بخاطر اینکه صدای کوهستان از گزارش این صعود بی نصیب نباشد در وبلاگ قرار میدهم



این برنامه از تاریخ 6/6/92 تا 92/6/9 به مناسبت هفته ظفر ترکیه در قالب یک صعود سراسری که از کشورهای دیگر نیز شرکت داشتند با شرکت حدود 140 نفر برگزار گردید.

ب) برنامه قله سبحان :


در مورد این برنامه نیز در نشاط کوهستان گزارشهای تصویری ارائه گردید واین برنامه نیز بلافاصله بعد از اتمام برنامه آرارات توسط فدراسیون کوهنوردی ترکیه در قالب یک صعود سراسری در حدود 130 نفر شرکت کننده در روز 10 شهریور ماه برگزار گردید




ج) صعود قله کاچکار :

برای انجام این صعود که در برنامه قبلی از انجام آن باز مانده بودیم قرار بود یک تیم 4 نفره یعنی ستوده و امیر خانی و من و اینانلوباهم این برنامه را اجرا کنیم در روزهای آخر امیر خانی و نیز ستوده در دقیقه 90 بنا بدلایلی نتوانستند در این برنامه شرکت کنند و من و آقای اینانلو در قالب یک تیم 2 نفره قصد اجرا این برنامه را نمودیم

روز دوشنبه 22 مهر ماه با پرواز ساعت 16 به تبریز و از آنجا با اتوبوس ساعت 17/30همراه آقای اینانلو که روز قبل به تبریز رفته بود بسوی شهر ارضروم ترکیه حرکت نمودیم ساعت 4/30 بامداد روز سه شنبه به ارضروم رسیدیم از تبریز تا مرز بازرگان حدود 260 کیلو متر و از مرز بازرگان تا ارضروم حدود 310 کیلو متر میباشد با توجه به اینکه ساعت تابستانی آنها فعلاً تمام نشده بود نیم ساعت اختلاف ساعت داشتیم ساعت آنجا برابر 4 بود هوا تقریباً کمی سرد بود و مصادف با روز عید قربان در ترکیه بود می باید تا ساعت 8 صبر کنیم تا دفتر ترمینال باز شود با باز شدن دفتر


گفتند ماشین شهر یوسفعلی 10/30 صبح حرکت میکند از ارضروم تا یوسفعلی 135 کیلو متر میباشد ما با ماشین شهر ریزه ساعت 8/30 حرکت کردیم و در 3 راهی یوسفعلی که از آنجا تا یوسفعلی 9 کیلو متر میباشد پیاده شدیم جاده در امتداد رودخانه ایی که سدی نیز بر روی آن زده شده می باشد و بعد از پیاده شدن در 3 راهی بلافاصله سوار یک دستگاه وانت دو کابین شده و ساعت 11 بدون دریافت کرایه ما را به یوسفعلی رساند


در آنجا به مناسبت عید قربان همه جا و همه چیز تعطیل بود گفتند امروز اصلا ماشین به روستای یایلی لار که ما باید آنجا میرفتیم نمی رود یک نفر پیدا شد و گفت 250 تله میگیرم و شما را به آنجا میرسانم بناچار به اقای اسماعیل ابی زنگ زدم گفت من هم در یوسفعلی هستم خیلی خوشحال شدم و بعد از دیدار و احوالپرسی گفت مسافرانش را به شهر آرتوین میرساند و ساعت 3/5 بعد از ظهر بر میگردد و ما را به روستای یایلی لار میرساند فاصله یوسفعلی تا یایلی لار 68 کیلومتر میباشد که قسمتی از آن تا ساری گل آسفالت و بقیه خاکی است ساعت 4/20 با ماشین اسماعیل آبی بسوی یایلی لار حرکت نموده و ساعت 5/50 بعد از عبور از این جاده کوهستانی و زیبا به یایلی لار رسیدیم اسم دیگر این روستا هوکHavek میباشد و از سطح دریا 1896 متر ارتفاع دارد بعد از رسیدن به روستا و استقرار در هتل با برادر اسماعیل آقای نعیم نیز آشنا شدیم و شب در قهوه خانه آنها نشستیم و صحبت کردیم و چایی خوردیم و قرار شد ساعت 4 صبح فردا اسماعیل ما را تا روستای القونلار برساند


صبح ساعت 3/30 بیدار باش و پس از آماده شدن ساعت 4/15 با ماشین اسماعیل آبی بسوی روستای القونلار براه افتادیم حدود یک ربع راه میباشد و جاده خاکی است و از سطح دریا 2130 متر ارتفاع دارد ساعت 4/30 شروع صعود ما از روستای القونلار به همراه یک نفر راهنما بنام ابراهیم تولش بود در تاریکی شب حرکت ما شروع شد


همه اش به فکر مسیر 2 روزه که ما میخواستیم در یک روز صعود کنیم و برگردیم و برفی که جدیداً باریده بود بودم عبور یک روباه از جلومان در ابتدای صعود را به یمن


خوش و فال نیک گرفتم حرکتمان را در مسیر خلاف  رودخانه ایی که از کاچکار سرازیر بود و در تاریکی شب در سمت پائین ما صدای غرش آن به گوش میرسید ادامه دادیم ساعت 7/20 به محل دلبر دوزی به ارتفاع 2800 متر رسیدیم در اینجا به دو نفر بلژیکی که شب را همراه راهنمایشان در اینجا چادر زده بودند رسیدیم


و پس از صرف صبحانه ساعت 7/40 همراه آنها حرکت کردیم در مسیر متوجه شدم که راهنمای بلژیکیها به راهنمای ما میگوید سعی کنیم از بالای دنیز گلی برگردیم و بگوئیم اگر بروند موقع برگشت به شب بر میخورند به آقای  اینانلو مطلب را گفتم لذا سعی کردیم دو تیم جداگانه حرکت کنند و راهنماها زیاد با هم ارتباط نداشته باشند ساعت 9/50 به دنیز گلی رسیدیم


که یک دریاچه بسیار بسیار زیبا در ارتفاع 3356 متری میباشد بیاد دریاچه سبلان میافتم ساعت 10 دوباره براه افتادیم در بالای دنیز گلی به محل بوغاز یا دوه بوینی (گردن شتر - گردنه ) رسیدیم باز هم دیدم که


راهنمای بلژیکیها سعی در برگرداندن آنها دارد که ما سعی کردیم سریع راه بیافتیم زیرا با رفتن ما آنها نیز میامدند از اینجا قله به خوبی دیده میشد باید از اینجا به پائین میرفتیم و دوباره از آنجا بسوی قله حرکت میکردیم در میان انبوه برف اول راهنما و بدنبال آن ما در سرازیری حرکت کردیم راهنمای ما نیز بی میل نبود که ما برگردیم


ولی ما اصرار داشتیم که صعود را ادامه دهیم زیرا دلیلی برای برگشت نمی دیدیم و تنها میگفت که ما موقع برگشت به شب برمیخوریم و ان هم مشکلی نبود مسیر تقریباً مشخص بود یک کمره ایی بود که آنجا را دور زدیم و به راهنما گفتیم که اگر تو میخواهی بمان ما بریم وقله برگردیم و ایشان نیز قبول کرد همراه اینانلو حرکت کردیم و تیم بلژیکی نیز سایه به سایه ما میامد ما باید از یک شیب تند و طولانی خود را بالا


میکشیدیم تا به یال اصلی سوار شویم و از انجا خود را به قله برسانیم غافل از اینکه یال اصلی دارای مسیر نیست و تیغه میباشد و با رسیدن به یال در حالی که خیلی خسته بودیم کمی پائین آمدیم و در خط الراس نظامی حرکتمان را ادامه دادیم و اینجا دیگر پرچمهای قله خود را نشان میدادند و ما را که خیلی خسته بودیم به دیدار و


وصالش امیدوار میکرد ساعت 14/30 به قله کاچکار رسیدیم خیلی شاد و خوشحال بودیم به همدیگر این صعود را تبریک گفتیم و جای خالی تمام دوستان را یاد کردیم و عکس گرفتیم و تیم بلژیکی نیز رسید ساعت 15 بسوی پائین برگشتیم و همراه ابراهیم که کمی بالاتر آمده بود از مسیر قرینه کمره  به پائین آمدیم و در دنیز گلی هوا تقریباً تاریک شده بود و بارسیدن به دلبر دوزی بلژیکیها جهت جمع کردن چادر خود رفتند و ماهم ادامه مسیر دادیم و ساعت 9/30 شب به روستای القونلار رسیدیم اسماعیل ابی منتظر مابود به یایلی لار آمدیم و شب استراحت کردیم و دوش آبگرم هتل در آن هوای سرد لذت دیگری داشت صبح همراه اسماعیل به یوسفعلی آمده و از آنجا به ارضروم و از آنجا روانه کشور عزیزمان ایران شدیم .


برچسب‌ها: آرارات, قله سبحان, کاچکار, دنیزگلی, یایلیلار
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1392ساعت 23:47  توسط خسرو یوسفی  | 


بسمه تعالی

صعود قله آسمانکوه واقع در منطقه روستای هیو نظرآباد ساوجبلاغ

تاریخ : 1392/8/10


بعد از عبور از روستای هیو به محل پارکینگ میرسیم ماشینها را پارک میکنیم بعد از یک ساعت پیاده روی در دره باصفا و با طبیعت زیبای پائیزی به  امامزاده موسی میرسیم صبحانه را میخوریم و عده ایی راه چشمه آب زندگانی و عده ایی راه قله آسمانکوه را در پیش میگیرند من با قله ایها بودم پس از 3/5 ساعت کوهپیمایی در شیبهای نه چندان ملایم به قله آسمانکوه میرسیم آنسوی قله دنیای دیگری مانند قله شاه البرز و منطقه و سد طالقان را نظاره میکنیم و برمیگردیم.




















برچسب‌ها: چشمه آب زندگانی, آسمانکوه, امامزاده موسی, سد طالقان, روستای هیو
+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1392ساعت 11:18  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

تصاویری چند از صعود قله کاچکار در کشور ترکیه 

تاریخ 24 مهر 1392

گزارش تکمیلی بزودی


طبیعت زیبای مسیر کاچکار

طبیعت روستای هوک (یایلالار)


مسجد روستای یایلالار

در مسیر کاچکار


دنیز گلی


طبیعت کاچکار


فرود از بوغاز جهت ادامه صعود


در نزدیکی قله


خط الراس اصلی قله


اینجا سبلان نیست بلکه دنیز گلی کاچکار است


قله کاچکار


+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1392ساعت 11:28  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

با سلام خدمت دوستان عزیز

امروز دوشنبه 22 مهر ماه سال 92 همراه همنورد عزیزم آقای اینانلو عازم

صعود قله کاچکار در کشور ترکیه هستیم .

انشااله به یاری خدا پس از بازگشت گزارش این صعود در صدای کوهستان

 ارائه خواهد شد در صعود قبلی به قله آرارات و قله سبحان در کشور ترکیه

به علت ضیق وقت نتوانستیم صعود قله کاچکار را انجام دهیم انشااله در این

 برنامه بیاری خدا و با دعای دوستان عزیزم موفق به انجام این صعود

 بگردیم.
22/7/92
 


برچسب‌ها: قله کاچکار, ترکیه
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1392ساعت 7:36  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

با سلام خدمت دوستان

جهت شرکت در چهاردهمین صعود بین المللی قله آرارات (آغری ) به

مناسبت روز ملی ترکیه از  فردا 5 شهریور ماه برابر با 27 آگوست تا 31

آگوست در قالب یک تیم چهار نفره به همرا دوستانم آقایان پرویز ستوده و

مهدی امیر خانی و یعقوب خالقی عازم کشور ترکیه هستیم تا در این صعود

شرکت نمائیم


برچسب‌ها: آرارات, آغری, ترکیه
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1392ساعت 16:45  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

مسافرت جهت آشنایی با پستانداران و خزندگان

تاریخ : 23 تا 25 مرداد ماه 92

منطقه : پارک ملی گلستان


در ادامه کلاسهای راهنمای گردشگری در موسسه ارسباران علاوه بر آموزش تئوری

 باید جهت آشنایی بیشتر با موضوع همان درس مسافرتی نیز انجام داد و از نزدیک با

 موضوع آن درس بیشتر آشنا شد در این راستا مسافرت کلاس پستانداران و خزندگان

 و نیز دوزیستان به پارک ملی گلستان واقع در استان گلستان انجام شد در روز اول

از موزه  حیات وحش پارک ملی بازدید به عمل آمد

و جهت شب مانی در جنگل تنگراه

 کمپ برپا نمودیم  به محض تاریکی هوا گرازها در کنار چادرهایمان ظاهر شدند و

فعالیت خود را در شب شروع نموده بودند بعد از صرف شام حدود 2 ساعت گشتی در

 داخل جنگل زده  و به کمپ برگشتیم .

روز دوم آبشار زیبای لوه را دیدیم و با انواع دوزیستان از نزدیک آشنا شدیم این آبشار

 در4 کیلومتری جاده اصلی  و در ابتدای ورودی پارک ملی ازسمت گالیکش به سمت

 راست قرار دارد و از روستای لوه میگذرد


آبشار لوه

بعد از ظهر نیز ارتفاعات جنگل تنگ گل را تا آبشار آدام چاغران بالارفتیم هر چند به


آبشار آدام چاغران


علت زیاد بودت نعداد نفرات و سر و صدا نتوانستیم خرس ببینیم ولی از کنار جاده

 آهوان را تماشا کردیم
عکس از مهدیه کریمی


بعد با ماشین جاده را به سمت خراسان شمالی ادامه مسیر

داده و در منطقه حفاظت شده قورخود در پاسگاه دشت میرزا بایلو جهت شب مانی

 مستقر شدیم  امشب نیز در دشت میرزا بایلو حدود 2 ساعت پیاده روی کردیم

و تا کاروانسرای عباسی رفتیم
ورغ قفقازی

روز سوم نیز دشت میرزا بایلو را تا دهانه کوه آلمه پیش رفتیم و انواع خزندگان و گله

 های فوچ  و میش و کل و بز را دیدیم گله ها به محض دیدن ما با سرعت فوق العاده

 پا به فرار میگذاشتند
عکس از خانم اسفندی
 بعد بسوی تهران حرکت نمودیم و ساعت 12.30 شب این سفر

 خاطره انگیز و به یاد ماندنی به پایان رسید.

لازم میدانم از استادان عزیز و گرامی آقای باربد صفایی و آقای اسفندیاری و

 همچنین ازتور لیدرعزیزمان  خانم اسفندی و نیز خانم احسانی و از خان مهدیه بابت

 ارسال عکسها تشکر نمایم


عکس ا ز مهدیه



برچسب‌ها: آبشار آدام چاغران, آبشار لوه, دشت میرزابایلو, جنگل تنگ گل, جنگل تنگراه
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1392ساعت 16:48  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود 15 دماوند سر فراز

تاریخ : 17و 18 مرداد 1392

اعضاء : پرویز ستوده شایق ، مهدی امیرخانی، حبیب اله داداشی،داود خالقی، سرداری، شهریار عدنان، حمید سفیدیان، خسرو یوسفی قولان

سپاس خدایی را که مرا عاشق کوهستانهایش قرار داد شیفته کمتال و سبلان و علم و دماوندش و....... نمود




صعود 15 دماوند در روزهای پنجشنبه و جمعه 17 و 18 مرداد ماه از جبهه

جنوبی و در شرایط هوایی نامساعد به یاری خدا با موفقیت انجام گردید ،

یکی از بزرگان دنیای کوهنوردی گفته : " در کشور کوهستان همه


کوهنوردان شهروندان کشور کوهستان هستند " در آنجا ملیت ، زبان ، رنگ

، نژاد هیچکدام کاربردی ندارند همه کوهنورد بودند و همه شهروند کشور

دماوند، باهم و در کنار هم ، سکوی قهرمانی نداشت و رفاقت جای رقابت را

گرفته بود بقیه درسهای اخلاقی کوه را همه کوهنوردان حفظ هستند و زیاد

لازم نیست من وارد این وادی شوم تنها درتیم 8 نفره ما اعضاء آن از 3

استان اردبیل و تهران و آذربایجانشرقی حضور داشتند بعضی ها همدیگر را



اولین بارمیدیدیم و اولین صعود مشترک ما بود ولی انگار سالیان سال است

که همدیگر را میشناسیم درد و دغدغه همدیگر را میدانیم به هر حال در

دنیای عمودی علاوه بر لذت سختیهای صعود اعم از کنار آمدن با باد و بوران

و بالا رفتن از شیبهای تند دماوند و تحمل بوی آزار دهنده گوگرد آن که همه

اینها با ایستادن بر بالای قله و همنشین شدن با دماوند به کلی فراموش

میشود و لذت تلخ دیگری دارد ادامه جریان زندگی در کنار دوستان با اخلاق

و منش کوهنوردی لذت دیگری است که فقط در عالم کوهنوردی وجود دارد

من گزارش اجرایی نخواهم نوشت زیرا دوست بزرگوارم آقای مهندس

ستوده در وبلاگ وزین نشاط کوهستان گزارش مفصلی در دو قسمت ارائه

نموده اند و من فقط جهت استفاده در برنامه های آتی زمانبندی برنامه را

مینویسم : ساعت 9/30 از تهران حرکت نمودیم و ساعت 11 به رینه

رسیدیم به علت ارادت خاص به حسن آقا فرامرزی و خاطره و یاد اولین

صعودم به دماوند من معمولاً از قرارگاه رینه صعودم را شروع میکنم صرف

صبحانه و تنظیم کوله ها و حرکت به سمت مسجد صاحب الزمان و ساعت

2/20 پس از تحویل کوله ها به حسین قلیزاده (قاطرچی) به سمت بارگاه

3 حرکت نمودیم ساعت 5/15 به بارگاه رسیدیم بر پایی چادر و استراحت


و هم هوایی و خواب اندک ساعت 3/15 روز جمعه جهت وصال به سوی

قله حرکت نمودیم و ساعت 10/30 بر بلندای قله دماوند شاد و سر حال از



وصال یار به همدیگر تبریک می گفتیم و سجده شکر نمودیم و عکس

میگرفتیم و ساعت 11 با دماوند بدرود تا درودی دیگر گفتیم و و در میان

هوای مه آلود به پائین سرازیر شدیم/.




برچسب‌ها: دماوند, دنیای عمودی, رینه, مسجد صاحب الزمان, کشور کوهستان
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1392ساعت 17:18  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی 


تندیس سرداران شهید آذربایجان

در میدان شهداء تبریز

این تندیسها با هدف ارج نهادن به مقام شامخ شهدا توسط استاد احد حسینی ساخته شده و به عنوان نماد ایثار و مقاومت تبریز در میدان شهدا نصب شده است



تندیس سرداران شهید هشت سال دفاع مقدس آذربایجان

به ترتیب از راست به چپ :

شهید جواد فکوری - شهید حمید باکری - شهید حسن باقری - شهید

مهدی باکری - شهید حسن شفیع زاده - شهید مرتضی یاغچیان - شهید

علی تجلایی

رو حشان شاد راهشان پاینده باد





برچسب‌ها: شهید جواد فکوری, شهید حمید باکری, شهید حسن باقری, شهید مهدی باکری, شهید حسن شفیع زاده
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1392ساعت 16:44  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

 ادبیات خودرویی بخش دوم:


دو چیز در دنیا صدا ندارد : مرگ گدا ، عیب ثروتمند

تو را من چشم در راهم

بیا مهدی شب هجران سحر کن

مادام در آغوش نگیرم نگرانم

من از روز ازل احساسیم* هر چه باداباد تا ابد عباسیم

ما ز چاه آب میخوریم دریا فسادت میکند

به یکتایی قسم یکتاست عباس

خسته از تکرار شبها

گر پادشه عالم شوی باز هم گدای مادری

هرچه داریم همه از کرم عباس است

به هرکس مینگرم در شکایت است

در حسرتم لذت دنیا به کام کیست؟

هستی بلا نیستی عذاب

هر که مرا دید ترا نفرین کرد

خدائیت کربلات بهشته

برای زنده بودنم دلیل آخرینم باش

سرعت نشد مردی * شرط آنست که برگردی

یاد خدا آرامش بخش دلهاست

نیم کیلو باش ولی مرد باش

شاهان جهانند گدایان ابوالفضل

خدایا آسمانت متری چند؟

حرم فقط حرم حسینی

هرکس به کسی نازد ماهم به علی نازیم

دیگه پسر خوبی شدم

ساخلیان ساخلار (نگهدارنده نگه میدارد)

به مد پوشان عالم بگوئید آخرین مد کفن است

الهی چپ کنم شاید پرستارم تو باشی

در طلوع هر امیدی من غروب نا امیدم

زندگی حکمت اوست چند برگ را تو ورق میزنی مابقی را قسمت



برچسب‌ها: ادبیات خودرویی
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1392ساعت 20:35  توسط خسرو یوسفی  | 

 بسمه تعالی

صعود قله علم کوه

تاریخ 12 و 13 تیر ماه 92

گروه کوهنوردی سازمان فضایی ایران

آشنایی با منطقه علم کوه:

علم کوه با ارتفاع 4850متر دومین قله ایران پس از دماوند میباشد که در سلسله جبال البرز واقع شده و این منطقه در البرز غربی میباشد و به خاطر دیواره بلند آن به ارتفاع 750 متر و عرض 450 متر مورد توجه کوهنوردان خارجی و ایرانی قرار گرفته  که پس از عبور از یخچال علم چال از ارتفاع 4100 متر صعود میشود.

این منطقه با وجود بیش از 47 قله بالای 4000 متر به عنوان آلپ ایران مشهور بوده و بهشت کوهنوردان میباشد که زیبایی و عظمت و صلابت رشته کوه البرز را در اینجا به نمایش گذاشته است .

از یخچالهای مهم آن میتوان هفت خوان، علم چال ، یخچال شمالغربی ، تخت سلیمان ، خرسان ، چالون و مرجیکش را نام برد.

قله های مهم آن عبارتند از :

علم کوه 4850متر که از شمال به شانه کوه و از جنوبغرب به قلل خرسان و از شرق به سیاه سنگ متصل است

دو شاخک 4750متری که مانند نگهبانان این منطقه در طول تاریخ با صلابت ایستاده اند و از منطقه پاسداری میکنند

 تخت سلیمان 4659 متر و خرسان 4620 متر که به علت وجود خرسهای زیاد دز این منطقه بدین نام نامیده شده و قله های چالون 4550مترو قلل هفت خوان که بلندترین آنها 4500متر میباشد و شانه کوه 4450متر ، رستم نیشت 4426 مترپسندکوه 4348 متر مناره 4300متر سیاه کمان 4472 متر سیاه گوکهای شمالی و جنوبی 4445 متر و 4500متر و مرجیکش 4580متر میباشد.



روز شمار برنامه :

بر اساس تقویم گروه کوهنوردی سازمان برنامه علم کوه در روزهای 12 و 13 تیر ماه اجرا گردید و سر پرستی آن بر اساس پیشنهاد مسئول کار گروه فنی بر عهده اینجانب بود.

روز اول 12 تیر ماه : صبح چهارشنبه ساعت4/15 برنامه از جلو دانشگاه علم و صنعت شروع و با سوار شدن بقیه نفرات در طول مسیر نهایتاً ساعت 6/15 از کرج براه افتادیم و پس از صرف صبحانه در سیاه بیشه ساعت 11/10 به رودبارک و ساعت 12 به دوراهی ونداربن رسیدیم و بدلیل خراب بودن پل که در حال بازسازی بودند نتوانستیم به قرارگاه ونداربن برویم

صعود به قله علم کوه از منطقه کلاردشت از دو مسیر تنگه گلو - حصارچال و یا مسیر سرچال و علم چال انجام میگیرد و ما مسیر اول رابرای صعود انتخاب کرده بودیم


از ونداربن با یک دستگاه نیسان که با یک ساعت تاخیر آمد ساعت 14 به تنگه گلو رسیدیم و پس از آماده سازی کوله ها ساعت 14/15 بسوی حصار چال حرکت کردیم صعود مسیر مابین تنگه گلو و حصار چال از کنار رودخانه و از دو سوی آن انجام میگیرد که باید دقت نمود که پس از تمام شدن صخره ها در طرف سمت چپ رودخانه به سمت چپ آن رفت و مسیر را ادامه داد زیرا در سمت راست یک پرتگاه وجود دارد که همیشه صعود کنندگان به سختی از آن عبور میکنند و نیز خطرناک میباشد تصمیم ما این بوده که جهت هم هوایی حرکتمان خیلی آرام و شب مانی در زیر ارتفاع 3800 متر باشد که هم هوایی بهتر صورت پذیرد ساعت 17/15 به حصار چال میرسیم و در ارتفاع 3754 متری چادرهایمان را بر پا میکنیم تنها نگرانی من از بیماری ارتفاع


همنوردانم بوده که به همین دلیل خواستم به ارتفاع بالاتر برویم و برگردیم ولی اکثر دوستان ترجیح دادند در چادرها استراحت نمایند و من همراه آقای ستوده و امیرخانی به پائین دست مرجیکش رفتیم و پس از مدتی توقف در آنجا برگشتیم و شب را در چادر خوب استراحت نمودیم.

روز دوم 13 تیر ماه : ساعت 3/30 بامداد بیدارباش و ساعت 4 شروع حرکت ما بسوی قله علم کوه بود خیلی آرام حرکت میکنیم هوا صاف و دلپذیر است در پائین مرجیکش از روی برفها عبور میکنیم شیبهای ملایم تمام میشود و به زیگزاگهای پائین مرجیکش میرسیم ما مسیر پائین دست مرجیکش را انتخاب میکنیم و باید مرجیکش را نیم دور بزنیم تا علم خود را به ما بنمایاند در ضلع غربی مرجیکش عبور از روی یک یخجال فصلی کمی کار ما را مشکل میکند ولی از آن نیز رد میشویم و سوار گرده ایی میشویم که محل تلاقی راه مرجیکش و سیاه سنگها و حصار چال و قله علم کوه میباشد

و پس از آن راه خود چگونه رفتن را به ما میگوید و ما آهسته آهسته خود را به قله علم کوه نزدیک میکنیم و ساعت 10 میرسیم به جایی که دیگر بالاتر از آن جایی برای رفتن وجود ندارد اینجا قله علم کوه است در سمت شمال علم چال و قلل تخت سلیمان و شانه کوه در سمت جنوب حصار چال و مناره و درغرب قلل خرسان و در


شرق شاخکهای نگهبان و سیاه سنگ و مرجیکش و در دوردستها سیاه کمان و نیز سایر قلل منطقه خود نمایی میکنند علم کوه با تمام  صلابت و عظمت ما را پذیرا میشود سرود میخوانیم و به همدیگر تبریک میگوئیم و عکس میگیریم


و ساعت 10/30 وقت خداحافظی فرا میرسد و تا دیداری دیگر علم کوه را بدرود میگوئیم و ساعت 12/30 به حصار چال میرسیم و ساعت 14/20 بسوی تنگه گلو حرکت میکنیم و ساعت 16 به تنگه گلو رسیده و منتظر نیسان میمانیم و ساعت 17 با نیسان بسوی رودبارک برمیگردیم و ساعت 19 به رودبارک میرسیم و راه تهران را پیش میگیریم .


اعضاء : آقای حبیبی فر ، نوروزی ، غنی زاده ، حق بیان ، مصطفوی ، امیر خانی ، ستوده  ، یوسفی 


برچسب‌ها: علم کوه, حصارچال, علم چال, ونداربن, تنگه گلو
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1392ساعت 14:47  توسط خسرو یوسفی  | 


بسمه تعالی 


صعود قله علم کوه

تاریخ : 12 و 13 تیر ماه 1392

اعضا : پرویز ستوده - محمد نوروزی - غلامرضا حبیبی فر - رضوان ا...حق بیان - رضا غنی زاده - سید حمید مصطفوی - مهدی امیر خانی - خسرو یوسفی

صعود قله علم کوه در تاریخ 12و 13 تیر ماه 1392 از مسیر حصار چال انجام گردید گزارش آن را در وبلاگ نشاط کوهستان دوست و همنورد عزیزم آقای ستوده در پستهای زیر بخوانید :

http://www.neshate-koohestan.blogfa.com/post/2872

http://www.neshate-koohestan.blogfa.com/post/2873

http://www.neshate-koohestan.blogfa.com/post/2874

http://www.neshate-koohestan.blogfa.com/post/2876

و من نیز بزودی گزارش آن را در صدای کوهستان ارائه مینمایم


برچسب‌ها: علم کوه, حصارچال
+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1392ساعت 11:9  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود قله سلطان سنجر ( ارتفاع 3255 متر )

اعضاء : مهدی امیرخانی - خسرو یوسفی

تاریخ : 92/4/7

کوه سلطان سنجر


برنامه این هفته ما صعود قله سلطان سنجر یا سلطان حهانگیر میباشد این کوه در 15 کیلومتری شهرستان زنوز میباشد و فاصله آن از تبریز حدود 100 کیلومتر است و ارتفاع این قله 3255 متر و در بین اهالی بومی به سلطان زنجیر مشهور است علت نامگذاری آن این بوده که وقتی سلطان سنجر آخرین پادشاه سلجوقیان در یکی از جنگها از قراختائیان شکست میخورد و در کوهها آواره میشود به پیر عابدی که در این کوه کلبه ایی داشت پناه می آورد ومدتی در آنجا میماند و بدین جهت این کوه به عنوان مخفیگاه سلطان سنجر مشهور میشود
روستای زنوزق




اجرائ برنامه :

صبح جمعه 7 تیرماه ساعت 4/45 از تبریز حرکت میکنیم از شهرهای صوفیان و مرند و زنوز میگذریم و از روستای زیبای زنوزق نیز رد میشویم و به ییلاق مهار میرسیم در انتهای ییلاق در وسط دره ایی ماشین را پارک کرده ساعت 7 صعودمان را شروع میکنیم از کنار گله های گوسفند و چشمه ها و مراتع زیبا میگذریم و به گردنه ایی میرسیم که میتوان گفت حد فاصل بین مرند و منطقه قره داغ میباشد به پایین سرازیر شده و از رودخانه عبور

ییلاق مهار

گلهای زیبای طبیعت

ماری که در اول صبح دیدیم

میکنیم و سوار یالی میشویم که ما را به قله سلطان سنجر میرساند ابتدای یال شیب ملایم بوده و رفته رفته مخصوصاً نزدیک قله شیبهای تند را پشت سر میگذاریم و ساعت 11/30 به قله سلطان سنجر میرسیم .


قبر بالای قله




یک قبر داخل یک چهار دیواری سنگ چین شده و سنگ چین های متعدد دیگری بالای قله وجود دارد کل منطقه مانند یک تابلو نقاشی زیبا در معرض دیدگان ما قرار گرفته یک طرف کوههای میشو و گوی زنگی و علی علمدار و طرف دیگر کوههای کیامکی و کمتال و سایر کوههای منطقه قره داغ سر به آسمان کشیده و گویا منطقه را دیده بانی و نگهیانی میکنند و طبیعت بکر وزیبا در آرامش کامل به سر میبرد ما از قله خداحافظی کرده اما مسیر
مسیر فرود سمت غربی قله
دیگری را انتخاب میکنیم و در دامنه غربی قله در کنار چشمه ایی صبحانه و ناهارمان را یکجا صرف نموده و به ییلاق مهار میرسیم و عازم تبریز میشویم

 







برچسب‌ها: قله سلطان سنجر, ییلاق مهار, روستای زنوزق, شهرستان زنوز, منطقه قره داغ
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1392ساعت 16:45  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود 43 قله سبلان

تاریخ : 31/3/92

اعضاء : امیرخانی - داداشی - محمدی - یوسفی



در آخرین روز بهار برای تجدید دیدار با سبلان زیبا و همیشه سرفراز راهی دیار سبلان شدیم این بار گرچه سبلان به ما اجازه دیدار قله اش را داد ولی دیدار با دریاچه زیبایش را که حتماً یخ گرفته و روی آن را نیز برف پوشانده بود اینبار از ما دریغ داشت

ساعت 30/12 شب 30 خرداد از تبریز حرکت کردیم از شهرهای اهر و مشکین گذشتیم با توجه به مه آلود بودن قسمتی ازجاده با تاخیر ساعت 4 به شابیل رسیدیم بلافاصله یک دستگاه لندرور دربست برای پناهگاه کرایه کردیم کرایه لندرورها برای امسال 60 هزار تومان تعیین شده است یعنی افزایش 67درصدی قیمت نسبت به سال قبل،

ساعت 10/5 صعودمان را شروع نمودیم به شدت برف میبارید حرکت از روی یال یادآور صعود زمستانی سال 91 همراه آقای خالقی میباشد که در همینجا یک گرگ دنبالمان میکرد جای خالی ایشان را در این صعود یاد میکنیم  دوستان دیگرم که همراه آفای اصولی قراربود از مسیر جانپناه غربی صعود کنند در آخرین تماسم آنها در اوباهای خاوندی گرفتار باران شده بودند و بعد نیز موبایل خط نمیداد بعد از اتمام یال اول کلاً تا بالای قله بر روی برفی که تازه باریده بود و تمام مسیر را پوشانده بود مسیر را ادامه دادیم ولی با وجود هوای تقریباً سرد و گاهگاهی وزش باد تا سنگ محراب تقریباً صعودی آسان داشتیم و بارش برف نیز قطع شده بود ولی ترس من فقط از ابر تیره استراتوسی بود که به آرامی بسوی قله حرکت میکرد و نشان از هوای بد می داد


بعد از سنگ محراب مه غلیظ همه جا را پوشانده بود دو سه متر بیشتر جلو خود را نمی دیدیم مسیر اصلاً مشخص نبود و همه جا سفید بود به سوی دریاچه ادامه مسیر دادیم ولی بخاطر ترس از گم کردن راه و سقوط در پرتگاههای سمت راست ما خیلی بیشتر از حد معمول به سمت چپ رفته بودیم واقعاً هوای اینجا را حتی در صعودهای زمستانی اینجورندیده بودم رسیدیم به جایی که دیدیم از هرکجا حرکت میکنیم به سرازیری میرویم فکر میکنم اینجا قله سمت چپ دریاچه بود و دریاچه را پیدا نکردیم در اینجا همه گروههای صعود کننده یک گروه شده بودند ولی هیچکدام دریاچه را ندیدیم دریاچه یادآور خاطرات شیرین و تمام دوستانی میباشد که در 42 صعود قبل باهم بودیم در اینجا تصمیم گرفتیم برگردیم در یکی از گروهها که یک دستگاه GPS وجود داشت با استفاده از آن بسوی سنگ محراب حرکت نمودیم ولی به نظر من مسیر را اشتباه میامدیم ولی GPS مسیر را درست نشان داده بود بعد از مدتی به سنگ محراب رسیدیم و خیالمان راحت شد و دیدار دریاچه سبلان را به وقتی دیگر موکول میکنیم و تا صعودی دیگر از سنگ محراب خداحافظی میکنیم .

متاسفانه عکسهای دیگری از این صعود در دسترس نبود قرار بود دوستان عکسها را به من برسانند که فعلاً نداده اند


برچسب‌ها: سبلان 43, سنگ محراب, دریاچه سبلان
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1392ساعت 10:20  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

مسافرت ژئو توریسم

تاریخ : 9و10 خرداد 1392

منطقه : تخت سلیمان

موسسه  ارسباران

کلمه ژئو به معنی زمین است با توجه به اینکه پدیده های زمین شناسی نسبت به سن انسان ثابت است به همین دلیل امکان تهیه نقشه وجود دارد

در این گردش علمی کارآموزان راهنمای گردشگری و راهنمای کوهستان با فرایندهای موثر در ایجاد پدیده های ژئوتوریستی بشرح ذیل آشنا شدند:

1- فرسایش : تنگه های عمیق، اشکال قارچ مانند ، اشکال و تندیسهای فرسایشی ، بدلندها

2- غارها : بازدید از غار کتله خور که بدلیل ممنوعیت عکاسی در داخل غار نتوانستیم عکس تهیه کنیم

3- چشمه های آبگرم تراورتن ساز

4- گنبدهای نمکی

5- آتشفشانها

6- کویرها و پدیده های مرتبط

7- رسوبات رنگارنگ

8- آبشارها

استاد این دوره آقای توکلی و تورلیدر آقای صفری بودند

در این مسافرت از چندین سایت زمین شناسی از جمله : دودکش جن ، تخت سلیمان، زندان سلیمان، غار کتله خور و نیز از گنبد سلطانیه بازدید به عمل آمد



دود کش جن


دریاچه مجموعه تخت سلیمان


ورودی تخت سلیمان


زندان سلیمان


گنبد سلطانیه


برچسب‌ها: ژئو, ژئوتوریسم, تخت سلیمان, زندان سلیمان, عار کتله خور
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1392ساعت 12:43  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

این مطلب را از وبلاگ وزین نشاط کوهستان با اجازه دوست عزیزم آقای ستوده در صدای کوهستان آورده ام با توجه به اینکه موضوع این مطلب مصداق حال من در سالهای عمر کاریم مخصوصا ً در سال 91 میباشد و خیلی حوشم آمده در این پست گذاشته ام


آری از پشت کوه آمده ام ,و میخواهم به همانجا برگردم با افتخار...

چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!


برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم


ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ.

بر گرفته از وبلاگ نشاط کوهستان



برچسب‌ها: پشت کوه, گرگ, عرش, فرش
+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1392ساعت 17:10  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

تاریخ 26 اردیبهشت در ادامه کلاس گیاهان از کلاسهای راهنمای گردشگری و راهنمای کوهستان در موسسه ارسباران برای آشنایی بیشتر با گونه های گیاهی به منطقه سیاه بیشه در جاده چالوس رفتیم منطقه سیاه بیشه در البرز مرکزی واقع گردیده و به تناسب جذب رطوبت این منطقه پوشش گیاهی خاص دارد یعنی پوشش گیاهی به تناسب ارتفاع و به اندازه رطوبت جذب شده متفاوت میباشد و این ناحیه که ناحیه گذاری از سمت شمال به سمت مرکز ایران میباشد یعنی ناحیه transition است در این نوع نواحی پوشش گیاهی متنوع ولی تعداد آنها کمتر است و هر چه به ناحیه مرکزی نزدیکتر شویم به عکس از تنوع گیاهی کاسته شده  ولی تعداد آنها افزایش می یابد

در این کلاس با گونه های بسیار زیادی از گیاهان آشنا شدیم که فقط به عناوین قسمتی از آنها اشاره میشود:

مانند گل خبرآور بهار ، کرونیالا ، فراموشم مکن ، گوش بره ، بابونه ، ازمک ، شیرسگ ، سنسورا ، نسترن ، گون ، درخت ولیک ، قدومه ، گلوسیوم ، خارمریم  ، گلابی وحشی ، سیب وحشی ، پیچک صحرایی ، ماهور ، بید مشک ، زنبق البرزی ، کیکم ، پنیرک روناس و..................






برچسب‌ها: سیاه بیشه, خبرآور بهار, کرونیالا, فراموشم مکن, گوش بره
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1392ساعت 14:4  توسط خسرو یوسفی  | 


لذت مادر داشتن

زندگی را دوست دارم در کنار نام دوست

در کنار نام محبوبی که مادر نام اوست

شعر لذت مادر داشتن از فریدون مشیری:


تاج از فرق فلك برداشتن

جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ره يافتن

هر نفس شهدي به ساغر داشتن

روز ، در انواع نعمتها و ناز ،

شب ، بتي چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب ،

روي گيتي را منور داشتن

شامگه چون ماه رؤيا آفرين ،

ناز بر افلاك و اختر داشتن !

چون صبا در مزرع سبز فلك ،

بال در بال كبوتر داشتن

حشمت و جاه سليمان يافتن ،

شوكت و فر سكندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زيستن ،

ملك هستي را مسخر داشتن

بر تو ارزاني كه ما را خوش تر است ،

لذت يك لحظه ، مادر داشتن

یازده اردیبهشت روز مادر مبارک

یاد مادر بسیار عزیز و مهربانم را گرامی میدارم و به حق

 مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها که مادرم نیز

 همچون آن حضرت مظلومانه از دنیا رفت از خداوند

 مهربان رحمت واسعه و مغفرت الهی  برایش خواستارم


برچسب‌ها: لذت یک لحظه مادر داشتن, سلیمان, سکندرحضرت زهرا, روز مادر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1392ساعت 19:16  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود قله میشو

تاریخ : 30/1/92

اعضاء : مهدی امیر خانی و خسرو یوسفی

برنامه این هفته ما صعود قله میشو و پیمایش خط الراس میشو - گوی زنگی بود ولی با توجه به مه گرفتگی مسیر این پیمایش را به وقتی دیگر موکول می کنیم تا از زیباییهای آن بیشتر لذت ببریم و این هفته فقط به صعود قله میشو قناعت میکنیم

ساعت 30/5 ازتبریز حرکت میکنیم و یک صعود سریع از مسیر سمت راست مسیر عمومی انجام میدهیم و در دو خواهرون به مسیر عمومی میرسیم و مسیر را ادامه داده و ساعت حدود 9 بر قله میشو ایستاده ایم ولی در این فصل میشو بیش از اندازه زیبا و با صفاست دره های مه گرفته ، برفچالهای زیبا ، طبیعت سبز میشو را دو چندان زیبا نموده استدو خواهرون 30/1/92



برچسب‌ها: میشو, دوخواهرون
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 16:22  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود قله کمتال

مسیر رفت : کنار رود ارس-دره شفلی- برگشت : مسیر عمومی

تاریخ : ۲۳ فروردین ۹۲

اعضاء : مهدی امیرخانی (سرپرست)-داود خالقی - مختار راوند- احمد محسنی- خسرو یوسفی

گلهای کمتال 23 فروردین 92

صبح روز جمعه ۲۳ فروردین ساعت ۱۵/۵ از تبریز حرکت نموده از طریق مرند و علمدار گرگر(هادیشهر) وسیه رود به دهانه دره شفلی رسیدیم بلافاصله ساعت ۱۰/۸ صعودمان را به سرپرستی آقای امیرخانی آعاز کردیم با آنکه در این فصل بیشتر گروههای کوهنوردی و سایر مشتاقان بسوی کمتال میایند ولی از این مسیر تنها

کمتال شفلی دره 23فروردین 92

 گروه صعود کننده تیم ۵ نفره ما بود کمی بالاتر ۲ نفر محیط بان را دیدیم که برای آنها هم سئوال بود که چرا از این مسیر صعود میکنیم از ما مجوز صعود خواستند و ما هم با توضیحاتی که دادیم از آنها خداحافظی کرده و به صعودمان ادامه دادیم تا به محل چشمه رسیدیم تا این محل دو تا سه راهی وجود دارد که صعود کنندگان مسیر را اشتباه میکنند به همین خاطر باید خیلی دقت کرد در کنار چشمه که یک حوض سیمانی نیز جهت آبشخور حیوانات تهیه شده است صبحانه و چایی را صرف نموده دوباره براه میافتیم و تا پایان دره شفلی ادامه مسیر میدهیم و از این به بعد که

کمتال مسیر شفلی دره 23 فروردین 92

 هیچگونه راه پاکوب مشخصی وجود ندارد برای صعود دره منتهی الیه سمت چپ را

کمتال مسیر شفلی دره 23 فروردین 92

 انتخاب نموده و از نزدیکترین مسیر خود را به یال اصلی میرسانیم هر چند این مسیر به دلیل سنگلاخی بودن سخت است ولی مسیر مشخصی میباشد و نظر دوستان این است که دره های سمت راست راحت تر از این مسیر میباشد ولی من چنین نظری ندارم

کمتال مسیر شفلی دره 23 فروردین 92

بر روی یال، با دیدن طبیعت زیبای هر دو سوی آن و نگاه به دره های سهمناک و نیز قندیلهای کمتال حال و هوای دیگری به انسان دست میدهد و خستگی مسیر را از

کوهستان کمتال 23 فروردین 92

 تن میزداید بر روی یال اصلی ادامه مسیر میدهیم و کمی پائین تر از قله به راه پاکوب مشترک مسیر عمومی میرسیم و بعد از ۱۰ دقیقه ساعت ۲۰/۱۴ بر روی قله زیبای

قله کمتال 23 فروردین 92

 کمتال ایستاده ایم خدا را شکر میکنیم و عکس میگیریم و به همدیگر تبریک میگوئیم و از مسیر عمومی بر میگردیم  

قله کمتال 23 فروردین 92

گلهای کمتال 23فروردین 92

 


برچسب‌ها: کمتال, دره شفلی, قندیلهای کمتال, دره های سهمناک, مجوز صعود
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1392ساعت 16:40  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی
 
 

با خودم قرار گذاشته بودم که در صدای کوهستان به غیر از کوه چیز دیگری ننویسم ت

ا اینکه بعد از فراغت از کار این فرصت پیش بیاید و در مورد همه چیز بنویسم ولی

 متاسفانه یا خوشبختانه فعلاً این فرصت پیش نیامده ، درسته که فعلاً نمیتوانم در

 مورد همه چیز که دلم میخواهد بنویسم ولی تا آنجا که میتوانم غیر از موضوعات کوه

 نیز چیزهایی را که میتوانم مینویسم اولین موضوعی که به نظرم جالب میامد ادبیات

 خودرویی است رانندگان این زحمتکشان جامعه در پشت و بغل ماشینشان جملاتی

 را مینویسند که زیباست تصمیم گرفته ام تا آنجا که مقدور باشد این جملات را در

 وبلاگم قرار دهم جالب است که تا حال هر جمله ایی دیده ام بدون سانسور نوشته

 ام ولی هیچکدام از آنها هیچگونه ناهنجاری و یا بدآموزی ندارد

 

ادبیات خودرویی (۱)

من مثل بعضیها نیستم که پشت ماشینم چیزی بنویسم

محبت کن شاید فردایی نباشد

در پناه مولا

عاقبت لیسانس گرفتن

امان از دل زینب

کاش جوانی هم المثنی داشت

آنا یوردوم ....... ( زادگاهم .......)

عاقبت فرار از مدرسه

فاطمه واژه بی خاتمه

این قافله عمر عجب میگذرد

دنقلی یواش  (خیلی کوچولو یواش )

هیچکس همراه نیست تنهای اول

همیشه محکوم ولی بی گناه

چو خواهی شوی از خطر در امان    پناهنده شو بر امام زمان

آناما قربان من اولوم(فدای مادرم من بشوم)

خدایا نمیگویم دستم را بگیر ، سالهاست که گرفته ایی رهایم مکن

بیهوده متاز که مقصد نهایی خاک است

عجب دیوانه بازاریست دنیا

کاش بچگی هم المثنی داشت

یانسین یامان گوز (بسوزد چشم بد)

در کجا بودید وقتی جنگ بود

خدایا دوزخت فرداست چرا امروز بسوزم

هیچ گلی زیباتر از لبخند مادر نیست

خدایا لوطیان را خوار مکن

بخاطر تو دیشب بابام منو زد

نهر اوسته سوسوز یاتان قولسوز علمداروه قربان(فدای علمداری که در کنار نهر تشنه خوابیده)

در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی  کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

آسمان تکیه بر دستان تو دارد یا ابوالفضل

با هر که ساختیم باختیم

درد ما به جز ظهور تو مداوا نشود

دریای غم ساحل ندارد

الهی گاهی نگاهی

با تولد رنج ما آغاز شد

کاش میشد گوشه ای می نوشتم خدایا خیلی خسته ام اگه میشه صبح بیدارم نکن


برچسب‌ها: ادبیات خودرویی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1392ساعت 15:0  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه خطرها کرده ایم  

گزارش صعود زمستانی سبلان ( صعود۴۲)

تاریخ ۲۱و ۲۰/۱۱/۹۱

اعضاء : داود خالقی - خسرو یوسفی

سبلان 20بهمن 91

صعود زمستانی امسال سبلان در روزهای جمعه و شنبه ۲۰ و ۲۱ بهمن ماه همراه همنوردم آقای خالقی در حالی صورت گرفت که قبل از اجرای این برنامه تعداد خیلی زیادی از دوستان حدود ۱۷ نفر درخواست کرده بودند که در این صعود شرکت نمایند از جمله آقای واحدی به همراه دوستانش ۴نفر از بهار همدان و همنوردان صعود زمستانی سالهای قبل و نیز تعدادی از همکاران و دوستان وبلاگی ، گرچه هماهنگی اینکار مخصوصاً در صعود زمستانی خیلی سخت بود ولی من نیز به هیچکس جواب رد نداده بودم ولی میدانستم که موقع رفتن خیلی ها نمی آیند به قول ضرب المثل ما ترکها: "گئجئدن اودونا گئدن چوخ اولار ولی صبح ایپ تاپولماز" یعنی:" از موقع شب برای رفتن جهت آوردن هیزم خیلی ها داوطلب میشوند ولی موقع صبح طناب پیدا نمیشود" به هر حال موقع رفتن به سبلان دیدم خودم باید تنها بروم ولی خوشبختانه در آخرین لحظات آقای خالقی از همنوردان  صعود زمستانی سال قبلم اعلام آمادگی کرد و گفت من میایم بویژه اینکه کفش دو پوش خیلی خوب و نیز پوشاک و تجهیزات خوبی خریداری کرده بود بالاخره صبح روز جمعه ساعت ۳۰/۵ از تبریز حرکت کردیم ساعت ۳۰/۹به شابیل رسیدیم  و با توجه به تجربه سال قبل ماشین را در بالا یعنی کنار کارگاه تله کابین پارک نمودیم  و ساعت ۱۰ صعودمان را از کنار مسیر تیرهای تله کابین آغاز کردیم در فاصله کمی از ما نیز ۳ نفر که دو نفرشان از همدان و یک نفر از تبریز بودند در حال صعود بودند و در پناهگاه متوجه شدیم که یکی از آنها خانم سلماسی از هیمالیا نوردان بنام کشورمان میباشد (واقعاً صعود خوبی انجام دادند در پایین تر از سنگ محراب جایی که ما خیلی خسته بودیم و به سختی آنجا را بالا میرفتیم برفکوبی مسیر ، پاهای ما را از کار انداخته بود ایشان خیلی راحت و سرحال مثل اینکه در چهار راه آبرسانی تبریز قدم میزند خیلی راحت آنجا را بالا میرفت )هوای کاملاً مساعد زمستانی و بدون باد ،جان می داد برای دیدار با سبلان و صعود به سوی قله زیبای آن ، شیب را بالا رفتیم زیاد برف نبود به غیر از قسمت آخر شیب و

سبلان 20 بهمن 91

 ادامه دادیم تا مسیر جاده منتهی به پناهگاه را پیدا نمودیم و با حوصله مسیر تا پناهگاه را طی کردیم و ساعت ۳۰/۱۴به پناهگاه رسیدیم و شب

سرد سبلان را داخل کیسه خوابهای گرم ونرم در یکی از اطاقهای بالای پناهگاه سپری کردیم و صبح زود ساعت ۳۰/5 صعودمان را شروع نمودیم

یوسفی و خالقی پناهگاه سبلان 20بهمن 91

 هوا خیلی خوب بود تازه براه افتاده بودیم و شیب را بالا میرفتیم تا سوار یال شویم که آقای خالقی گفت پشت سرمان انگار چیزی میاید مثل اینکه یک حیوان است برگشتم دیدم خیلی در نزدیکی ماست به نظرم گرگ میامد ولی میدانستم که گرگها مخصوصاً در این فصل تنها نمیشوند سنگ میانداختیم و صدا میکردیم دور میشد ولی دوباره از سویی دیگر پشت سر ما میامد و انگار میخواست مارا دور بزند در آخر سنگ انداختیم و دنبالش کردیم تا کاملاً از ما دور شد وقتی نور هد لایت را انداختیم از خیلی دور چشمهایش مشخص بود ودیگر به سراغ ما نیامد هفته بعد در کلاس درس سگ سانان موضوع را از استادمان آقای شهاب چراغی پرسیدم گفت : معمولاً گرگهای پیر از گله رانده میشوند و تنها زندگی میکنند و وقتی خیلی گرسنه میشوند خیلی هوشیارانه جهت سیر کردن شکمشان حمله میکنند و اصلاً گرگها با گرسنگی سازگاری ندارند گفتم کاش برای سیر شدنش یک چیزی میدادیم بخورد به هر حال ما صعودمان را ادامه دادیم در سربالایی دوم برفکوبی و بالا رفتن از آن با توجه به اینکه ما اولین نفرات بودیم خیلی

طلوع خورشید سبلان 21بهمن 91

 توانمان را گرفت و حرکتمان را کند کرد و بعد از آن مجبور بودیم زود زود بنشینیم که خیلی خسته کننده بود تا به محل خسته نباشید رسیدیم و سنگ محراب را از آنجا میدیدیم و امیدوارانه صعودمان را ادامه دادیم و فاصله شیب تا سنگ محراب را به سختی بالا آمدیم و در اینجا بود که خانم سلماسی با همنورد همدانیش آمدند و از ما سبقت گرفتند و از کنار ما رد

خالقی سبلان پائین تر از خسته نباشید 21بهمن 91

 شدند(همنورد تبریزی ایشان مریض شده بود و در پناهگاه مانده بود) و براحتی صعود میکردندو بالاخره ما نیز ساعت 13 به قله زیبای سبلان

 رسیدیم و بر روی دریاچه یخ زده آن آرمیدیم و خیلی خوشحال از دیدار مجدد سبلان، عکس گرفتیم به سایر صعود کنندگان از همدان  و خوی تبریک گفتیم و ساعت 30/13 تا صعود دیگر بهاری با آن خداحافظی نمودیم

دریاچه یخ زده سبلان 21بهمن 91

(متاسفانه دوربین من خراب شد و تنها قسمتی از عکسهایم ماند و چند تا از عکسهای صعود را از آقای خالقی گرفتم)

یادش به خیر - خسرو یوسفی

 

 

 

 


برچسب‌ها: صعود زمستانی سبلان, خسته نباشید, پناهگاه سبلان, شابیل, دریاچه یخ زده
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1392ساعت 12:34  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

فرار رسیدن سال نو و بهار پر طراوت و فرح انگیز را خدمت تمام همنوردان و دوستان عزیزم پیشاپیش تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت همراه با آرامش و عزت نفس برگرفته از طبیعت زیبا و کوههای ستبر و سربلندش از خداوند متعال و سبحان برای شما عزیزان آرزومندم 



برچسب‌ها: تبریک
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1391ساعت 12:31  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی


صعود زمستانی قله سبلان (صعود 42)


صعود زمستانی قله سبلان در تاریخ 20و 21 بهمن ماه 91 روزهای جمعه و

شنبه انجام گرفت گزارش صعود بزودی تقدیم میگردد

در این روز با توجه به مساعد بودن هوا تیمهایی از تهران و شهرستان

خوی و خانم سلماسی هیمالیا نورد همدانی به همراه یک نفر دیگر از

شهرستان همدان ونیز من و همنوردم آقای داود خالقی از تبریز به قله

صعود نمودیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 بهمن1391ساعت 11:11  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی


بنام خدای مهربان 

انشااله اگر   پیش بینی سایتهای هوا شناسی درست باشه روز جمعه و

شنبه 20و21 بهمن ماه اگه هوا مساعد باشه و سبلان زیبا به ما اجازه بده

عازم سبلانیم



برچسب‌ها: سبلان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1391ساعت 10:6  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود قله دارآباد

تاریخ :۱۵/۱۰/۹۱

اعضاء : عبدالله عزیزالهی - فرشید داودی- بهروزی- حق بیان- غریب

 زاد- جابریوسفلو- غلامرضا اینانلو- خسرو یوسفی

قله دارآباد 15 دی ماه 1391

 بر اساس قرار قبلی ساعت ۳۰/۶ از محل  پارکینگ دارآباد نرم

 نرمک صعودمان را شروع نمودیم من برای اولین بار مهمان این قله

 بودم سایرین قبلاًٌ بارها به این قله صعود کرده بودند در نظرم این قله

 را همپای قله میشو خودمان مجسم میکردم ولی بعد از صعود دیدم

 حدوداًبه اندازه مسیر تابستانی گوی زنگی میباشد بعد از عبور از

کوچه های شروع صعود تا محل رستوران سرپرست برنامه مسیر یال

 شن سیاه را برای صعودمان انتخاب کرده بود که فقط در ابتدا شن سیاه

 داشت بعداً کلاً تا قله برف سفید بودبعد از اتمام یال به خط الراس

 میرسیم صبحانه را در محل خانه سرباز میخوریم دوباره حرکت

میکنیم خط الراس را می پیماییم در روزی که هوای تهران کاملاً آلوده

 است اینجا از آلودگی هوا خبری نیست آسمان آبی و ابر سفید ودر

 سمت شرق نیزدماوند زیبا خودنمایی میکندبعد از پیمایش خط الراس

 ساعت ۳۰/۱۱ به قله دارآباد میرسیم حسابی ناهار میخوریم و

 استراحت میکنیم گروهی از دوستان بر میگردند ولی ما ترجیح

می دهیم چند ساعتی در قله بمانیم ما نیز ساعت ۵/۲ راه برگشت

 را  پیش میگیریم و ساعت ۳۰/۵ به محل پارکینگ میرسیم

 

خط الراس دارآباد15 دی ماه 1391

عزیزالهی و یوسفی دارآباد 15 دی ماه 1391

قله دارآباد 15 دی ماه

قله دارآباد 15 دی ماه 1391

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 دی1391ساعت 7:39  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

ایام گذشته

جمعه این هفته  10 آذرماه همراه  دوستانم آقای داداشی و آقا مهدی قله میشو را صعود نمودیم و با توجه به اینکه  خیلی وقت است  گزارش برنامه های اجرا شده را ننوشته بودم قرار شد به خلاصه گزارش تصویری قسمتی از برنامه های اجرا شده بسنده کنیم


گزارش تصویری از صعود میشو 91/9/10


گزارشی تصویری از صعود قله کمال در روز جمعه 91/8/26

مهدی امیرخانی - حسن کریمی - خسرو یوسفی


گشت وگذاری در منطقه ارسباران - روستاهای اولی - احمدآباد - نمنق-

میسن و قولان


برگزاری کلاس سنگنوردی پیشرفته

در این کلاس آقای ستوده و عزیزالهی و شادروان و جابر یوسفلو و من شرکت داشتیم ومربی دوره  آقای حسین بلند اختر بود


صعود 41 سبلان از مسیر پناهگاه شمالشرقی و فرود از جبهه جنوبی و منطقه سرعین در تیرماه 91


همراه دوستانم در باغ موزه دفاع مقدس

از راست به چپ :مهندس فریادی- مهندس قنبری-مهندس خبازی- حاج واعظ-اسبقی-رنجبرقلعه لر-رنجبر یتیم- مهندس توکل آقایی- و من خسرو یوسفی


صعود قله کمتال از مسیر دره شفلی و فرود از مسیر عمومی تخته بولاخ

همنوردان این صعود آقای داداشی و آقا مهدی و خدا بیامرز مرحوم قربان رستمی بودند و این آخرین صعودمان با مرحوم قربان رستمی بود

از راست به چپ : حاج آقا داداشی - من و آقا مهدی و مرحوم قربان رستمی


+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1391ساعت 10:26  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی 

آقای علی از دوستان دنیای مجازی عکسهایی از ییلاق زیبای میسن به وبلاگم

فرستاده که چند قطعه آنرا در صدای کوهستان قرار میدهم

http://uploadtak.com/images/g697_36.jpg

http://uploadtak.com/images/l2339_34.jpg

http://uploadtak.com/images/s5854_41.jpg

http://uploadtak.com/images/i5884_38.jpg


برچسب‌ها: ییلاق میسن
+ نوشته شده در  جمعه 21 مهر1391ساعت 22:27  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

به مناسبت هفته دفاع مقدس

 

مهاباد سال ۱۳۶۱

  مهاباد  دوستان سال 1361

یاد باد آن روز گاران یاد باد

 از چپ به راست :ردیف بالا:حبیبی٬ شهید حسن شاهی٬ ؟

                             وسط:یوسفی ٬ محرمی

                            پائین: ؟٬ فراهانی ٬ واشقانی

و بعد از ۳۰سال

.................

..........

.......

.....

..

.

 

مهاباد سال ۱۳۹۱

مهاباد سال 1391 صعود قلم

صعود قلم سال ۱۳۹۱ در منطقه مهاباد


برچسب‌ها: دفاع مقدس, مهاباد
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مهر1391ساعت 13:17  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود ۱۴ قله دماوند

تاریخ : ۱۶و ۱۷ شهریور ۹۱

اعضاء : حبیب اله داداشی ٬ مهدی امیر خانی ٬ خسرو یوسفی

بیش از یک سال است که من همراه دوستان جدید کوهستانم منتظر بودیم تا دماوند ما را بسوی خود فرا خواند بالاخره موعود دیدار فرا رسید و روز جمعه ۱۷ شهریور ما توانستیم به وصال دماوند زیبا و سرفراز نایل شویم

اجرای برنامه :

من روزهای سه شنبه و چهارشنبه در تهران بودم با دوستانم در تبریز قرار گذاشتیم چهارشنبه شب بسوی تهران حرکت کنند پنجشنبه صبح ساعت 30/7 از ترمینال شرق با اتوبوسهای شمال بسوی رینه حرکت نمودیم ساعت 30/10 با ماشین تویوتای حسن آقا فرامرزپور از قرارگاه قدیمی رینه بسوی بارگاه 2(مسجدصاحب الزمان علیه السلام-ارتفاع۲۹۰۰متر)براه افتاده و در آنجا پس از تحویل بارها به قاطر که امسال کلی گران شده (برای ۳کوله کوچک و متوسط نود هزار تومان)بسوی بارگاه ۳ بالا رفتیم پس از ۴ ساعت به بارگاه رسیدیم تمام محوطه پر از

چادرپناهگاه قدیمی پر پناهگاه جدیدالاحداث پر از کوهنوردانی است که تمام سختیها را بجان خریده و از اقصی نقاط ایران به دیدار دماوند آمده اند فعلاً کمی استراحت میکنیم و بعد تلاش ما برای پیدا کدن محل خواب بی نتیجه میماند ولی چیزی که مهم است مسئولان پناهگاه به آن زیبایی متاسفانه کسانی هستند که ذره ایی از اخلاق کوهنوردی بهره نبرده اند به هر حال در کف

رستوران جایی را برای خود قرق میکنیم برای ساعت ۳۰/۲ قرار بیدارباش میگذاریم به داخل کیسه خوابهایمان میرویم

بارگاه سوم دماوند17 شهریور 91

روز جمعه ساعت ۱۵/۳ صبح شروع  حرکت گروه ۳ نفره ما یسوی قله دماوند میباشد خیلی آهسته و به نرمی صعودمان را شروع میکنیم وقتی هوا روشن میشود ما در ارتفاع ۴۹۰۰متر در مجاورت آبشار یخی میباشیم بالا و بالاتر میرویم شیبهای مسیر را یکی پس از دیگری پشت سر میگذاریم از سنگ مثلث رد میشویم دیده شدن قله از این نقطه امید دیدار قله دماوند را در دل دوستانم زنده تر میکند فوران گوگرد نزدیک قله کمی نگران میکند ولی به هر حال تپه گوگردی را نیز پشت سر میگذاریم و ساعت ۱۱ ما بر فراز دماوند زیبا ٬ بام ایران زمین ایستاده ایم ٬

 قله دماوند17شهریور91

تبریک صعود و گرفتن عکس و شروع صعودی دیگر یعنی آموختن درس ایستادگی و آزادگی و آزادگی و آزادگی از دماوند و اینکه در عین قدرت و ابهت و عظمت با انسانها مهربان و صمیمی و همدل و یکرنگ باشیمآقای داداشی بر فراز دماوند17شهریور91

یوسفی بر فراز دماوند17 شهریور 91

امیر خانی بر فراز دماوند17شهریور91

وقتی آموزه هایمان را از دماوندبزرگ یادداشت کردیم و بگوش دل و جانمان سپردیم ساعت ۳۰/۱۱ بدرود از قله دماوند تا درودی دیگر 

بلندترین نقطه ایران زمین 17شهریور 91


برچسب‌ها: دماوند, آبشار یخی, سنگ مثلث, تپه گوگردی, بارگاه سوم, مسجد صاحب الزمان
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1391ساعت 23:46  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود قله کازبک

جمغه ۲۷ مرداد ۱۳۹۱

اعضاء : پرویز ستوده شایق - سرپرست ، غلامرضا اینانلو ، احمد غریب زاد ، مصطفی فلاح زاده ، روح الله رحیمی ، خسرو یوسفی  از گروه کوهنوردی سازمان فضایی و مسعود صادقپور و شمس از شرکت مواد کاران

نمایی از قله کازبک 

قله کازبک به ارتفاع ۵۰۴۷ متر  حدوداً در ۱۶۰ کیلومتری تفلیس ودر ۲۵ کیلومتری مرز روسیه و گرجستان قرار گرفته برای رسیدن به آن یک جاده  نظامی که در زمان شوروی سابق ساخته شده و تنها راه ارتباطی تفلیس و روسیه می باشد بارسیدن به شهر کوچک کازبکی و عبور از روستای گرگتی انجام می گیرد نام محلی آن قله میکنواری به معنی کوه یخ میباشد اورست کوچک نامی است که توسط کوهنوردان به آن اطلاق شده است 

روز شمار برنامه :

روزهای اول و دوم ۲۳و ۲۴ مردادماه ۹۱

شب ۲۳ مرداد ساعت ۳۰/۱۰ با هماهنگی بعمل آمده در پلیس راه تبریز مرند به گروه ملحق شدم ساعت ۴ بامداد ۲۴ مرداد به گمرک مرز بازرگان رسیدیم ساعت ۷ بامداد بعد از انجام امور گمرکی در کشور ترکیه به مسیر ادامه دادیم ساعت ۹ در محل آلی قشلاقی نزدیک شهر قارص صبحانه را صرف نموده ساعت ۳۰/۱۰ حرکت کردیم ساعت ۱۶ به مرز گرجستان رسیدیم ساعت ۱۷ از مرز ردشدیم و ساعت ۴۵/۲۰ به شهر تفلیس پایتخت گرجستان رسیدیم

تفلیس از نظر معماری و بافت شهری شهریست متفاوت از تهران و تبریز و استانبول و سایر شهرهایی که تابحال من دیده ام ولی از نظر مردمان ساکن در آن زیاد فرقی با سایر جاها ندارد که باید در بخش دیگری به آن بپردازم یک شب را در این شهر می گذرانیم

تفلیس پایتخت گرجستان

روز سوم چهارشنبه ۲۵ مرداد

ساعت ۳۰/۱۰ بوقت تفلیس این شهر را بسوی شهر کوچک کازبکی ترک میکنیم فاصله بین تفلیس و کازبکی حدود ۱۶۰کیلو متر میباشد که بوسیله یک جاده نظامی که در زمان اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده و تنها راه ارتباطی تفلیس و روسیه بود و کازبکی نیز در کنار این جاده و در ۲۵ کیلو متری روسیه قرار دارد ساعت ۱۵ به کازبکی میرسیم کازبکی روستا یا شهری است کوچک و زیبا و بسیار زیبا و با مردمانی با صفا و صداقت روستایی که قله زیبای کازبک بوضوح از آنجا و از پنجره خانه هایش قابل تماشاست در کازبکی در خانه های محلی مستقر میشویم صاحبخانه ما خانمی است بنام پیزو که خانه تمیز و مرتب اش را در اختیار ما قرار میدهد غروب در شهر گشتی میزنیم با توریستها و مردمانش آشنا میشویم مردمان چهار سوی جهان را در این شهر کوچک میتوان دید از کشورهای کره ،روسیه ، لهستان ، آذربایجان ، فرانسه ، ایران و... و شب را در این شهر در خانه محلی به استراحت می پردازیم همه چشمها بسوی قله کازبک است که هوای ناپایدارش از اینجا کاملاٌ مشخص است مخصوصاٌ از اینکه پیش بینی شده روز جمعه هوا نامساعد و سرعت باد بین ۵۰ تا ۶۰ کیلومتر است و شب نیز بارش باران تقریباٌ نگرانمان کرده است ولی همه امیدوارند

قله کازبکی از پنجره خانه ما

بچه های کازبکی

کازبکی آثاری از اتحاد جماهیر شوروی

مسیر کلیسای گرگتی تا پناهگاه

یخچال گرگتی

 

روز چهارم پنجشنبه ۲۶ مرداد

ساعت ۹ با ماشینهایی که تدارک دیده شده کازبکی را بسوی کلیسای گرگتی ترک میکنیم راه گرگتی از همان جاده نظامی تفلیس بسوی روسیه بعد از کازبکی بسوی روستای گرگتی جدا و بعد از عبور از روستای گرگتی و بالا رفتن از یک شیب جنگلی به نزدیک محل کلیسای گرگتی میرسیم حدود نیم ساعت طول میکشد از خودروها پیاده میشویم و آماده حرکت بسوی پناهگاه ساعت ۱۰ حرکت میکنیم قسمتی از بارمان را نیز جهت حمل تا پناهگاه به باربرها که با اسب بارها را از قرار هر کیلویی حدوداٌ چهار هزار تومان حمل میکنند میسپاریم  بعد از عبور از دامنه های سبز و خرم و عبور از رودخانه به پایین یخچال گرگتی میرسیم بر روی یخچال حرکت میکنیم عبور از روی یخچال گرگتی با توجه به اینکه بعد از ظهر میباشد و برفهای آن کمی نرم شده است زیاد مشکل نیست و بعد از پایان یخچال و بالا رفتن از یک شیب ساعت ۱۶ به پناهگاه میرسیم با توجه به عدم جا برای همه اعضاء در پناهگاه ما در بیرون پناهگاه چادر میزنیم و در چادر ها مستقر میشویم مقدار کمی شام خورده و قرار میگذارند ساعت ۳ بیدار باش و ساعت ۴ حرکت است در حالیکه بر اساس برنامه ساعت حرکت ۲ بوده ولی با توجه به سردی هوا قرار شد ساعت ۴ حرکت کنیم

کلیسای گرگتی

در مسیر قله کازبکی

پناهگاه قله کازبک

روز پنجم - روز صعود  و روز میعاد با قله کازبک ۲۷ مرداد ۹۱

ساعت ۲۰/۴ حرکت میکنیم در مرحله اول در شیبهای خیلی ملایم پیش می رویم در ادامه در بالای یخچال گرگتی به یخچال دیگری میرسیم بر روی یخچال حرکت میکنیم از شکافهای یخی متعدد عبور میکنیم در سمت راست از ریزش کوه گردو غباری پدید میاید که از دور به نظر مه میاید به گردنه ایی میرسیم که در اینجا یخچال تمام و بر روی شیبهای برفی کوه باید حرکت نماییم در اینجا گرامپونها را بسته و هر گروه جداگانه طناب حمایت می بندد و حرکت مینماید تیم ۹ نفره مانیز با بستن گرامپونها و طناب حمایت از شیب های ملایم برفی کوه بالا میرود باد شدید و هوای نسبتاٌ نامساعد حرکت گروهها را کند و کمی دشوار ساخته است ولی به هر حال بالا میرویم انگار بالا رفتن از این شیبها تمامی ندارد برای زیارت قله کازبک چون زیارت امام زاده ها باید دور سر قله کازبک بگردیم در جایی برای محکم کردن گرامپونم می ایستم که ناگاه باد شدید در یک لحظه دستکش مرا می برد خدایا چکار کنم بدون دستکش که ادامه مسیر امکانپذیر نیست ولی حرکت میکنم که لحظه ایی بعد دو نفر از گروه ما تصمیم به برگشت میگیرند که دستکش یکی از آنها را گرفته و امیدوار به دیدار قله کازبک صعود میکنم شیبها دیگر ملایم نیستند بلکه درجه شیب آنها بالا تر میرود نهایتا این شیبها را نیز یکی پس از دیگری امید وارانه پشت سر میگذاریم و شیب ما قبل آخر را که یک شیب یخی و حدوداٌ بالای ۶۰درجه میباشد پشت سر میگذاریم به تخته سنگی میرسیم و با بالا رفتن از شیب آخر نیز ساعت ۳۰/۱۳ به روی قله کازبک میرسیم اینجا میعادگاه ماست اینجا جایی است که باور ما تحقق یافته است و زحمات ما به بار نشسته است تیم ۷ نفره ما به همراه راهنمای محلی آقای بید زینا در روی قله به همدیگر تبریک میگوئیم و عکس میگیریم و سجده شکر بجا میاورم ساعت ۴۵/۱۳ وقت خداحافظی از قله کازبک میباشد تاتخته سنگ بزرگ پائین میائیم ولی فرود از شیب یخی ماقبل آخر کمی سخت میباشد بید زینا فوری یک کارگاه میزند و همه با حمایت طناب پائین میایند و همه با شادی و سرور از این صعود نرم و نرمک بسوی پناهگاه حرکت میکنیم امشب نیز در پناهگاه عده ایی در داخل و من نیز همراه عده ایی دیگر در بیرون پناهگاه در چادر مستقر میشویم شب باران شدید میبارد و باد شدید نیز می وزد ولی ما خوشحال از صعودمان شب تاریک و سرد را سحر میکنیم

در مسیر قله کازبک

شیبهای برفی زیر قله

زیر قله کازبک

گروه ما بر فراز قله کازبک

بر فراز قله کازبک

روز ششم ۲۸ مرداد

امروز بر اساس اعلام قبلی ساعت ۹ حرکت ما از پناهگاه بسوی شهر کازبکی میباشد آخرین عکسهایمان را در پناهگاه میگیریم و ساعت ۹ پناهگاه را ترک می کنیم با فرود از شیب پناهگاه به یخچال گرگتی میرسیم بر عکس موقع صعود یخچال گرگتی پس از یک شب سرد و بارانی کاملاٌ یخ بسته و عبور ما را با توجه به اینکه مقداری نیز سراشیبی دارد با مشکل مواجه میسازد و گرامپونها را نیز اکثراٌ تحویل بار داده اند ولی به هر ترتیب به آرامی و عده ایی نیز پس از چند بار زمین خوردن به پائین میائیم و با عبور از رودخانه دوباره به تپه های سر سبز میرسیم و نهایتاٌ ساعت ۱۳ به کلیسای گرگتی میرسیم و همراه آقای ستوده به داخل کلیسا نیز سری میزنیم و بعد با ماشینهای گروه به کازبکی میائیم و بعد از ظهر کازبکی را بسوی تفلیس ترک میکنیم و شب به تفلیس میرسیم و دوباره در هتل وارازی مستقر میشویم

روز هفتم ۲۹ مرداد

امروز بعنوان روز آزاد در تفلیس اختصاص یافته است بعد از صرف صبحانه در هتل در گروههایی به گشت و گذار در تفلیس می پردازیم و تا آنجاییکه ظرفیت یک روز در تفلیس به ما اجازه می داد شهر تفلیس پایتخت گرجستان را میگردیم میدان هرو و میدان آزادی کلیسای سامیبا و تله کابین و مجسمه مادر و دریاچه لاک پشتها محلهایی است که در تفلیس ما بدیدن آنها رفتیم و ساعت ۳۰/۹ شب تفلیس را بسوی شهر باطومی ترک میکنیم فاصله تفلیس تا باطومی حدود ۴۵۰ کیلو متر میباشد و ساعت ۳۰/۴ صبح به باطومی میرسیم

نمایی از تفلیس

کلیسای سامیبا تفلیس

نمایی از تفلیس

روز هشتم و نهم ۳۰ و۳۱ مرداد ماه شهر باطومی

در این برنامه دو روز نیز به عنوان روز آزاد در باطومی اختصاص یافته باطومی شهری است زیبا در کنار دریای سیاه با ساحلی بسیار زیبا و تمیز که اطراف آن را کوههای پوشیده از جنگل فراگرفته جنگل و دریا و  ساحل بسیار زیبا و میادین مختلف و باغ گیاه شناسی باطومی (Batumi batanical garden) که تاریخ تاسیس آن به سال ۱۹۱۲ بر میگردد  زیبایی خاصی به این شهر داده است

نمایی از ساحل باطومی

روز دهم و یازدهم ۱ و ۲ شهریور ماه ۹۱

امروز ساعت ۶ صبح ما از باطومی خدا حافظی و بسوی مرز ترکیه حرکت میکنیم و با رسیدن به شهر قارص ترکیه حدود ۵/۲ ساعت در این شهر گشتی میزنیم  ساعت ۳۰/۷ عصر دوباره براه میافتیم و با رسیدن به مرز بازرگان و انجام امور گمرکی دوم شهریور ماه وارد ایران میشویم و پنجشنبه ۲ شهریور ماه بعد از ظهر به تهران میرسیم و برنامه این صعود را با سلامتی بپایان میرسانیم

با تشکر از آقای محمودی ، مهندس ستوده و دوستان همنورد در پژوهشکده و سایر همنوردان عزیز

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1391ساعت 15:16  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی
صعود قله کمال سهند


تاریخ :91/5/12
بنا به دعوت آقای محمد تقی فرشباف بلوریان (که در سال گذشته در صعود کیامکی باهم بودیم )در سالگرد در گذشت برادرشان برای افطاری در کنار قوش گلی قله کمال مانیز فرصت را غنیمت شمرده همراه همنورد همیشگی آقای داداشی صعود قله کمال را نیز در برنامه قرار دادیم و قبل از افطار به قله کمال صعود کرده و تا افطار به قوش گلی برگشتیم افطاری در هوای زیبا و لطیف  قوش گلی در میان خیل انبوه کوهنوردان لذت دیگری داشت هوای  زیبای سهند در کنار قوش گلی  همراه با فضای معنوی افطار در ماه رمضان حال و هوای دیگری داشت ما نیز بعد از صرف افطار ساعت 10 به پایین برگشتیم


بر فراز قله کمال سهند

همایش کنار قوش گلی

سفره افطاری در کنار قوش گلی

صرف افطاری در هوای لطیف قوش گلی سهند


+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1391ساعت 15:57  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

یاد مادر

زندگی را دوست دارم در کنار نام دوست

                          در کنار یار محبوبی که مادر نام اوست

 مادر ای آیت صبر و شکیبایی

ای آیت نیکی و بی ادعایی

ای بهترین خلقت خداوندی

ای عصاره آفرینش

یادت را همواره گرامی می دارم

امروز ۱۴ تیر ماه پنجمین سالگرد در گذشت مادر مهربانم می باشد

مادر  ای که زندگی ات سراسر نیکی بود بی هیچگونه ادعایی

و مرگت همچون وفات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها  در نهایت مظلومیت

یادت را گرامی میدارم درهمه حال و درهمه جا ٬ بر فراز  سبلان زیبا و دماوند بزرگ

و همه کوههای استوار ایران زمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 تیر1391ساعت 16:49  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه های اجرا شده در فروردین ماه بشرح زیر میباشد :

 از آخر به اول :

۱- برنامه پیمایش خط الراس میشو به گوی زنگی

زمان : جمعه اول اردیبهشت

اعضاء : حبیب اله داداشی ، قربان و امین رستمی ، مهدی امیر خانی و خسرو یوسفی

قله گوی زنگی 1/2/91

ساعت ۳۰/۵ از تبریز حرکت کردیم ساعت ۴۰/۶ صعودمان را به قله میشو شروع نمودیم مسیر حرکت از یال غربی (یال سمت راست مسیر عمومی)

بود که در دو خواهرون به مسیر عمومی وصل میشود ساعت ۵۰/۸ بر فراز قله میشو بودیم دمی استراحت و گرفتن عکس ساعت ۹ دوباره جهت

 بر فراز قله میشو 1/2/91

 پیمایش خط الراس میشو ، گوی زنگی به راه افتادیم گرده اول مسیر را با توجه به اینکه از برف پوشیده بود به سختی پایین آمدیم این مسیر که در اواخر اردیبهشت ماه پوشیده از ریواس (اُشقون ) میباشدهنوز خبری نیست و جوانه های سرخ رنگ ریواس یواشکی دارند از خاک سر بیرون میاوررنددر محلی صبحانه را میخوریم و دوباره حرکت میکنیم تمامی قله های فرعی مسیر را یکی پس از دیگری صعود میکنیم ولی من همچنان نگران آخرین

 گذرگاه میباشم جایی که برف مسیر را پوشانده و عبور از خط الراس نیز کمی مشکل میباشد صعود و فرودهایمان را انجام میدهیم بالاخره به محل گذرگاه آخر میرسیم همان جوری که فکر میکردم بود سه نفرمان از خط

 الراس و من و مهدی از مسیر پایین که پوشیده از برف بود حرکت کردیم ولی تنها مقداری توانستیم ادامه مسیر دهیم زیرا ارتفاع برف خیلی بیش از آنچه که ما فکر میکردیم بود و ما هم بناچار خود را بالا کشیده و به خط الراس رسیدیم در آنجا دوستان بر سر ضخره ایی منتظر ما بودند و بعد از

 فرود از اینجا فقط یک قله فرعی مانده بود که به گوی زنگی برسیم که در اینجا یکی از همنوردان اصرار داشتند که مسیر خطرناک است برگردد خلاصه توانستیم دوستمان را راضی کنیم و ادامه مسیر دادیم و از آنجا نیز پایین آمدیم

و قله فرعی مانده را نیز صعود کردیم و نوبت به گوی زنگی رسید ساعت ۲۰/۱۴ بر فراز گوی زنگی زیبا سجده شکر نمودیم پیمایش ما حدود ۵ ساعت طول کشیده بود در حالیکه ما در سایر مواقع این مسیر را حداکثر در ۳ ساعت می پیمائیم

در اینجا نقاش بی بدیل طبیعت تابلو نقاشی زیبایی را به معرض نمایش گذاشته بود در سمت شرق قله میشو و مسیر زیبایی را که پیموده بودیم

 قله شانجان در سمت جنوب و قله علی علمدار با خط الراس پر پیچ وخم اش در غرب ودر سمت شمال در دور دستها بعد از دشت مرند قله سلطان سنجر و کیامکی خود نمایی میکردند و نظاره گر  همدیگر بودند با  گروه کوهنوردی آذر داغ که از شهرستان میاندوآب آمده بودند و باهم به قله رسیده بودیم حال و احوال میکنیم و عکس میگیریم به جان پناه گوی زنگی که در نزدیک قله است آمدیم و ناهار خوردیم  و از یال پائین جان پناه فرود آمدیم چه فرود آمدنی با اجازه دوستانم از بالا روی برف سوار کلنگم شدم و عاشقانه در حالیکه نظاره گر طبیعت زیبا بودم به دره گوی زنگی رسیدم و منتظر ماندم تا دوستانم برسند و باهم به پیمایش دره گوی زنگی ادامه دادیم و عصر ساعت ۳۰/۵ به محل حرکتمان رسیدیم.

۲- برنامه میشو

زمان جمعه : ۲۵ فروردین ماه ۹۱

این صعود که به تنهایی توسط خودم انجام شد ساعت ۳۰/۷ به پای قله میشو رسیده بودم در این برنامه نیز از یال غربی مسیر عمومی بالا رفتم و ساعت ۳۰/۹ بر فراز قله میشو بودم در مسیر آقای قربان رستمی با پسرش امین را دیدم و در بالای قله نیز دوستان قدیمی ام که در صعود آرارات با هم بودیم آقای نجف پور و خانم فرزانه رادنژاد را دیدم و با هم احوالپرسی کردیم و ساعت ۱۰ به پائین برگشتم در این صعود نیز آزاد و رها از همه چیز در میان برفها از بالای دو خواهرون سوار کلنگم از روی برفها به پائین سرازیر شدم این صعود نیز با توجه به تنهاییم لذت خاص خودش را داشت .   یادش به خیر

۳- برنامه عینالی - دند

زمان جمعه ۱۸ فروردین

تبریز از پایین عینالی

در این صعود که مخصوصاً تا عینالی در میان انبوه جمعیت دوستدار طبیعت بودم ولی خودم تنها بودم ساعت ۳۰/۷ از پائین عینالی حرکت کردم و پس

عینالی 18/1/91

عینالی 18/1/91

از رسیدن به عینالی که واقعاً در این فصل زیباتر شده است جهت صعود به قله دند به کهلیک بولاغی سرازیر شدم و از آنجا به آجی چایی (تلخه رود) پائین سد شهید مدنی فرود آمدم

آجی چایی 18/1/91 پشت سد شهید مدنی تبریز

و در آن سوی رودخانه از پلهلی دره ( دره پلنگ ) بالا رفتم در جایی خوش آب و هوا صبحانه ام را خوردم مسافران دند از این مسیر خیلی خیلی اندک بودند از دوستان قدیمی در این صعود آقای گرامی و آقای حاج حسن ذرع چارکچی را دیدم و تا پای قله دند تنها رفتم ولی در اینجا به انبوه دوستداران دند که از مسیر ونیار و سویودلوق (بیدزار)می آیند می پیوندم و ساعت ۱۲ به وصالش میرسم و خدا را شکر میکنم و عکسی میگیرم و از مسیر ونیار بر میگردم. یادش به  خیر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت 12:7  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

نویسنده: هیئت اجرایی
شنبه 2 اردیبهشت1391 ساعت: 16:49
سلام
لطفا جهت تائید هویت رای دهنده در رای گیری صعود قلم رای تان را در وبلاگ شخصیتان درج کنید تا رای شما تائید نهایی شود . با سپاس
 
با سلام و تشکر از هیئت اجرایی صعود قلم رای من برای برنامه سال ۹۱ صعود قلم به شرح زیر میباشد:
 
۱- اولویت اول جنگل و آبشار خرپاپ  و   اولویت دوم  قالیکوه
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 11:57  توسط خسرو یوسفی  | 

 بسمه تعالی

صعود زمستانی سبلان (صعود ۴۰)

اعضاء : مهدی امیر خانی ٬ داود خالقی ٬ خسرو یوسفی

مورخه : ۲۷ و ۲۸ بهمن ماه ۹۰

طلوع خورشید درسبلان 28/11/90

ساوالان آی ساوالان                باخ هاوالان 

دردین آلان چوخدو منیم تک        سورم داغ دروی بت بروی جانلا تنیم تک 

         قارا آغلی قارا باغلی قارا داغلی وطنیم تک

آی بوتون وارلیغی گویچک          دلی وورقونلارا باش چک

      آی طبیعت گوزلی چوخلو گوزلیک گوزی سنسن

      نه بیلیم بلکه ده دنیده بهشتین اوزی سنسن 

 

 سومین صعود زمستانی سبلان را که چهلمین صعودم به قله سبلان بود در حالی انجام دادیم که از مدتها پیش تمرینات را شروع کرده و فقط منتظر هوای مساعد بودیم که ناگهان روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با ملاحظه سایت هوای سبلان متوجه شدم هوای روز جمعه ۲۸ بهمن تا بعد از ظهر صاف و سرعت باد ۴۰کیلو متر و درجه برودت هوا ۳۷- میباشد و فقط هوای روز پنجشنبه برفی بود که آن روز هم ما فاصله بین  شابیل و پناهگاه را باید طی میکردیم بلافاصله با آقا مهدی تماس گرفتم و انگار ایشان نیز منتظر این خبر بودندبا دوست دیگرمان آقای خالقی نیز هماهنگ شدیم و قرار شد فردا صبح ساعت ۶ حرکت کنیم هماهنگی راحت در گروههای کوچک کوهنوردی از امتیازات بزرگ این نوع گروهها میباشد بعد از ظهر خریدها و تدارکات را انجام دادیم قبل از صعود واقعی سبلان انگار بارها و بارها صعود خیالی سبلان را در ذهنم انجام دادم  و شب را به امید دیدار قریب الوقوع سبلان با یاد خدای سبلان بخواب رفتیم

زمستان سبلان 28/11/90

صبح جمعه ۲۷ بهمن ساعت ۱۵/۶ از تبریز حرکت کردیم از شهرهای اهر و مشکین شهر گذشتیم نگران جاده لاهرود به شابیل بودم که به علت برف و کولاک شاید بسته باشد ولی راه باز و سبلان منتظر ما بود به شابیل رسیدیم از آقای خالقی خواستم ماشین را در محوطه کارگاه تله کابین پارک نماید زیرا موقع برگشت از پارکینگ شابیل راه سربالایی بوده و معمولاً بعلت کولاک برف بسته میباشد ولی قبول نکرد و ماشین را در پایین پارک نمود

سریع کوله هارا می بندیم و ساعت ۱۵/۱۰ شروع صعود برنامه امروز ما یعنی فاصله بین شابیل و پناهگاه بود هوا تقریبا خوب بود شیب مسیر تله کابین را بالا رفتیم برف شروع به باریدن کرده بود ولی سرعت باد آنقدر زیاد نبود سعی میکردیم مسیری را برویم که کمترین برفکوبی را داشته باشیم بعد از طی مسیر تله کابین و عبور از دره سمت چپ و کمی صعود به جاده رسیدیم و مطمئن شدیم که راه را درست آمده ایم ولی بازهم از مسیرهای میانبر راهمان را انتخاب کردیم بارش برف همچنان ادامه داشت با ادامه مسیر در میان هوای کمی مه آلود از دور مناره های پناهگاه دیده شد خوشحال شدیم و با اندکی برفکوبی به پائین پناهگاه رسیدیم و سبلان نیز در میان مه و ابرها خود را پنهان کرده بود و گاهی دیده میشد انگار مشغول استراحت بود و گاهاْ به ما نظاره میکرد از سربالایی نزدیک پناهگاه نیز خود را بالا کشیدیم و ساعت ۳ به پناهگاه رسیدیم با بررسی پناهگاهها در داخل پناهگاه بزرگ اطاقی را برای شب مانی انتخاب کردیم چایی و غذا و میوه خوردیم و جهت استراحت به داخل کیسه خواب رفتیم هماش به فکر فردا بودم رفتار سبلان با ما چگونه خواهد بود ؟  

شب شد زود زود برای بررسی هوا به بیرون میرفتم کولاک شدید همچنان به در و دیوار پناهگاه می کوبید و ما را از دیدار سبلان مایوس میکرد سرعت باد خیلی زیاد شده بود بطوریکه اگر میخواستیم از اینجا برگردیم هم من نگران بودم با دوستانم آقای داداشی و آقای ستوده تلفنی تماس گرفتم و خواستم از اینترنت از وضعیت هوای فردای سبلان مطلع شوم هر دو نوید هوای صاف فردا را می دادند ولی اصلا باور کردنی نبود در پناهگاه اوضاع جور دیگری بود همنوردانم نیز آقا مهدی و آقای خالقی تقریباٌ صعود فردا را غیر ممکن می دانستند ولی وقتی شب ساعت حدود ۳ آقا مهدی به بیرون رفت و برگشت گفت هوا کاملاْ صافه بلافاصله خودم نیز به بیرون رفتم دیدم هوا کاملاْ صاف و آسمان پرستاره می باشد برگشتم و قرار شد صعود کنیم کوله ها را می بندیم و ساعت ۴ صعودمان را شروع نمودیم

شیب اول را از مسیر یال سمت چپ بالا رفتیم نگرانی بیشتر من از صعود شیب دوم بود که سینه کش آن را برف کاملاْ پوشانده بود و با توجه به بارش برف تازه به نظر خطر ناک می آمد با بررسی مسیر مناسب ترین محل را برای عبور از آن در نظر گرفتیم و بصورت خط مستقیم برفکوبی را شروع کردیم واقعاْ برفکوبی سنگینی بود همیشه ما این مسیر را در عرض تقریباْ نیم ساعت می پیمودیم حدود ۵/۱ ساعت طول کشید تا ما از اینجا رد شدیم و تقریباْ قسمت سخت صعود ما به پایان رسید لختی استراحت و عکس از طلوع خورشید سبلان و ادامه مسیر ٬ سعی کردیم بعد از این کمترین برفکوبی را داشته باشیم و مسیر کاملاْ پرچم کوبی شده بود وقتی به محل خسته نباشید

سبلان بالای یخچال شمالشرقی28بهمن 90

زمستان سبلان 28/11/90 خسرو یوسفی

 رسیدیم به دیدار سبلان امیدوارتر شده بودیم از آخرین شیب نیز خود را بالا میکشیم به سنگ محراب میرسیم که الحق سنگ امید دیدار سبلان میباشد و مسیر مان را ادامه می دهیم

سنگ محراب سبلان که برای ما سنگ امید دیدارروی زیبای سبلان بود

بعد از چند دقیقه خود را در کنار دریاچه زیبای سبلان می بینیم کاملاْ یخ بسته است سلام میکنیم بر قامت رسای سبلان بر دریاچه زیبای سبلان بر پاکی سبلان ساعت ۳۰/۱۲ میباشد عکس می گیریم پرچم یا ابوالفضل العباس علیه السلام را در میان برفهای سبلان نصب میکنم و به همدیگر این صعود را تبریک میگوئیم و با سبلان تا درودی دیگر بدرود میکنیم

پلاکارد ما در این صعود یا ابوالفضل العباس

یوسفی  و امیرخانی دریاچه یخ زده سبلان زمستان 90

 

 و بر میگردیم ودر روی برفهای پاک وآزاد سبلان آزادی را واقعاْ به تمام معنی آن احساس میکنیم و ساعت ۴۰/۳ به پناهگاه میرسیم و وسایلمان را جمع میکنیم ساعت ۱۵/۴ پناهگاه را ترک میکنیم و ساعت ۳۰/۷ به شابیل میرسیم ماشین در سربالایی مورد اشاره در اول گزارش گیر میکند زنجیرچرخهاش و بستیم و حرکت کردیم  خداحافظ سبلان تا برنامه ایی دیگر .

 

 

 یوسفی و خالقی دریاچه سبلان 28بهمن 90

 

بر روی دریاچه یخزده سبلان 28بهمن 90 خسرو یوسفی

لحظه طلوع خورشید در زمستان سبلان 28بهمن 90

 

برگشت از سبلان 28/11/90

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 اسفند1390ساعت 9:45  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود زمستانی سبلان

صعود زمستانی سبلان در تاریخ ۲۷ و ۲۸ بهمن ماه انجام گردید عکسها و

گزارش برنامه انشااله بزودی در صدای کوهستان ارایه خواهد شد.   

+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1390ساعت 8:37  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

رهسپار سبلانیم

با نام و یاد خدای سبلان انشااله فردا ۲۷ بهمن ماه عازم سبلانیم فردا هوا برفی ولی روز جمعه که ما از پناهگاه قله را انشااله صعود خواهیم کرد هوا تا عصر آفتابی میباشد و سرعت باد حداکثر در پنجشنبه و جمعه به ترتیب ۵۰و ۴۰ کیلو متر و دمای هوا ۳۷- نوشته شده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1390ساعت 16:51  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

تلاش در مسیر قله کمال و میشو

جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰

اعضا: حبیب اله داداشی - مهدی امیر خانی - خسرو یوسفی

امروز جمعه ۲۱ بهمن ماه صبح ساعت ۶ عازم صعود قله کمال شدیم ولی کولاک شدید کمال حتی اجازه رسیدن به پای کوه را به ما نداد و با مشاهده کولاک شدید که جاده پیست اسکی را بسته بود از بالای روستای ایرانق بر گشتیم و تصمیم گرفتیم به قله میشو برویم اما انگار امروز با توجه به حوادث هفته قبل در جامعه کوهنوردی ایران گویا قله ها  تصمیم گرفته اند به هیچکس اجازه صعود ندهند هرکس را دیدیم میگفت حداکثر تا دو خواهرون توانستند صعود کنند و از آنجا برگشتند ولی ما گوش نکردیم و گفتیم خودمان تجربه کنیم صعود را شروع کردیم و ما هم حداکثر کمی بالا تر از دوخواهرون توانستیم صعود کنیم  و رو کش زیبای کوله ام که مزین به شعار زیبای زنده باد صلح و دستی بر روی آن نوشته شده بود کولاک شدید میشو با

خودش برد تا صلح و دوستی را از اوج کوههای آذربایجان در سراسر ایران

 زمین پخش کند و انشاله همه جا را صلح و دوستی فرا گیرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1390ساعت 16:15  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود آراکوه

مورخه : ۱۲ تا ۱۴ بهمن ۹۰

گروه کوهنوردی سازمان فضایی ایران

در پنجمین صعود سراسری کوهنوردان استان تهران به ۱۳ قله منطقه لواسانات به

 مناسبت جان باختگان  حادثه بهمن دیزین در سال ۸۸  صعود قله آراکوه توسط

گروه کوهنوردی سازمان فضایی ایران انجام گردید مشروح گزارش توسط دوست

بسیار عزیزم آقای مهندس ستوده در وبلاگ برادر بزرگ صدای کوهستان  یعنی

 نشاط کوهستان درج گردیده است من فقط عکسهایی از این برنامه را در صدای 

 کوهستان  به  یادگار میگذارم و یاد آور میشوم شعار بسیار بسیار زیبای این برنامه

را " زنده باد صلح و دوستی " که در روکش کوله پشتیهای اعضای

گروه نوشته شده  بود و زیبایی  خاصی به منطقه جنگل و سد لتیان و  سینه

 کشهای آراکوه داده بود. 

 اعضای گروه سازمان فضایی 90/10/13

مسیر زیبای لواسان تا سد لتیان90/11/13


نمای قله آراکوه 90/10/13

 

 

زنده باد صلح (شعار گروه ما)

در مسیر صعود آراکوه 90/11/13

چشم انداز سد لتیان از مسیر آراکوه90/11/13

تلاش برای صلح (شعار گروه ما) 90/11/13

در انتهای مسیر نزدیک قله آرکوه90/11/13

پل لوارک همه به سلامتی در کنار هم 90/11/13

جنگل و سد لتیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1390ساعت 17:13  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

امروز یکشنبه ۹ بهمن ماه سال ۱۳۹۰ است آخرین گزارش من مربوط به ۹/۱۰/۹۰میباشد درست یک ماهه که هیچکونه گزارش برنامه ننوشته ام ولی برنامه هایم ا اجرا کرده ام چرا که هدف بزرگی دارم و نمی توانم تمریناتم را تعطیل کنم لذا برنامه هایی را که اجرا کرده ام خلاصه گزارش آنه را یکجا بشرح ذیل ارائه می نمایم از آخر به اول و به اصطلاح حسابداری بروش لایفو.

۱- صعود  گوی زنگی تاریخ ۷/۱۱/۹۰

۲-صعود میشو تاریخ ۳۰/۱۰/۹۰

۳- صعود میشو تاریخ ۲۳/۱۰/۹۰

۴- گشتی در شهرهای ازمیر و استانبول ترکیه

 تاریخ ۱۶/۱۰/۹۰ تا ۲۰/۱۰/۹۰

و اما گزارشات :

۱- صعود  گوی زنگی :

تاریخ ۷/۱۱/۹۰ اعضاء : گروه تک نفره خسرو یوسفی

با توجه به یادگیری سحرخیزی از دوستان جدیدم صبح ساعت ۳۰/۴ بیدار میشوم ولی میبینم که خیلی زود است به آرامی کوله ام را تنظیم میکنم ساعت ۳۰/۵ براه می افتم در صوفیان نمازم را میخوانم ساعت ۳۰/۶ به پیست اسکی پیام میرسم هنوز مسیر دقیقم مشخص نیست که از طریق میشو از مسیر گرده و پیمایش خط الراس میشو گوی زنگی میروم یا از طریق دره گوی زنگی یا از مسیر زمستانی گوی زنگی و هوا فعلاً تاریک است و من تنهای تنها . اندکی صبر میکنم صبحانه میخورم تا اینکه هوا روشن میشود با بررسی مسیرها ، مسیر دره گوی زنگی را جهت صعود انتخاب میکنم و ساعت ۳۰/۷ حرکت میکنم هوا تقریباً مساعد و اندکی مه آلود و گاهگاهی باد میوزد با توجه به اینکه کسی جلوتر نرفته بود لذا برفکوبی مسیر بر عهده من میباشد برفکوبی دره نسبتاً خسته کننده بود بطوریکه تا ساعت ۱۰ من فقط پیمایش دره را انجام داده بودم و هنوز صعود کوه مانده بود به هر حال توکلت علی الله گفته و صعودم را از یال دوم شروع میکنم صعود شیب اول واقعاً سخت بود ولی وقتی روحیه صعود داشته باشیم سختیها آسان میشود" فانّ مع العسر یسرا " به تنهایی صعودم را ادامه میدادم هیچ جنبنده ایی در منطقه نبود گاهگاهی شدت وزش باد بیشتر میشد و وقتی به نزدیکی قله رسیدم علاوه بر شدت باد هوا نیز کاملاً مه آلود بود به سختی به قله رسیدم عکسی از کلنگم گرفته و سریع بر میگردم با توجه به مه آلود بودن هوا خدا خدا میکردم که راه را گم نکنم وقتی به ابتدای یال صعود رسیدم خیالم راحت شد که دیگر مسیر مشخص است کمی پائین تر گروهی را دیدم که در حال صعود هستند با هم حال و احوال میکنیم از وضعیت قله می پرسند و اینکه چرا تنها آمده ام و... آدرس وبلاگم را میدهم و خداحافظی میکنیم یکی از اعضائ گروه آقای سیامک پور کیوان میباشد که با فرستادن ایمیل مشخص میشود قبلاً نیز همدیگر را در صعود کیامکی دیده ایم و ساعت ۱۰/۴ به پیست اسکی میرسم و رهسپار تبریز میشوم/

طبیعت مظلوم گوی زنگی گرفتار نا اهلان

قله گوی زنگی7/11/90

قله گوی زنگی 7/11/90

۲-صعود میشو تاریخ ۳۰/۱۰/۹۰

اعضاء : حبیب اله داداشی ، قربان رستمی ، مهدی امیر خانی ، خسرو یوسفی

طبق معمول صبح زود از تبریز حرکت میکنیم ساعت ۳۰/۶ از پارکینگ پای کوه براه میافتیم مسیر صعود ما از مسیر عمومی میباشد که با یک صعود جانانه ساعت ۳۵/۸ بر روی قله میشو ایستاده ایم گروه ما از اولین گروههایی است که به قله رسیده است نظری به خط الراس زیبای میشو گوی زنگی می اندازیم و قرار میگذاریم انشااله در اولین فرصت پیمایش  این خط الراس انجام گیرد عکس میگیریم و تا دیداری دیگر خدا حافظی میکنیم

قله میشو

کوهستان میشو زمستان 90

 

 ۳- صعود میشو تاریخ ۲۳/۱۰/۹۰

اعضاء : مهدی امیر خانی ، قربان رستمی ، امین رستمی ، داود خالقی ، خسرو یوسفی

ساعت ۳۰/۷ از مسیر عمومی میشو حرکت میکنیم ساعت ۴۵/۹ بر روی قله میشو هستیم موقع برگشت انبوه گروههای صعود کننده از جمله گمشدگان اوایل امسال در قله کمال را که با دوست ما آقای مهدی امیرخانی هم گروه بودند می بینیم آقای ماهری و آقای سرداری عکسی به یادگار میگیریم و خداحافظی میکنیم

میشو دو خواهرون

من در میان گمشدگان کمال در میشو.

 

۴- مسافرت ترکیه :

 ۱۶/۱۰/ ۹۰ تا ۲۰/۱۰/۹۰

با توجه به شرایط محل کارم این هفته پای ما در کشور ترکیه به شهرهای ازمیر و استانبول میرسد روز جمعه با پرواز تبریز استانبول به استانبول میرسیم و بلافاصله با پروازی دیگر عازم شهر ازمیر میشویم در بیرون فرودگاه ازمیر آقای سرجان کایا منتظر ما بود در هتل ازمیر شهر ازمیر که کنار دریا میباشد مستقر میشویم و برای بعد از ظهر قرار ملاقات با سلیمان کایا را میگذاریم در ملاقات متوجه میشویم که ایشان نیز عازم ایران هستند ولی بخاطر ما بلیط اش را کنسل میکند و شام نیز ما مهمان ایشان هستیم روز یکشنبه هتلمان را عوض میکنیم و به هتل آنامون در مرکز شهر میرویم و تا روز دوشنبه در ازمیر هستیم بعد از ظهر دوشنبه به استانبول میائیم و در هتلی در محله آکسرای  اقامت میکنیم سه شنبه عصر با پرواز تبریز به کشورمان بر میگردیم/

ازمیر 17/10/90

ازمیر 17/10/90

نمایی از شهر ازمیر 18/10/90

مسجد شهزاده جمیل استانبول 19/10/90

استانبول 20/10/90

استانبول 20/10/90

راهپیمایی در استانبول 20/10/90

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 17:10  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود قله کمال سهند

مورخه : جمعه  ۹/۱۰/۹۰

اعضاء : حبیب اله داداشی - قربان رستمی - داود خالقی - خسرو یوسفی

صبح جمعه ساعت ۳۰/۵ از تبریز حرکت نموده وبر خلاف معمول بدون هیچگونه مشکلی ساعت ۳۰/۶ از پیست اسکی سهند صعودمان را برای دیدار با قله زیبای کمال آغاز نمودیم

 قبل از طلوع آفتاب

طبق معمول یال شمالغربی را برای صعود انتخاب کردیم و بر خلاف انتظار با توجه به سفت بودن برف برفکوبی سختی در دشت کمال نداشتیم  صبح اول وقت تا رسیدن به شیب بالای قوش گلی هوا کاملاً مساعد برای صعود بود

 قله دمیر در همسایگی کمال9/10/90

ولی موقع صعود شیب آخر ناگهان وضعیت هوا تغییر کرد و باد شدید بطوریکه سرعت آن بالای ۶۰کیلومتر و دمای هوا ۲۳ درجه زیر صفر شده بود  حرکت مارا با مشکل مواجه کرد و به سختی شیب آخر و قله های فرعی ۱ و ۲ را نیز پشت سر گذاشتیم

قله کمال 9/10/90

وساعت  ۹ خودمان را برفراز قله زیبای کمال دیدیم وبه سختی عکس و فیلم گرفتیم و راهی پائین شدیم  

در مسیر بازگشت 9/10/90

و اینجا بود که لذت تلخ در اوج آزادیها در کوهنوردی برای ما معنا میشد

درمسیر باز گشت 9/10/90

موقع باز گشت رها شدن در میان برفها تمام سختیهای صعود را برای ما شیرین کرده بود

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت 14:0  توسط خسرو یوسفی  | 

 

 بسمه تعالی

صعود زمستانی بزقوش

( ارتفاع ۳۳۰۲ متر)

 اعضاء : حبیب اله داداشی ، داود خالقی ، قربان رستمی ، مهدی امیر خانی ، خسرو یوسفی

در راستای ادامه تمرینات صعود زمستانی به قله سبلان  برنامه این هفته گروه ما صعود قله بزقوش میباشد

مسیر بزقوش 2/10/90

صبح ساعت ۳۰/۴ از تبریز حرکت کردیم بعد از رسیدن به سراب و اقامت حدود ۴۵ دقیقه ای راه روستای اسبفروشان و آبگرم آن را در پیش گرفتیم  با رسیدن به آبگرم از ماشین پیاده میشویم هوا هنوز کاملاً روشن نشده است با شنیدن صدای مهیب باد بقیه لباسهایمان را میپوشیم و جهت صعود آماده میشویم ساع ۳۰/۷ با نام و یاد خدای مهربان صعودمان را شروع میکنیم ولی با توجه به شرایط هوا امیدی به دیدار قله بزقوش ندارم ولی توکلت علی الله و ادامه راه ...

شیب اول را جهت سوار شدن به یال اصلی پشت سر میگذاریم با رسیدن به یال اصلی سرعت باد زیادتر میشود ولی امکان ادامه مسیر فعلاً وجود دارد بعد از عبور از چند تا گوسفند سرا در روی یال اصلی خود را بالا میکشیم و ساعت حدود ۲۰/۱۰ به جانپناه میرسیم  استراحتی جانانه میکنیم میوه و صبحانه می خوریم غیر از گروه ۵ نفره ما کسی در منطقه حضور نداشت با رسیدن  سه نفر از هیئت کوهنوردی سراب خوشحال میشویم که تنها نیستیم ولی موقع حرکت متوجه میشویم که آنها از اینجا بر میگردند

جانپناه بزقوش 2/10/90

و به ما نیز چنین توصیه ایی داشتند ولی به آنها قول میدهیم که اگر هوا خیلی نامساعد بود ما نیز برمیگردیم آنها نیز ما را راهنمایی میکنند شماره تلفن همراه رد وبدل میشوید و میگویند که هفته قبل تا قله پرچم کوبی کرده اند و با توجه به مه غلیظ که از جانپناه تا قله را پوشانده است ما نیز خیالمان راحت میشود و خداحافظی میکنیم و به راه میافتیم

کمی بالاتر از جانپناه2/10/90

بعد از کمی حرکت با مشاهده نامساعدی هوا تصمیم به برگشت میگیریم ولی بعد از مشاوره با همدیگر درنهایت تصمیم گرفته میشود که فعلاً صعودمان را ادامه دهیم صعود میکنیم و شروع نقطه پرچم کوبی را پیدا میکنیم و با توجه به مسیر پرچم کوبی شده ادامه مسیر میدهیم

پرچم کوبی مسیر توسط هیئت سراب بین جانپناه و قله 2/10/90

 در شیب آخر منتهی به قله برفکوبی سنگینی انجام میدهیم آخرین پرچم را پشت سر میگذاریم و می بینیم که دیگر پرچمی دیده میشود و به جایی میرسیم که دیگر بالاتر از آن جایی برای صعود وجود ندارد

بر فراز بزقوش 2/10/90

اینجا قله زیبای بزقوش است در هوای مه و طوفان به سختی عکسی میگیریم و سجده شکر میکنم و

برفراز بزقوش 2/10/90

در مسیر برگشت2/10/90

 از بزقوش خداحافضی میکنیم

در اینجا لازم میدانم از هیئت فعال کوهنوردی سراب در پرچم کوبی مسیر بین جانپناه  تا قله تقدیر و تشکر نمایم و ما این صعودمان را مرهون ایشان هستیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 دی1390ساعت 6:5  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود کیامکی

تاریخ : جمعه ۲۵/۹/۹۰

اعضاء : حبیب اله داداشی ـ قربان رستمی ـ مهدی امیرخانی ـ محمدتقی فرشباف بلوریان ـ خسرو یوسفی

صبح ساعت 30/6 پای کوه کیامکی

در ادامه انجام تمرینات برای صعود زمستانی به یکی از قلل معروف کشورمان برنامه ایی که برای امروز پیش بینی شده برنامه صعود قله کیامکی میباشد

صبح جمعه ۲۵ آذر راس ساعت ۴ از تبریز حرکت کردیم ساعت ۴۵/۵ به روستای داران رسیدیم مانند همیشه مسجد بسیار مرتب و تمیز و  گرم روستا بر خلاف مساجد شهری باز و آماده برگزاری نماز صبح بود اهالی روستای داران بسیار خونگرم و مهربان میباشند و با کوهنوردان نیز خیلی صمیمی هستند با پرس و جو از اهالی متوجه شدیم که راه خاکی تا پناهگاه قله کیامکی فعلأ باز میباشد وما نیز بعد از اقامه نماز و پوشیدن لباسهایمان بلافاصله عازم پناهگاه شدیم هنوز هوا تاریک ونیز مه آلود بود در یک دوراهی جاده پناهگاه راهمان را گم کردیم و دوباره برگشتیم و جاده سمت راستی رابسوی پناهگاه ادامه دادیم

 پناهگاه کیامکی 25/9/90

برخلاف ظاهر امر که هوای مه آلود و نامساعد را نشان می داد هوای کیامکی بسیار مساعد و آماده پذیرایی از میهمانانش بود و براحتی به ما اجازه زیارت خودش را داد

 یال اصلی قله زند روبروی کیامکی

ساعت ۴۵/۷ ازپناهگاه جهت صعود قله براه افتادیم  یال سمت راست را جهت صعود در نظر گرفتیم این یال نسبت به مسیرهای دیگر کوتاه ولی دارای شیبهای تند میباشد و در زمستان که کیامکی دارای برف زیاد است به نظرم صعود از این یال سخت میباشد به تدریج خود رابالا کشیدیم گروهی دیگر نیز از یال

 در مسیر کیامکی 25/9/90

سمت چپ روبروی ما حرکت میکرد حدود ۴تا شیب تند را باید صعود میکردیم تا به میله های راهنما که نشانه های جانپناه نیز میباشد برسیم بعد از دو استراحت ساعت ۲۰/۱۱ به جانپناه بسیار شیک و تمیز کیامکی رسیدیم از اینجا تا قله دگر راهی نیست حدود ده دقیقه راه صاف ، در جانپناه استراحت کردیم

داخل جانپناه بسیار تمیز کیامکی 25/9/90

نمای بیرونی جانپناه کیامکی 25/9/90

 بعد از صرف میوه و چایی با قله بسیار زیبای کیامکی نیز دیداری تازه میکنیم و از اینکه به ما اجازه دیدار و صعود خود را داده است سپاسگزاری میکنیم  و عکس میگیریم و تا دیداری دیگر خداحافظی میکنیم

بدرود تا درودی دیگر

 قله کیامکی و قله های زند و قانلی و قلیش داغی در نای پشت آن

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1390ساعت 19:23  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود میشو 

تاریخ ۱۱/۹/۹۰

اعضاء : مهدی امیر خانی - خسرو یوسفی

حرکت از تبریز ساعت ۶

مسیر : مسیر عمومی دو خواهرون ( جوت باجیلار )

در مسیر میشو 11/9/90

قله میشو 11/9/90

برنامه صعود قله کمال سهند ولی صعود قله دند

تاریخ : ۱۸/۹/۹۰

اعضاء : حبیب اله داداشی - قربان رستمی - خسرو یوسفی

برنامه این هفته ما صعود قله کمال (قوچ گلی داغی) بود ساعت۳۰/۵ از تبریز حرکت کردیم ولی وقتی به نزدیک پیست اسکی سهند رسیدیم راه به علت کولاک شدید بسته بودبه ناچار متوقف شده و در داخل ماشین آماده شدیم ولی وقتی پیاده شدیم کمال را خشمگین تر از همیشه یافتیم به سختی حدود ۱۰ یا ۱۵ دقیقه توانستیم

نزدیک پیست اسکی18/9/90

 راهپیمایی کنیم ولی سرعت کولاک خیلی بیشتر از آن بود که ما فکر میکردیم وبا این روال سرعت باد در قله را حساب کردیم و دیدیم دیدار کمال را به وقتی دیگر باید موکول کنیم

خشم کمال 18/9/90

لذا عازم قله دند شدیم  از مسیر پارکینگ ونیار یال میانی حرکت کردیم ساعت ۵۰/۱۰ در قله دند بودیم

قله دند 18/9/90

ولی از مسیر رفت برنگشتیم مسیر را به سوی امام آغاجی ادامه دادیم و از آنجا به روستای پاکچین (پکه چین ) سرازیر شدیم و از مسیر جاده قدیم اهر به مبداء برگشتیم 

در مسیر امام آغاجی 18/9/90

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1390ساعت 15:10  توسط خسرو یوسفی  | 

 بسمه تعالی

صعودقله گوی زنگی

مورخه :۲۷/۸/۹۰ روز جمعه

اعضاء : آقای خالقی ، مهدی امیر خانی ، یاسر امیر خانی ، خسرو یوسفی

شروع صعود گوی زنگی27/8/90

در ميان كوههاي ميشو داغ ، شانجان و علمدار و چندين قله ي نامی ديگر قله اي سر به آسمان سائيده كوهنوردان و عاشقان طبيعت را به مبارزه اي سخت و دشوار فرا مي خواند و زماني اين مبـارزه به اوج خــود مي رسد كه اين كوه سركش لباس سفيد بر تن كرده و با جامه حرير پوشش راه را بر بسياري سد نموده و مغرور و سرحال نظاره گر  تلاشهائي چند از كوهنوردان مي شود .

اين قله  با ارتفاع 3076 متر از سطح دريا در قسمت جنوب شهرستان مرند و روستاي گلجار و در سمت جنوب غربي پيست اسكي پيام و پليس راه نيروي انتظامي مرند قرار گرفته است خط الراسي نسبتاً طولاني به سوي شرق اين قله را به قله ميشو داغ و يالي پر فراز و نشيب به سمت جنوب آن را به قله شانجان و خط الرأسي طولاني به سمت غرب پس از گذر از چندين قله بالاي 2800 متري آن را به قله مرتفع علمدار به ارتفاع 3135 متر مرتبط مي سازد .بر گرفته ازسایت هیئت کوهنوردی تبریز

بر اساس قرار قبلی ساعت ۶ از تبریز حرکت میکنیم جاده را تا صوفیان مه غلیظ فراگرفته و به سختی میتوان جلو را دید ولی با گذشتن از صوفیان دیگر از مه خبری نیست تا مسیر دره گوی زنگی، ما مسیرمان را از پیست اسکی یام انتخاب میکنیم و با توجه به زیاد نبودن برف پس از پیمودن دره خود را به دومین یال منتهی به قله میرسانیم هر چند این یال دارای شیب تند میباشد ولی نسبت به یال اولی کوتاهتر میباشد

شیب اول بسیار تند یال را به سختی پشت سر میگذاریم و بر روی یال قرار میگیریم هوا بسیار  مساعد میباشد و دیگر از مه خبری نیست ادامه مسیر میدهیم و به محل تلاقی یال اول و دوم میرسیم و قرار میگذاریم که موقع برگشت از مسیر یال اول برگردیم و با صعود دو شیب دیگر به قسمتهای انتهایی خط الراس میشو گوی زنگی میرسیم اینجا تقریباً شدت باد کمی بیشتر شده است با صعود و فرود در خط الراس به آخرین شیب که مارا به قله میرساند میرسیم  و با صعود این شیب در میان مه غلیظ و باد شدید به جایی میرسیم که دیگر جایی برای صعود وجود ندارد اینجا قله گوی زنگی است ساعت ۱۵/۱۲ میباشد عکس میگیریم و سریع بر میگردیم و دیدارمناظر و قله های مختلف از چشم انداز گوی زنگی را با توجه به مه آلود بودن قله  به صعود بعد موکول میکنیم.

عکسهایی از صعود ۲۷ آبان ۹۰

شیب اول گوی زنگی27/8/90

مهدی امیر خانی گوی زنگی 27/8/90 پشت سر ضلع شمالی میشو

در مسیرگوی زنگی 27/8/90

اندکی صبر سحر نزدیک است گوی زنگی 27/8/90

دیدار یار - بر فراز گوی زنگی ساعت 15/12جمعه27/8/90

دیدار یار - بر فراز گوی زنگی ساعت 15/12جمعه 27/8/90

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1390ساعت 7:33  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام خداوند آفریننده کوههای استوار و زیبا

صعود قله کمال - قوچ یا قوش گلی داغی

مورخه : ۲۰ آبان ۹۰

اعضاء : مهدی امیر خانی - خالقی ـ خسرو یوسفی

درست است که برنامه ریزی در هر کاری نه تنها مهم است بلکه از اصول اولیه جهت رسیدن به هدف میباشد و در حقیقت ما را در رسیدن به اهداف تعیین شده تضمین مینماید ودر دنیای امروز بدون برنامه ریزی نباید انتظار موفقیت در کاری را داشت و مسلماْ تلاش در طبیعت و کوهنوردی نیز خارج از این قاعده نمی تواند باشد و  باید انجام  هر برنامه کوهنوردی موفقیت آمیز  نیز حتما برنامه ریزی شده انجام گیرد ولی چیزی که مهم است و میخواهم عرض کنم این است که ما از کوهستان ضمن یادگیری خیلی چیزهای دیگر از قبیل تواضع و فروتنی و مقاومت و پایداری و حلم و بردباری و پاک بودن و پاک زیستن و...ووو...چیز مهم دیگری که می آموزیم آزادی و آزادگی است و این آموزه ها را نباید با هیچ چیز دیگری عوض کنیم اینها حاصل عمر کوهنوردی ماست البته من  خود را کوهنورد نمیدانم این اسمی است که دیگران ما را با آن اسم میشناسند من اگر لیاقت داشته باشم شاگرد شاگرد کوهنوردان هستم . با توجه به اینکه  آزادی و آزادگی از آموزه های مهم کوهنوردی میباشد لذا چار چوبهای تعیین شده در برنامه های گروههای کوهنوردی نباید این آزادی را از ما بگیرند که حتما در داخل چهارچوب تعیین شده حرکت کنیم و آزادیمان را از دست بدهیم و با محصور بودن در برنامه های تعیین شده توسط گروهها یک موقع متوجه شویم که عمرمان به پایان رسیده است و هنوز اندر خم یک کوچه ایم من با گروههای مختلف به کوه رفته ام ولی لذت آزادی در اوج بلندیها زمانی برای من بیشتر شده است که فقط در حصار گروهها نبوده ام و ضمن کوهنودی با گروههای مختلف برنامه های دل بخواه خودم را خواه با گروه یا بادوستان و غیردوستان و اگر هیچکدام نشد به تنهایی انجام داده ام .

خیلی عذر میخواهم قرار نبود من انشاء بنویسم قرار بود گزارش برنامه کمال رابنویسم  و اما گزارش برنامه :

ساعت ۶ صبح از تبریز حرکت کردیم وقتی از روستای ایرانق رد شدیم  جاده انگار مثل فصل زمستان برفی و یخ زده بود رفته رفته مقدار برفها بیشتر شد تا اینکه کمی بالاتر از روستای ثمرخزان جاده کاملاْ با انباشته شدن برف مسدود شده بود ماشین ما متوقف میشود و پس از مشاوره با همدیگر تصمیم میگیریم از همینجا پیاده روی را شروع کنیم وضع هوا تقریباْ مساعد بود ساعت ۷ به راه میافتیم ساعت ۸ از کنار پیست اسکی میگذریم و در دشت قوش گلی تا رسیدن به یال اصلی با توجه به اینکه گروه ما

در مسیر کمال 20/8/90

پیشگام بوده لذا برفکوبی مسیر نیز توسط ما انجام میگیرد تا سوار یال اصلی میشویم کم کم به شدت باد افزوده میشود

مهدی امیرخانی در مسیر کمال 20/8/90

تا اینکه در میانه های یال تقریباْ بالای قوش گلی دیگر از باد خبری نبود بلکه کولاک شدید یا طوفانی با سرعت حدود ۶۰کیلومتر بود کم مانده بود که از اینجا برگردیم زیرا کولاک کمال شوخی بردار نیست ولی ادامه مسیر دادیم سر بالایی تند آخر را نیز در میان کولاک شدید پیمودیم وقتی به قله فرعی که از آنجا قله اصلی دیده میشود رسیدیم از سرعت باد کاسته شده بود انگار از مقاومت ما خوشش آمده بود ساعت ۱۱ قدم بر قله زیبای کمال نهادیم

قله کمال 20/8/90

سریع عکس گرفتیم و نگاهی هم به جام و سهند انداختیم و تا دیداری دیگر خداحافظی نمودیم  و موقع برگشت هم هر چند سرعت باد در همان محل خیلی زیاد بود ولی با توجه به شادی حاصل از دیدار کمال در این هوا بی خیال پایین آمدیم و رها شدن در میان برفها در سینه کش پایین لذتی دیگر داشت  و ساعت ۱۰/۱۲ به کنار ماشین میرسیم

در مسیر برگشت از قله 20/8/90

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آبان1390ساعت 6:45  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

از توچال تا میشو

گزارش ۲ برنامه قله توچال و قله میشو

قله توچال : پنجشنبه  ۲۸/۷/۹۰ اعضاء : گروه تک نفره خسرو یوسفی و خیل عظیمی از مشتاقان توچال

قله میشو : جمعه  ۶/۸/۹۰ اعضاء : حبیب اله داداشی ٬ قربان رستمی ٬ خسرو یوسفی

برنامه قله توچال :

آبشار دوقلو 28مهر 90

روز پنجشنبه مورخه ۲۸/۷/۹۰صبح به تهران رسیده و بلافاصله عازم میدان تجریش شدم گرچه حدود یکساعت از برنامه عقب بودم ولی از حلیم داغ صبح اول وقت میدان تجریش واقعاْ نمیشه گذشت .

در مسیر توچال 28 مهر 90

ساعت ۳۰/۶ از پای مجسمه کوهنورد برنامه صعودم را شروع میکنم از دربند و روستای پس قلعه و ... مسیر را طی میکنم تا به آبشار زیبای دو قلو و پناهگاه شیرپلا میرسم تا اینجا تقریباْ مسیر شلوغ بود ولی از اینجا به بعد تعداد صعود کنندگان به توچال کمتر از ۲۰نفر میشدند

پناهگاه شیر پلا 28 مهر90

 گرچه در نظرم بود از یک مسیر متفاوت به توچال صعود نمایم ولی با توجه به تنهاییم واینکه به مسیرهای دیگر زیاد آشنایی نداشتم لذا مسیر سیاه سنگها را در پیش گرفتم از سیاه سنگها رد شده و به جانپناه امیری میرسم

جانپناه امیری 28 مهر 90

پس از اندکی استراحت و صرف میوه دوباره راه می افتم از جانپناه که به قله نگاه میکنم باید سه قله قائم پشت سر هم را صعود کنم تا به قله توچال برسم ولی برای رسیدن به مقصود باید سختیهای راه را زیاد جدی نگرفت و فقط حرکت کرد ( گر عشق حرم باشد سهل است بیابانها)تا درمسیر توچال 28 مهر 90

اینکه ساعت ۱۳ خود را بر بلندای قله زیبای توچال می بینم دماوند زیبا را با تمام ابهت و سربلندی در سمت شرق تماشا میکنم عکسهایم را میگیرم به داخل جانپناه توچال رفته و استراحت میکنم و دوباره از همان مسیر رفت راه برگشت را در پیش میگیرم .

قله توچال28 مهر90

برنامه قله میشو :

سه فصل در یکجا(تابستان و پائیزوزمستان) 6آبان 90

وقتی روز جمعه در تبریز کار ضروری داری که البته نباید داشته باشی چونکه این روز مخصوص طبیعت پاک  و زیباست تا پاک و زیبا بمانی به هر حال اگه کار داری و نمیخواهی برنامه کوهنودی ات تعطیل بشه اجرای برنامه صعود میشو بهترین فرصت است.

قله میشو 6 آبان 90

ساعت ۱۵/۴از خیابانهای خلوت صبح جمعه تبریز میگذریم درمنطقه ما برف میبارد ولی در خروجی تبریز ساعت ۳۰/۴ باران ٬ توکلت علی الله گفتیم و حرکت کردیم وقتی از جاده مرند به سمت جاده منتهی به کوه پیچیدیم هوا کاملاْ مه آلود و جاده را برف گرفته بود قسمتی از جاده را با ماشین طی کردیم تا اینکه ماشین متوقف شد پیاده شدیم  نماز و تنظیم کوله ها و مشاوره با همدیگر که در نهایت قرار شد تا پای کوه جلو برویم و ببینیم چه خبر ؟ ساعت ۴۵/۵ است

قله میشو6 آبان 90

هیچکس جلوتر از ما نرفته بنابر این برفکوبی مسیر بر عهده ماست جهت گرم شدن بدنمان تا پای کوه کمی با سرعت بیشتر حرکت میکنیم ولی با رسیدن به پای کوه شیبهای اولیه میشو را نرم و ملایم تا دو خواهرون (جوت باجیلار) پشت سر میگذاریم اندکی استراحت و خوردن میوه و دوباره ادامه مسیر ٬ ساعت ۸ صبح پائیزی همه جا سفید پوش بر بلندای میشو ایستاده ایم هوای پائیزی میشو بی نهایت زیباست گرچه در پائین دستها و دشت یام پر از مه میباشد ولی قله های زیبای منطقه از جمله گوی زنگی از داخل مه سر بیرون آورده و نظاره گر زیبایی منطقه هستند

گوی زنگی از میشو 6 آبان 90

 ساعت ۱۵/۸ راه برگشت را پیش میگیریم و همنوردمان مهدی امیر خانی را که این دفعه با ما

در مسیر بازگشت 6آبان 90

نیامده در مسیر می بینیم و باهم عکس میگیریم و ساعت ۱۰ به تبریز میرسیم /.


+ نوشته شده در  شنبه 7 آبان1390ساعت 12:2  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه کوهستان میشو

تاریخ :۲۲/۷/۹۰

اعضاء : حبیباله داداشی ٬ قربان رستمی ٬ خسرو یوسفی

 

فله میشو 22/7/90

بر اساس برنامه ریزی صبح جمعه ساعت ۱۵/۴ از تبریز حرکت کردیم ساعت۳۰/۵ بعد از پارک ماشین در پیست اسکی یام (پیام) و اقامه نماز به راه افتادیم سگهای چوپانان از هر طرف به صورت گروهی به ما خوشامد میگفتند و ما بی توجه از میان آنان رد شدیم و خود را به اول دره  مسیر رساندیم وقتی به چشمه رسیدیم که هوا تقریباٌ روشن شده بود بعد از نوشیدن از آب زلال چشمه و برداشتن آب دوباره در سمت چپ دره ادامه مسیر دادیم در انتهای دره از یک شیب نسبتاٌ تند بالا رفته و سوار گرده شدیم هوای پائیزی گرده طراوتی دیگرداشت در انتهای گرده که قله میشو از آنجا نمایان بود لختی استراحت کرده و از میوه های مخصوصی که آقای داداشی تهیه نموده اند میل نموده و نفسی تازه میکنیم و با ادامه مسیر در روی یال تقریباٌ هموار و اندکی بعد ساعت ۸ بر روی قله میشو به همدیگر این صعود را تبریک میگوییم هوا بسیار زیبا و دل انگیز ٬ عکس میگیریم  و شادی میکنیم و خداحافظی و برگشت ... بدرود تا درودی دیگر

یوسفی و داداشی چشمه مسیر گرده 22/7/90

داداشی چشمه مسیر گرده22/7/90

داداشی و رستمی قله میشو22/7/90

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390ساعت 18:10  توسط خسرو یوسفی  | 

 

بسمه تعالی

 پیمایشی دیگر در جنگلهای ارسباران

جنگل پیمایی در منطقه جنگلهای آغان و کُوورن (گوهران)

اعضاء : جعفر نعمت زاده - تقی یوسفی - خسرو یوسفی

تاریخ : ۱۰و ۱۱ شهریور ۱۳۹۰

روز پنجشنبه ۱۰شهریور ساعت ۳۰/۶ با مینی بوس روستای آستمال از تبریز حرکت کردیم ساعت ۱۰ در سه راهی روستای آوان پیاده شدیم

روستای آوان

و با یک دستگاه نیسان به ییلاق انیق رسیدیم از بالای ییلاق انیق از ناحیه تاجر بلاغی وارد جنگلهای زنگهر شدیم که بصورت یک راه پاکوب به منطقه تک آغاج میرسد

جنگلهای پایین زنگهر

ولی ما در وسطهای جنگل از دره ایی که یک چشمه با آب زلالی نیز دارد برای رسیدن به روستای آغان در مسیر دره به پایین میرویم و بعد از پیمایش این دره که درختان آلوچه زیادی نیز در آن وجود داشت به روستای آغان میرسیم

درختان آلوچه در مسیر

درختان آلوچه در مسیر

درختان آلوچه در مسیر

در این روستا به غیر از یک دختر بچه و یک کارگر که آنهم از روستای معدن آمده بود ما کسی دیگر را ندیدیم راه روستای اُروج را میپرسیم که نشان داده میشود ولی به آن صورت مشخص نبود به راه میافتیم و بعد از کلی کوهپیمایی و عبور از مناطق کم درخت به جایی رسیدیم که دیدیم  ما بعد از این همه پیمایش مسیر تازه در اول راه هستیم حداقل زمان لازم برای رسیدن به روستای اُروج حدود ۵ساعت تخمین زده میشود در حالیکه ما تنها ۵/۱ ساعت تا تاریکی هوا فرصت داریم و در تاریکی از میان آن همه جنگلهای انبوه که راه مشخصی نیز ندارد نمیشود گذشت به ناچار از رفتن به اروج منصرف و راه روستای معدن که تقریباٌ نزدیکتر میباشد را در پیش میگیریم و از میان جنگلهای انبوه کُوورن که درختانش به علت عدم هیچگونه رفت و امدی به هم بافته شده به سختی عبور میکنیم و تا شروع تاریکی هوا از آنها رد میشویم

 غروب خورشید در جنگلهای کوورن

و دوباره در دره ایی که انتهایش به روستای معدن میرسد پایین میائیم دیگر هوا کاملاٌ تاریک شده است در تاریکی مقداری از مسافت دره را طی میکنیم همنوردانم دیگر طاقت راه رفتن ندارند ساعت ۵/۹ شب است و هوا در شبهای اول ماه شوال کاملاٌ تاریک میباشد اندکی برای استراحت می نشینیم نعمت زاده در همان لحظه های اول خوابیده است تصمیم میگیریم در همانجا شب را سحر کنیم نه تنها هیچگونه وسایل شب مانی نداشتیم بلکه زمین صافی نیز برای دراز کشیدن وجود نداشت آتش روشن کردیم با توجه به خستگی زیاد سریع به خواب میرویم ولی کمی هم از وجود حیوانات جنگلی در دل ترس داشتیم که هیچکدام چیزی نمی گفتیم با طلوع خورشید بعد از پیمایش بقیه دره به روستای معدن که به روستای قره چی معدن مشهور است

 روستای قره چی معدن

میرسیم روستایی عجیب ٬ مردمانش با تمام روستاهای آذربایجان بلکه ایران که تا بحال من دیده ام فرق میکنند زیاد با غریبه هاخوش نیستند هر کدام از بالای پشت بام حرفی میزنند انگار با ما دعوا میکنند به هر حال از آنجا رد میشویم و از این به بعد در

دره رود قولان چایی

آقا پسر فداکار قولانی همتی

مسیر زیبای دره قولان چایی راه روستای قولان را در پیش میگیریم و به روستای زیبا و واقعا مهمان نواز قولان میرسیم و مهمان عمه عزیزم میشویم و بعد از استراحتی کامل بسوی تبریز حرکت میکنیم  

روستای زیبای قولان

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1390ساعت 16:37  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود 39 قله سبلان

تاریخ : 90/6/18

اعضاء : حبیب اله داداشی ، قربان رستمی ، حجه الاسلام دکتر محمودی ، مهدی امیرخانی ، خسرو یوسفی

طبق معمول صعودهای اخیر ساعت 3/50 از تبریز حرکت کردیم ساعت 7/45 شروع صعود ما ازپناهگاه بود

بر خلاف همه صعودهای قبل در این صعود یک نفر روحانی نیز همنورد ما بود که سالیان سال عاشق دیدار قله سبلان بوده ولی تا به حال نصیبش نشده بودکه اولین دیدار قله سبلان را با گروه ما تجربه میکند گرچه راه ناهموار است و سخت ولی عاشقان سبلان همه سختیها را تحمل میکنندتا به وصال یار نایل آیند،گر عشق حرم باشد سهل است بیابانها، یا ،در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم * سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور.

حرکت می کنیم و خود را از یال اصلی بالا می کشیم طبق معمول به دوستان بار اولی میگوییم که فقط این سربالایی اول سخت است و بقیه راه آسان و واقعا نیز چنین است سر بالایی اول را میرویم سر بالایی دوم را نیز پشت سر میگذاریم  مسیر مانند دفعات قبل زیاد شلوغ نیست  بالاخره به خسته نباشید میرسیم سنگ محراب همان سنگ بزرگ امید واری را میبینیم اگه اونجا رسیدیم دیگه کار تمومه  وبالاخره پس از پشت سرگذاشتن چند تپه کوچک چشمانمان با دیدن آب زلال دریاچه سبلان روشن میشود تنهای خسته مان در کنار دریاچه آرام میگیرد

ولی من یک آرزوی دیرینه دارم مخصوصاٌ از زمانیکه پارسال دوست عزیزم پرویز ستوده در آب بسیار سرد دریاچه سبلان شنا کرده این آرزو در دل من مانده  حالا بهترین موقعش هست  بی درنگ لباسهایم را در میاورم و تن خسته ام را به آب زلال و زیبای سبلان میسپارم  و راحت میشوم .

وقت حدا حافظی فرا میرسد ساعت 14 راه برگشت را در پیش میگیریم  به پناهگاه میرسیم و عازم تبریز میشویم 

بدرود تا صعود 40

آقای داداشی دریاچه سبلان

 

حجه الاسلام دکتر محمودی

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1390ساعت 12:19  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه های من در دو هفته گذشته

برنامه هایی که در دو هفته گذشته اجرا کرده ام ولی گزارش آنها را فعلاٌ ننوشته ام:

۱- جنگلهای ارسباران - جنگل پیمایی در منطقه جنگلهای اغان و کوورن

در هفته اول بعد از ماه رمضان مورخ ۱۰و ۱۱ شهریور ماه انجام گردیده که گزارش آن بزودی ارائه میگردد.

۲- صعود به قله سبلان

صعود ۳۹ به قله سبلان که صعودی متفاوت از صعودهای دیگر میباشد در تاریخ ۱۸ شهریور ماه انجام گردید که گزارش آن را نیز انشاله به زودی در وبلاگم قرار خواهم داد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1390ساعت 10:15  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود ۳۸ سبلان

سی و هشتمین صعود سبلان در تاریخ جمعه ۷ مرداد۹۰ انجام گرفت

اعضاء : همان اعضائ صعود ۳۷ یعنی :

آقای داداشی ٬ برادران مهدی و یاسر امیرخانی ٬ آقای قربان رستمی ٬ یوسفی

پناهگاه سبلان 7/5/90

با توجه به اینکه آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان بود همه مشتاقان سبلان در فرصت باقیمانده روانه سبلان شده بودند و سبلان پذیرای جمع زیادی از مشتاقانش بود از همه قشرها و از همه جای ایران حتی از خارج ایران.

مهمان سبلان از آلمان در جمع ما

همانند صعود ۳۷ و با همان دوستان صعود ۳۷ ساعت ۴۵/۳ از تبریز حرکت کردیم  اهر و مشکین و شابیل را پشت سر گذاشته و ساعت ۴۵/۷ از پناهگاه به سوی قله راه افتادیم از مسیر قبلی ولی خیلی نرم و روان .

 در مسیر قله سبلان

همه مشتاقان سبلان مانند یک صف به هم پیوسته از پناهگاه تا بالای قله حرکت میکردندو در این صعود برای اولین بار حضور چشمگیر نیروی انتظامی را در بین سبلانیان دیدم!!! ولی برای این همه آدم از امدادگر و حتی از یک دستگاه آمبولانس خبری نبود.

حضور ماموران انتظامی در سبلان

ساعت ۴۰/۱۱ به دریاچه زیبای سبلان رسیدیم بر خلاف دفعه قبل آب زلال آن موج میزدو با دیدن شنای چند نفر به یاد شنای سال قبل آقای ستوده در آب سرد این دریاچه افتادم و ساعت ۲۵/۱۲ از سبلان تا صعود ۳۹ خداحافظی کرده و روانه پائین میشویم و ساعت ۴۵/۱۴ به پناهگاه میرسیم وبا سبلان خداحافظی میکنیم و به تبریز بر میگردیم

بدرود تا صعود ۳۹

مهدی امیر خانی در نزدیکی دریاچه سبلان

گلهای سبلان

توفیق دیدار سبلان برای بار 38

داداشی از عاشقان سبلان

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 8 مرداد1390ساعت 17:59  توسط خسرو یوسفی  | 

 

غروب غمگینانه لیلا اسفدیاری

http://damavandclub.com/userimages/Leila%20Esfandyary.jpg
 
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبند زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شبکه خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر انند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا بر آمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش بگشای که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
 

 جمعه، 31 تیرماه 1390، لیلا اسفندیاری کوه نورد پرتوان و عضو باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند که برای صعود قلل گاشربروم 1 و 2 به منطقه قراقروم پاکستان رفته بود پس از صعود قله گاشربروم 2، به هنگام بازگشت در حین فرود از مسیر دشوار یخی در زیر قله، سقوط کرده و متاسفانه جان باخته است.

بر اساس گزارشات تلفنی سایر همنوردان ایرانی و خارجی که همراه لیلا در صعود قله شرکت داشته­اند پیکر لیلا پس از 300 متر سقوط در ارتفاع نزدیک به 7700 متری جبهه­ی پاکستان در مکانی خارج از مسیرمتوقف می­شود.

هم اکنون سایر صعودکنندگان در صحت و سلامت در کمپ سوم مستقر می­باشند.

لیلا اسفندیاری پیش از این، با سرپرستی تیمی 6 نفره موفق شده بود قله دشوار نانگاپاربات به ارتفاع 8126 متر را صعود کند و سال گذشته نیز بر قله­ی کی­تو، دشوارترین کوه جهان ، تلاشی ستودنی انجام داده بود.

+ نوشته شده در  شنبه 1 مرداد1390ساعت 15:7  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی 
قله یخچال -3580 متر

تاریخ : 9و 10 تیر ماه 1390

صعود قلم 6 - قله یخچال

همدان را همه بیشتر با الوند میشناسند و با چشمه های زیبایش و پناهگاه میشان و تخت نادری و یا نهایتاٌ با قزل ارسلان 

علیرغم اینکه چندین بار تا حالا به همدان رفته ام و بر بلندای الوند زیبایش ایستاده ام نمیدانستم در کنار آن قله زیبای دیگری وجود دارد همانند الوند و بلکه بلندتر از آن فله یخچال به ارتفاع 3580 متر 

این نیز از برکات دیگر صعود قلم است که علاوه بر اینکه کوهنویسان را در دنیای حقیقی نیز با هم آشنا میسازد تازه هایی از طبیعت ایران زمین را به طبیعت دوستان عرضه میدارد 

روز چهارشنبه 8 تیر ساعت 30/4 از تبریز حرکت کردیم شب در ویلایی که میزبان برنامه تدارک دیده بود استراحت نمودیم کوهنویسان شرکت کننده از تبریز در این برنامه محمد صدقی ( داغ داش ) ، امین غفارزاده (چرا کوهنوردی) ، بهروز نصیری و نامزدش سولماز ( پارمیس) و محمد ابراهیمی ( یشیل داغ ) بودند 

صبح پنجشنبه طبق برنامه همایش شروع شد برنامه های متنوعی داشتند که من از کنار همه آنها میگذرم زیرا که در وبلاگها زیاد در باره آنها نوشته اند و فقط در نظر داشتم که اشاره ایی به انتخابات هیئت اجرایی داشته باشم و آن هم به خاطر اینکه انتخابات را نوعی ابزار عوام فریبی و رسیدن به پست و مقام و پیش بردن خواسته و اهداف خود از طریق قانونی کردن و فریفتن دیگران با نام قانون میدانم و خدای ناکرده حرفهای بی ربط مینویسم از کنار آن نیز میگذرم هر چند خودم موافق انتخابات هیئت اجرایی در این برنامه بودم و فقط در کل این برنامه که میتوان گفت پیام کلی صعود قلم 6 میتواند باشد و توسط آقای حسین رضایی ( کوه نوشت ) گفته شد پیام پیامبر رحمت اسلام مبنی بر رعایت مکارم اخلاقی بود "بر شما باد رعایت مکارم اخلاقی که من بر آنها مبعوث شده ام " :که آقای رضایی با بیانی شییوا و رسا با  بیان پیام فیلم محمد رسول الله اظهار داشتند که چرا اخلاقیات را کنار گذاشته ایم و باید اخلاقیات را تحت هر شرایطی رعایت کنیم .

بعد از همایش نوبت صعود قله فرا میرسد که شروع صعود ما از روستای زیبائیست بنام مراد بیک که ما را به یاد آهنگ سریال روزی روزگاری می اندازد و با عبور از کوچه باغهای گیلاس و آلبالو و... و رودخانه خروشان  و چشمه هایی با آب زلال و جانپناه ایزدی به پای شیب تند هزار پیچ میرسیم و خود را از شیب هزار پیچ بالا میکشیم و به محل شب مانی پناهگاه زیبا و تمیز و مرنب قله یخچال میرسیم شب را در هوای آزاد میخوابم آسمان پر ستاره بالای سرم و چراغهای شهر همدان در پائین قله صفای دیگری داشت صبح جمعه طبق برنامه به سوی قله حرکت میکنیم و در یک هوای صبحگاهی لطیف و تمیز پا به قله 3580 متری یخچال میگذاریم و ششمین صعود قلم را در قله یخچال جشن میگیریم ، همه با هم عکس میگیرند و به همدیگر تبریک میگویند و بالاخره اقا فواد اعلام میکند که وقت خداحافظی از قله است و از قله زیبای قلم با اصرار آقا فواد خداحافظی میکنیم و راه فرود را از مسیر تخت رستم در پیش میگیریم ولی ما 4 نفر ( من و صدقی و نسرین و سارا ) جهت پیدا کردن کیسه خواب خانم نسرین ( دومان ) مسیر هزار پیچ را پایین میائیم و بعد از پیدا کردن کیسه خواب  دوباره به بالا بر میگردیم و در کنار چشمه آبی زیبا به گروه میرسیم و بعد از صرف ناهار به پایین بر میگردیم و به آرامگاه بابا طاهر عریان میرسیم و بعد از مراسم تا صعود قلم 7 با همدیگر خداحافظی میکنیم 

در پایان لازم میدانم از آقا فواد ( ماگما) و همراهانشان در اجرای صعود قلم 6 تشکر نمایم

در ضمن لست شرکت کنندگان در صعود قلم ۷ بدین شرح میباشد:

تصاویری از این برنامه :

در مسیر تبریز زنجان

همدان

همدان - محل همایش

در مسیر یخچال همراه ستوده

 

در مسیر قله یخچال

در مسیر قله یخچال

پناهگاه یخچال

قله یخچال

من و محمد واحدی

+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1390ساعت 0:55  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام اوکه هرچه داریم ازاوست

گزارش اجرای برنامه توسط همنورد بسیار عزیزم آقای غلامرضا اینانلو  نوشته شده که با اجازه ایشان  در صدا ی کوهستان درج میگردد :

گزارش صعود به

قله خشچال ( ارتفاع ۴۱۸۰ متر )

استان قزوین منطقه رودبارالموت ، روستای اوان

 

          سرپرست برنامه  :  غلامرضا اینانلو

تاريخ اجراي برنامه :     2 و3   تیر    1390

گروه کوهنوردی سازمان فضایی ایران

 

گزارش برنامه صعودبه قله4180 متری خشچال استان قزوین منطقه رودبارالموت –روستای اوان

اسامی افراد شرکت کننده دربرنامه

 

زمانبندی برنامه

رديف

نام و نام خانوادگي

سمت

 

ساعت

شرح  برنامه

1

غلامرضا اينانلو

سرپرست برنامه

 

30/7صبح 2/4

حرکت ازپژوهشکده 

2

پرويز  ستوده شايق

جانشين و مسئول فنی

 

13ظهر

رسیدن به روستای اوان

3

احمد غريب زاد

 گزارش نویس

 

20/18

حرکت به محل شب مانی

4

ابوالقاسم تشكري

همنورد

 

 15/19

برگشت بعلت شرایط جوی

5

غلامرضا  حبيبي‏فر

همنورد

 

 21

رسیدن به روستای اوان منزل آقای حدادی

6

ابراهيم  اميري

همنورد

 

  45/9

حرکت به سمت معلم کلایه (قلعه حسن صباح)

7

كريم  حسن پور

تدارکات

 

30/11

رسیدن به بالای روستای گازخان(شروع پیاده روی)

8

رضوان ا... حق بیان

عکاس

 

50/12

دیدوبازدیداز قلعه تاساعت

9

مسعود صادقپور

راهنما

 

تاساعت50/13

صرف ناهارواقامه نماز

10

ابوالقاسم  دین محمدی

همنورد

 

  50/13

حرکت به سمت تهران

11

روح ا...رحیمی 

همنورد

 

 30/20

پایان برنامه درپژوهشکده

12

خسرو  یوسفی 

همنورد

 

 

 

13

میراسد   میرزاپور

همنورد

 

 

 

14

زهرا  عسکری

همنورد

 

 

 

15

قرامحمدی

راننده 

 

 

 

 

گزارش برنامه:

    برنامه صعود به قله4180متری خشچال دراستان قزوین منطقه رودبارالموت روستای اوان که از چند سال قبل دربرنامه گروه کوهنوردی سازمان فضایی ایران قرارداشت امسال در صدد اجرای آن در آمدیم  وپیرو اطلاع رسانی وثبت نام 14 نفر در تاریخ 2و3/4/90 به سرپرستی اینجانب غلامرضااینانلو اقدام به اجرای آن کردیم.

شروع برنامه ساعت 30/7صبح روز پنج شنبه دوم تیرماه90ازپژوهشکده مهندسی سازمان فضایی ایران بوسیله یکدستگاه مینی بوس به رانندگی آقای علی قرامحمدی بود .باحرکت ازپژوهشکده وعبورازشهرهای کرج،هشتگردوآبیک 200متر بعداز عوارضی قزوین بامشاهده تابلو الموت ازسمت راست ازاتوبان خارج می شویم ودرجاده اختصاصی منطقه رودبارالموت قرار می گیریم .ساعت 10 در ابتدای جاده الموت بمدت 25دقیقه صرف صبحانه شد.ادامه مسیر ساعت 45/10ما رابه گردنه قسطین لار باارتفاع2496مترمی رساند .وباگرفتن چند عکس یادگاری بسوی رجایی دشت سرازیر می شویم که دراین ساعت شاهد مه شدید در منطقه هستیم .وساعت 13به منطقه زیبای اوان می رسیم وباگرفتن چند قطعه عکس ازدریاچه رویایی اوان که درارتفاع 1800متر از سطح دریا قرارداردبه سمت روستای اوان ادامه مسیر می دهیم ودر منزل همکار گرامیمان آقای محمد حدادی مستقر می شویم.طبق برنامه ریزی ساعت 14 زمان حرکت ما بسوی محل شب مانی(در کنار کانتینر معدن بود که توسط آقای حدادی  مطلع شدیم که روز قبل جاده معدن جهت راه اندازی آن توسط لودر وگریدر آماده عبورومروروسیله نقلیه سنگین ونیمه سنگین شده .که برنامه ریزی راکمی تغییر دادیم که قرارشد تامحل شب مانی را با یکدستگاه نیسان طی کنیم وبااین تغییر زمان استراحت در روستای اوان تا ساعت 17تمدیدشد وگروه فرصت پیدا کرد بااستراحت بیشتر به بازدید از دریاچه نیز بپردازد.نیسان با کمی تاخیر آمد وگروه درساعت20/18به سمت معدن حرکت کردیم ازساعت 40/18بارش باران شروع ودرساعت19به اوج خودرسید ومانع از حرکت وسیله نقلیه وگروه شدودرساعت 15/19ماشین لندرور که ازبالا برمی گشت وضعیت را غیر قابل توقف برای شب مانی وادامه صعوداعلام کردبامشورت اینجانب با مسئول فنی برنامه ودیگر اعضای گروه تصمیم به عدم ادامه قسمت فنی برنامه گرفته شد وبه سمت مبدا صعود حرکت کریم ودرادامه راه شاهد ریزش کوه در دونقطه ومسدودشدن جاده بودیم که اولی باتلاش بچه هاورانندگان بازشدولی دومی راموفق به بازگشایی نشدیم وبابه جاگذاشتن ماشین هااز شیب تندی که ادامه آن به مسیر پاکوب یال معدن ختم می شد پایین  آمدیم وساعت 21به منزل آقای حدادی رسیدیم ومزاحمتی دیگر.

 

جمعه3/4/90

ساعت 4صبح با سلام صلوات حاج آقاغریب زاد برای اقامه نماز صبح بیدار شدیم .وبا مشاهد شرایط جوی که بارش باران ووجود مه شدید همچنان ادامه داشت ودیگر شرایط صعود به قله کم رنگ شده بود به بچه ها تایم استراحت ودیدار از قلعه حسن صباح رادادیم.

8صبح بیدارباش کامل وصرف صبحانه وآماده حرکت شدن مارابه ساعت 45/9 رساند ودر این ساعت خداحافظی باآقای حدادی که قول صعود مجدد قله را در موقعی مناسب در معیت خودش از ما گرفت ومنطقه زیبای اوان را با تمام زیبایی هایش(ازقبیل درختان پربار گیلاس ،آلبالو،زردآلو،گردووسیب و...وپوشش گیاهی از جمله ریواس،آویشن ،سبزی کوهی،کاکوتی،بومادران،نعنا،چای کوهی و...وزیباتر از همه دریاچه همه فصل آبی اوان که مثل یاقوتی در دل صدف خفته )ترک وراهی قلعه حسن صباح درروستای گازرخان از توابع شهر معلم کلایه مرکز شهرستان رودبارالموت می شویم.ساعت 30/11به این محل می رسیم وقبل از شروع بازدیدبا آقای ستوده شایق که به همراه همسرشان باوسیله شخصی در این برنامه حضورپیداکرده بودند،خداحافظی می کنیم وتاساعت 50/12به بازدیدقلعه حسن صباح رهبر فرقه اسماعیلیه پرداختیم که درسال 483ه ق این منطقه را به سیطره خوددرآورد ودرسال 518ه ق درگذشت  که برای اطلاعات بیشتر از فرقه اسماعیلیه وحسن صباح کتاب قدیمی تاریخ جهانگشای جوینی اثر عطاملک جوینی وکتاب جدیدتاریخ وعقایداسماعیلیه اثردکترفرهاددفتری توصیه می شود.

ساعت  50/13 باصرف ناهاروخواندن نماز درمنزل رستوران آقای صفری وخرید گیلاس از باغ های مسیر ساعت17به گردنه قسطین لار رسیدیم وباگرفتن عکس های یادگاری ازمنطقه که به قول آقای خسرو یوسفی  باز هم وجود مه مانع اززیارت قله های خشچال،سیالان وزیورچال شد با امید به دیدارمجددوصعود این قله هاادامه مسیر مارادرساعت 30/17به کرج رساند.وپایان بخش برنامه ساعت 30/20درپژوهشکده مهندسی بود.خدای بزرگ راشاکریم که برنامه به سلامت وخوشی خاتمه یافت.درپایان تشکر صاقانه خودودیگرهمنوردان را ازآقای محمد حدادی جهت اسکان دوروزه گروه درمنزل شخصی خود  اعلام می دارم.

 

به امید دیدارشمادربرنامه های دیگر

گزارش از: غلامرضا اینانلو

گروه كوهنوردي سازمان فضايي ايران

تصاویری از این برنامه :

daryache Ovan

 Gilas baghi

Ovan golinin kanarinda

 

Sel galmaghi

 
Yolin baghlanmaghi
 
Hasan sebbah ghalasi
 
 
Hassan Sabbah
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 تیر1390ساعت 12:55  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود ۳۷ سبلان

مورخه : ۲۰/۳/۹۰

اعضاء : آقای داداشی - آقای مهدی و یاسر امیر خانی - آقای قربان - یوسفی

سی و هفتمین صعود سبلان هم طبق روال ٬ متفاوت از صعودهای قبل انجام گرفت  همنوردان جدید در این صعو د ٬ تعداد کم صعود کنندگان ٬ اجرای برنامه عزاداری روی دریاچه یخ زده سبلان توسط گروه اردبیلیها از تفاوتهای عمده این صعود با صعودهای دیگر بود.

براساس هماهنگی قبلی ساعت ۴۰/۳ از تبریز حرکت کردیم ساعت ۳۰/۶ به شابیل و ۱۵/۷ به پناهگاه شمالشرقی رسیدیم بلافاصله ساعت ۴۰/۷ صعودمان را شروع کردیم پناهگاه و مسیر قله بر خلاف عادت همیشگی سبلان خیلی خلوت بود در طول مسیر تا قله حداکثر ۲۵تا ۳۰نفر صعود کننده بود گروهی از اردبیل و ۳ نفر از شمال و ۲ نفر از تهران و ۵نفر گروه ما ازتبریز.

داداشی سبلان

صعود ما بر خلاف سایرین از ابتدای مسیر از روی یال که تا سربالایی اول بدون برف بود انجام گرفت و از این به بعد تقریباٌ تا قله بر روی برف حرکت میکردیم ۲ نفر از گروه ما برای اولین بار سبلان را زیارت میکردند  ساعت ۲۰/۱۲ بر روی دریاچه یخ زده سبلان موفقیت این صعود را به همدیگر تبریک میگفتیم

مهدی امیرخانی سبلان

در وسط دریاچه گروه اردبیلیها روی یخ وبرف برنامه عزاداری برای امام حسین علیه السلام ترتیب داده بودند اجرای برنامه طوری بود که  انسان غربت امام حسین علیه السلام را در صحرای کربلا با تمام وجود لمس میکرد و ناخودآگاه اشک از چشمان همه سرازیر میشد اشک شوق دیدار سبلان و اشک شوق عزاداری برای امام حسین علیه السلام در ان نقطه از زمین .

گروه 5 نفره ما روی سبلان

بعد از عزاداری و گرفتن عکس وقت خداحافظی فرا میرسد ساعت ۴۵/۱۲ با  قله سبلان تا صعود ۳۸ اگر عمری باقی باشد خداحافظی میکنیم و ساعت ۳۰/۱۴راه شابیل و از آنجا راه تبریز را در پیش میگیریم

خسرو یوسفی

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 خرداد1390ساعت 0:1  توسط خسرو یوسفی  | 

جنگلهای ارسباران - قله سیلانسر

(از آستمال تا اشتبین)

مورخ :۱۳و ۱۴و۱۵خرداد۹۰

برای ۳ روز تعطیلی برنامه من صعود قلل سبلان و هرمهای ۱و۲و۳و کسری از مسیر موئیل و فرود از مسیر آلوارس بود ولی به توجه به وضعیت پیش آمده به ناچار برنامه جنگلهای ارسبارن (مسیر آستمال - اشتبین) انتخاب گردید و چه نیکو انتخابی بود

 

 

 

مسیر آستمال

جمعه بعد از ظهر از تبریز حرکت کردم ساعت ۱۰/۱۹ از آستمال به سوی سید جبرئیل پیاده براه افتادم شب در جوار حرم سید جبرئیل که در حال احداث میباشد سپری شد

 روستای آستمال

صبح شنبه ساعت ۱۵/۸ دوباره براه افتادم تمام سر قله ها را مه فرا گرفته بود ولی پائین دستها هوا خوب بود و میدانستم که اگر مه همه جا را فرا بگیرد و یا همینطوری ادامه داشته باشد تمام برنامه من هیچ خواهدبود

امامزاده سید جبرئیل

زیرا تشخیص مسیرها در اینجا کار آسانی نیست ولی با شروع صعود من و و رسیدنم به ارتفاعات مه نیز با قله ها خداحافظی میکرد ولی با این همه ٬ زیبایی مسیر چیزی نبود که بتوان براحتی آن را ترک کرد هرچه بالاتر میرفتم زیبائیهای مراتع و جنگلهای ارسباران بیشتر خود نمایی میکردند شبنم سحر گاهی روی گلها ٬  قارچهای زیبای مراتع ٬ غزل خوانی پرندگان در صبحگاه بهاری زیبایی خاصی داشت

 قارچهای طبیعی

بعد از گذر از مناطق بکر و زیبا به چشمه نازنین رسیدم هیچگاه در این چشمه اینقدر آرامش مطلق وجود نداشته است آرامش کامل درطبیعت را با تمام وجودم لمس میکردم بعد از لختی استراحت و نوش جان از آب زلال چشمه نازنین دوباره ادامه مسیر میدهم مراتع زیبا و مه قله ها

و بعد از گذر از چند پستی وبلندی به گردنه علی بلاغی میرسم از اینجا باید با تمام خستگی شیب قله سیلانسر را بالا بروم سات ۲۰/۱۵ به قله سیلانسر بلندترین قله این منطقه میرسم بعد از کمی توقف و گرفتن عکس بدلیل وجود علامت خرسها در نزدیکی قله بلافاصله از سمت شمالی قله به پائین برمیگردم چند نفر از جوانان بومی را می بینم که بدنبال خرسها بالا میروند 

 

 مراتع و جنگلهای ارسباران

 

ساعت ۱۰/۱۶ به قوشا چشمه که عده ایی از جوانان پایتخت نشین اشتبین جهت تفریح و سیاحت انجا بودند میرسم و مهمان آنها میشوم چه مهمانی ؟ گوسفندی ذبح کرده بودند که کبابهایش خیلی خوشمزه بود

رنگین کمان بعد از باران در ناحیه تک آغاج

رنگین کمان بعد از باران ٬ طلوع خورشید در سحرگاهان ٬ دور هم کنار آتش نشستن در شبانگاهان ٬طلوع خورشید در ناحیه تک آغاج

منظره تک درخت دور افتاده از دوستان در سالیان سال که نام این منطقه را به خودش اختصاص داده است ( تک آغاج) بالاخره باید به خاطر زندگی اجباری شهری و ماشینی از همه اینها خداحافظی کرد

تک آغاج (تک درخت ) نام این ناحیه

سات ۸ صبح از میزبانان خوبم خداحافظی کرده و راه اشتبین را پیش میگیرم و از ییلاق اشتبین و میان جنگلهای زیبا گذشته و ساعت ۱۳ به روستای توریستی اشتبین  زادگاه شاعر نامدار منطقه ابوالقاسم نباتی مبرسم ساعتی استراحت کرده جنگلهای مسیر اشتبین

و سوار ماشین کرایه ایی شده و از کناره های ارس گذشته و راهی تبریز میشوم 

 رسیدن به کناره های ارس

خسرو یوسفی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 خرداد1390ساعت 8:13  توسط خسرو یوسفی  | 

صعود قله قلات شای مهاباد

مورخه : ۱۶و۱۵ /۲/۹۰

با نام خدا و با یاد خدا ، خدای آفریننده طبیعت زیبای ایران زمین

دشت گل در مسیر قله

مهاباد سرزمین خاطرات من ، خاطرات بهترین ایام زندگانی ام ، ایام جوانی ام ، (۲۰ و۲۱ سالگی ) یاد آور دوستان صمیمی و مهربانم با گوههای سر بفراز کشیده و پر از برف و دشتهای لاله گون میباشد.

وقتی زندگی را با آرامش همراه با خنده و نشاط در چهره مردمان این دیار میبینم از ته دل خوشحال میشوم .

لاله های واِِژگون

امسال به برکت صعود قلم سال قبل توفیقی شد با اهتمام و دعوت دوست کوهنویسمان آقای فرید صدقی (کانون کوهنوردان اوراز مهاباد ) و با همت و انجام هماهنگی لازم توسط دوست بسیار عزیز دیگرم آقای محمد صدقی ( داغ داش ) بعد از حدود ۲۸ سال دوباره از سینه کش کوههای پر از لاله های واژگون مهاباد بالا روم و با تمام ذرات وجودم در هوای آزاد کوههای کردستان رها شوم خیلی زیبا بود، دشتهای سرسبز ، رودهای پرآب، سینه پر از لاله های واژگون ،مردمانی نجیب، کوهنوردانی عاشق و فارغ از هرگونه قید وبند زندگی ماشینی ،دریک فضای صمیمی همه دست در دست هم داده بودند تا ما لحظه هایی از عمرمان را زیبا زندگی کنیم .

 

لاله واِِژگون

عصر روز پنجشنبه همراه دوستم آقای محمد صدقی ( داغ داش ) از  تبریز به راه افتادیم شب در مهمانسرای دانشگاه مهاباد مهمان آقای فرید صدقی بودیم برای شام هرچند من خود را برای کبابهای خوشمزه مهاباد آماده کرده بودم ولی پیتزای مخصوص مهاباد هم دست کمی از آن نداشت صبح ساعت ۴ بیدارباش و ساعت ۵ حرکت در محور مهاباد سردشت بعد از تابلو کیلومتر ۱۱۵  سردشت و تابلو روستای  حاجی مامیان به سمت چپ پیچیده و بعد از عبور از

جاده هراس

چند روستا و قسمت آخر مسیر را که باید پیاده میرفتیم تا به کمپ برسیم با یک دستگاه لند کروز در فضای جیغ و داد به علت راه فرعی خیلی سخت و خطرناک و پیموده وساعت ۳۰/۷ به کمپ رسیدیم ساعت ۴۵/۸ بعد از صرف صبحانه صعودمان را آغاز کردیم کاملاٌ مسیر 

کمپ در کنار رودخانه

 مشخص بود " کوه تو را میخواند" از سینه کشهایی با شیبهای ملایم و در میان لاله های سرخ واژگون بالا رفتیم و به یال اصلی رسیدیم حدود یکساعت نیز یال اصلی را پیموده و بعد از عبور از صخره قله کوه که راه پلکانی مناسبی داشت ساعت ۱۲ بر روی قله قلات شاه بودیم همه در کنار همدیگر شاد و خوشحال بودند با همدیگر عکس می گرفتند به همدیگر تبریک می گفتند همه با هم لحظه های صمیمی را سپری کردند گوهنویسانی از دیار زنجان ، تهران ، کردستان ، آذربایجان ، با عناوین آیاز ، ایران را بگردیم ، کوهستان ، ایران سرزمین من ، داغ داش ، صدای کوهستان و ...همراه با انبوه کوهنوردانی از مهاباد سایر شهرهای کردستان .

قله قلات شای

قله قلات شای

وقت خدا حافظی میرسد ساعت ۴۵/۱۲ راه بازگشت را پیش میگیریم بر خلاف مسیر رفت از دره هایی با چشمه های پر آب و دشتهایی کاملاٌ سر سبز پایین آمدیم و ناهار را در کمپ صرف نموده و قله قلات شای را برای آخرین بار نگاه میکنم و خدا حافظی میکنم و در مسیر رودخانه خروشان و درختان سر سبز و شاداب بید و چمنزارهای پر از گل مسیری را که صبح با تویوتا رفتیم پیاده بر میگردیم و به اولین  روستا میرسیم و سوار مینی بوسها میشویم و ساعت ۸ به مهاباد رسیدیم و تا برنامه ایی دیگر از دوستان خداحافظی میکنیم و بسوی زیبا شهرمان تبریز حرکت میکنیم ./. 

کوههای سمت مالی قلات شای

خسرو یوسفی ۲۲/۲/۹۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 اردیبهشت1390ساعت 22:58  توسط خسرو یوسفی  | 

صعود پائیزی به قله سبلان

مورخه : ۲۶و۲۷ آبان ۸۹

دلم در هوای پائیزی هوای سبلان کرده بود بدون هیچگونه برنامه ریزی قبلی عصر عید قربان ۲۶ آبان برای انجام صعود ۳۶ بسوی شابیل براه افتادم ساعت حدود ۸ شب به شابیل رسیدم سکوت سرد همه جا را فرا گرفته بود وقتی دیدم آبها یخ زده و ماشین من هم ضد یخ ندارد و ماشینم را نمیتوانم آنجا بگذارم دوباره به لاهرود برگشتم و شب را آنجا سپری کردم ۲۷ آبان صبح ساعت ۳۰/۹ خود را به پناهگاه شمالشرقی رساندم ساعت ۵۰/۹ جهت دیدار قله سبلان به راه افتادم تنهای تنها بودم و پناهگاه هم بر خلاف همیشه خلوت .

پناهگاه سبلان

سربالایی اول و دوم  بالای پناهگاه را که مهمترین قسمت صعود سبلان میباشد  سریع بالا رفتم خیلی نفس نفس میزدم تصمیم گرفتم که آرام بروم و خوشحال به دیدار سبلان برسم  در  پایین سنگ محراب دو گروه یکی ۵نفره و دیگری ۲ نفره دیدم که بر میگشتند وضعیت قله را پرسیدم گفتند که در قله کسی نیست و هوا نیز خوب است ساعت ۳۵/۱۴ بر روی دریاچه زیبا و یخ زده سبلان بودم دیدار جالبی بود تنهای تنهای تنها بودم سکوت مطلق و مطلق همه جا را فرا گرفته بود هیچ موقع حتی در صعود زمستانی سبلان را چنین ندیده بودم سکوت محض.

پائیز سبلان

 من بودم و سبلان وخدای سبلان

دریاچه سبلان در پائیز

روی دریاچه یخ زده سبلان راه میروم عکس میگیرم سجده شکر میکنم جای خالی دوستان را یاد میکنم شنای آقای ستوده در قله سبلان را یاد میکنم چه صعود هایی با چه دوستانی به اینجا داشته ام تک تک صعودهای قبلی را یاد میکنم و وقت خداحافظی فرا میرسد

تنها در سبلان

 ساعت ۵۰/۱۴راه برگشت را پیش میگیرم و ساعت ۳۵/۱۶ به پناهگاه میرسم و از پناهگاه با جیپ صحرای آقای سعید بابایی به شابیل واز آنجا روانه تبریز میشوم 

 

پناهگاه سبلان موقع برگشت

  

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 آبان1389ساعت 21:3  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام خدا

برنامه صعود اشترانکوه - قله سن بران

مورخه : ۶/۷/۸۹ تا  ۹/۷/۸۹

ارتفاع : ۴۱۵۰ متر

بر اساس برنامه ریزی انجام شده گروه به دو تیم ۳ و ۱۴ نفره تقسیم شده بود تیم اول روز سه شنبه ۶/۷ با قطار عازم شهرستان ازنا میشود این تیم شامل : پرویز ستوده شایق - محمدرضا یاوری و بنده خسرو یوسفی میباشد و تیم دوم بوسیله مینی بوس یک روز بعد روز چهارشنبه به شهرستان دورود حرکت میکند مقصد تیم اول صعود قله سن بران و برگشت از مسیر دریاچه گهر و مقصد تیم دوم  دریاچه گهر و پیوستن هر دو تیم به همدیگر در دریاچه گهر بوده است

جانپناه چال کبود (ستوده و یاوری)

گزارشی جالب و تصویری از این برنامه توسط دوست بسیار عزیزم آقای ستوده در نشاط کوهستان درج گردیده و من حرف دیگری برای گزارش ندارم فقط آنچه که لازم است از این صعود بنویسم این است :

دورنمایی از دریاچه گهر

در این صعود معنی و مفهوم جمله " کوهنوردی ورزش ما نیست بلکه یک روش زندگی است " را ما بصورت واقعی تجربه کردیم . علاوه بر تعاریف عمومی در مورد تاثیرات کوه بر جسم و روح کوهنوردان که همه مان تا حدی با آن آشنا هستیم در این صعود در موقع فرود از قله سن بران به سوی دریاچه گهر که از یک مسیر کاملاً ناشناخته انجام میگرفت این مسیر شامل دره های متعدد و طولانی و ژرف میباشد و

ابتدای مسیر دره فرود

 پایین آمدن از آن بصورت اسکی شنی و فرود از صخره ها انجام میگیرد (در غروب روز سه شنبه بعد از کمی حرکت و زدن یک کارگاه قسمتی از مسیر برگشت را طی کردیم و بعد از کمی حرکت در تاریکی بعد از کلی مشاوره با همدیگر در انتهای دره مسیر حرکت شب مانی کردیم که من با توجه به بیخوابی شب قبل که از تبریز آمده بودم و خستگی روز بلا فاصله به خواب رفتم ستوده نیز همینطور ولی روزبعد متوجه شدیم که یاوری اصلاً نخوابیده بود ) وقتی ما به انتهای دره میرسیدیم محلی بود که همه دره ها به آن منتهی میشدند و در واقع تشکیل یک قیف میدادند قسمت پایین قیف صخره و یا گاهاً دیواره ای بود که ما باید از آن عبور میکردیم و این ادامه حرکت ما را مشکل میکرد ما باید برای خودمان راهی پیدا میکردیم چونکه در راه فرود بودیم و نه صعود که اگر خواستیم برگردیم میگویند :" صعود به قله اختیاری است اما فرود از آن اجباری" بنابر این ما مجبور بودیم راهی پیداکنیم  اینجا بود که باید از کوهنوردی روش زندگی را بیاموزیم  راههای مختلف را بر رسی میکردیم چندین بار پایین میرفتیم و بالا میامدیم از روش آزمون و خطا استفاده میکردیم روش بررسی

فرود از صخره قیف اول 

مشکل و اتخاذ تصمیم کارشناسی را انجام میدادیم معنی و مفهوم استمداد خالصانه از خداوندرا با همه وجود درک میکردیم و به او توکل میکردیم با همه اینها آنچه که مهم بود توکل به خداوند واتخاذ یک روش منطقی و صحیح و بدور از احساس و غلبه بر اشتیاق و هیجان بود که ما را به نتیجه میرساندو این یعنی زندگی  یعنی کوهنوردی به عنوان روش زندگی که در آن با توکل به خداوند و شکیبایی و بررسی میتوان نتیجه گرفت و در این موقع است که زندگی با همه تلخیهایش شیرین میشود و ما هم بعد از فرود از هر صخره که بوسیله زدن کارگاه و یا پیدا کردن راهی دیگر انجام میگرفت مفهوم لذت تلخ را میفهمیدیم و برنامه برایمان علیرغم سختیهایش شیرین تر میشد چه خوش بود لحظه ایی که بعد از تحمل سختیها و استفاده از آخرین ذخیره آب صدای آقای ستوده که کمی جلوتر از ما حرکت میکرد شنیده میشد که میگفت : چشمه٬ چشمه آب٬ زندگی شیرینی دیگر خود را برایمان نشان می داد - در نا امیدی بسی امید است - از مسیرهای اسکی شنی با شیب تند از صخره ها و از دره هایی که بوسیله دیواره های بلند اشترانکوه احاطه شده است سرازیر میشویم به چشمه زلالی میرسیم نوش جان میکنیم چه نوش جان کردنی ٬ نیرو میگیریم و به دریاچه گهر میرسیم و با دوستانمان که بی صبرانه منتظر ما هستند اینانلوی عزیز زحمتکش همیشگی و بی ادعای گروه ٬ عمو جابر ٬حبیبی فر و محرابی و  سایرین احوالپرسی میکنیم شب را در کنار دریاچه زیبای گهر آرام میگیریم و صبح زود به

من (خسرو یوسفی)کنار دریاچه گهر

سوی شهرستان دورود حرکت میکنیم برای ساعت ۹ شب بلیط دارم  احساس میکنم که نمیرسم در اراک بعد از صرف ناهار تا برنامه دیگر با دوستانم خداحافظی میکنم و بوسیله سواری به تهران میایم و به پروازم میرسم  و ساعت ۱۵/۱۰ به زیبا شهرم تبریز میرسم

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مهر1389ساعت 22:36  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام خدا

صعود دماوند

۱۴و ۱۵ مرداد ۸۹

 مشغله کاری زیادی که بعد از این صعود برایم پیش آمد و همچنین ماه رمضان و نیز ماموریتهای کاری که بیشتر خارج از تبریز بودم و اینکه گزارش جالب و مشروحی برای این صعود  توسط دوست بسیار عزیزم   آقای ستوده و همنورد بزرگوار دیگرم آقای تشکری در نشاط کوهستان درج گردیده بود توجیه کننده تاخیر من در ارائه این گزارش میباشد پس بنابر این گزارش مشروحی لازم نیست و فقط یادگار دیگری باشد از احساس من در دماوند ۸۹ در صدای کوهستان

صعود دماوند امسال که ۱۲مین صعود من و ۱۹مین صعود آقای ستوده میباشد از سخت ترین صعودهای من بوده حتی از صعود زمستانی سال ۸۳ و صعود جبهه شمالشرقی سال ۸۴ از نظر روحیه صعود سخت تر بوده است ولی به هر حال دماوند مارا پذیرفت هر چند با کمی ترشرویی، انگار از دست ما کمی ناراحت بود اینجا بود که به یاد کلامی از دوست عزیزم آقای دکتر محامد خسرو شاهی که از پیش کسوتان کوهنوردی در تبریز میباشد افتادم هر چند من این کلام را اصلاٌ قبول ندارم او میگفت : عینالی هفته ایی یکبار میشو ماهی یکبار سبلان سالی یکبار دماوند در عمر یکبار

آخه من همه کوهها را به شکل قیافه انسانی در نظرم مجسم میکنم مثلاٌ دماوند را به شکل مرد میانسال با عظمت و درشت اندام با قیافه عبوس و درهم کشیده ولی با قلبی مهربان که گاهی اوقات خیلی کم قیافه اش بشاش میشود و در بالایی نشسته کارهای بچه هایی را که بازی میکنند بزرگوارانه نگاه میکند و یا سبلان برعکس مردی  با قیافه بشاش و بزرگوار که با بچه هایی که در دامنه و روی سینه اش بازی میکنند هم بازی میشود و گاهی خیلی کم قیافه اش ناراحت و عبوس میشود امان از چنین اوقاتی که عنوان سبلان وحشی مخصوص این مواقع است و سایر کوهها به همین ترتیب...به هر حال این ذهن من است که چنین تصور میکند ولی در دنیای واقع چیز دیگری است دماوند دماوند است و سبلان هم سبلان و...

امسال دماوند با اینکه قیافه اش در ۱۴و ۱۵ مرداد کاملاٌ در هم کشیده بود و به خیل مشتاقانش در ۱۴ مرداد اجازه ملاقات نداده بود و ما هم امید چندانی به دیدارش نداشتیم ولی به ما رخصت دیدار داد بااش دیدار کردیم سر بر آستانش سائیدیم و عظمتش را تبریک گفتیم و تا دیداری دیگر خداحافظی کردیم

دوست بزرگوارم آقای ستوده ترتیب این دیدار را داده بود و همراهان دیگرم آقای رضایی ، تشکری ، غنی زاده ، که همگی برای اولین بار با دماوند دیدار میکردند و نیز آقای یوسفلو و غریب زاد و مهرابی

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مهر1389ساعت 22:49  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام خدا

صعود قله دماوند در تاریخ ۱۵/۵/۸۹ همراه گروه کوهنوردی پژو هشکده مهندسی انجام گردید

گزارش بزودی...

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 8:19  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام آفریدگار آفریننده زیباییها

 و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه

خدا را سپاسگذارم در حالیکه امسال از دیدار دماوند با فرا رسیدن ماه رمضان پاک مایوس شده بودم میخواهد زیارت آن را نصیبم کند دیروز آقای حاج غریب زاد از پژوهشکده مهندسی زنگ زد که پنجشنبه عازم دماوندیم شما هم میتونید بیایید گفتم ای به چشم حتماٌ با اینکه برای جنگلهای ارسباران برنامه ریزی کرده بودم ولی باید حرمت دماوند و نگه داشت جنگلهای ارسباران را همیشه میتوان رفت انشاله در حضور دوستان پژوهشکده مهندسی عازم دماوندیم و از خدا میخواهم که به سلامتی دیدار قله دماوند را نصیب همه اعضاء گروه ما و تمام مشتاقانش بکند و بدین ترتیب از جایی که حساب نمی کردیم خداوند دیدار دماوند رو برایم روزی قرار داد .

خدا را شکر

خسرو یوسفی 13/5/89

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 مرداد1389ساعت 12:15  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود ۳۵ به قله زیبای سبلان

مورخه : ۷/۵/۸۹

گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی تهران و مرکز تحقیقات مهندسی تبریز

 

طلوع خورشید سبلان در دقایق اولیه

سی و پنجمین صعود سبلان را همراه دوستان پژوهشکده مهندسی در حالیکه یادآور صعود سال ۸۰ با آن دوستان بود انجام دادیم

صعود ۳۵ حال و هوای دیگری داشت دوستان پژوهشکده روز چهارشنبه مسیر شابیل تا پناهگاه را پیاده صعود کرده بودند آقای ستوده همراه یوسفیه عصر چهارشنبه خود را به پناهگاه رسانده بودند و من و آقای راوند ساعت ۴ بامداد به پناهگاه رسیدیم و بدین ترتیب شدیم یک گروه کامل کوهنوردی

به دوستانی که برای اولین بار بود از جمله آقای یوسفیه میگفتیم که فقط این شیب اول را بالا برویم کار تمام است واقعاٌ نیز چنین بود

طلوع خورشید در سبلان زیبایی دیگری دارد که واقعاٌ دیدنی است

طلوع خورشید درسبلان

ساعت ۲۰/۴که راه افتاده بودیم ساعت ۱۵/۸ در کنار دریاچه زیبای سبلان بودیم

از عجایب صعود ۳۵ شنای آقای  ستوده در آب سرد دریاچه سبلان در هوای سرد صبحگاهی بود که تا بحال چنین صحنه ایی ندیده بودم

از عجایب صعود سبلان (شنا در قله )

بعد رفتیم از رخ جنوبی هرمها و کسری را نیز که یاد اور صعود سالهای پیش من همراه تقی بود تماشا کردیم

دریاچه سبلان (نگاه از رخ جنوبی)

آقای رضا (راز کوه )را نیز که هفته قبل در صعود قلم مهرچال باهم بودیم در قله سبلان دیدم و با هم همراه آقای ستوده عکس گرفتیم

و از سبلان تا صعود ۳۶ که انشااله اگر عمری باشد انجام خواهم داد خداحافظی کردم 

تا صعودی دیگر خدا حافظ

+ نوشته شده در  شنبه 9 مرداد1389ساعت 23:17  توسط خسرو یوسفی  | 

برگزاری پنجمین صعود قلم

پنجمین صعود قلم در تاریخ ۳۱/۴و۱/۵/۸۹ به قله مهر چال در منطقه لواسان برگزار شد

کسانی که از مدتها قبل با همدیگر در دنیای مجازی آشنا بودند در این صعود چهره به چهره با همدیگر آشنا شدند

درست است که همه چهره ها را برای اولین بار بود که  می دیدم ولی انگار سالیان سال بود که آنها را می شناختم

جا دارد تشکر کنم از آقای عرفان فکری مدیر وبلاگ ورجین و مسولین تربیت بدنی لواسان بویژه هیئت کوهنوردی لواسان و آقای مرتضی صالحی ( کلماتی از یک کوهنورد)که به صورت خودجوش موجب فراهم شدن این صعو د و آشنایی بیشتر کوهنویسان با همدیگر شدند

  

+ نوشته شده در  شنبه 2 مرداد1389ساعت 23:11  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه صعود علم کوه

مسیر : سیاه سنگها

مورخه : ۱۷و۱۸ تیرماه ۸۹

روز چهارشنبه ۱۶ تیرماه با اتوبوس ساعت ۴ مسیر شمال از ترمینال تبریز به راه افتادیم ساعت ۵ صبح در عباس آباد پیاده شدیم هنوز ماشینهای خطی عباس آباد - کلاردشت شروع به کار نکرده بودندپس باید صبر میکردیم ساعت ۵۰/۶ با اولین ماشین بسوی کلاردشت حرکت کردیم ساعت ۳۵/۷ در حسن کیف پیاده شدیم بلافاصله ساعت ۴۵/۷ با ماشین دیگری بسوی قرارگاه جدیدالاحداث ونداربن براه افتادیم ساعت ۳۰/۸ در جلو قرارگاه بودیم پس از تنظیم کوله ها ساعت ۴۵/۹ صعودمان را شروع کردیم از سمت راست رودخانه زیبای سردابرود که سخاوت و بخشش علم کوه به منطقه کلاردشت میباشد پس از یکساعت به طرف بالا فاصله میگیریم طبق معمول پس از ۵ ساعت ساعت ۳۵/۱۴ به پناهگاه سرچال میرسیم پناهگاه تمیز و مرتب است و زیاد شلوغ نیست حداکثر ساکنان آن با ما به ۱۰ نفر میرسد ناهار میخوریم و پرس و جو میکنیم و تصمیم میگیریم که شب را در همینجا بمانیم ساعتی در تراس زیبای آن می نشینیم و علم چال و کوههایی که دور تا دور علم چال را فراگرفته به منطقه ابهت و عظمت دیگری داده است  علم کوه مانند فرمانده در قلب لشکر قرار گرفته و در یمین و یسار آن شاخکها و و سیاه سنگ و چالون و سیاه کمان و کرماکوه و تخت سلیمان قرار گرفته اند و پشت سرشان نیز خرسانها و مرجیکش و سایر قلل صف آرایی کرده اند و علم چال نیز به منزله میدان مبارزه میماند منظره زیبایی است که در این میان یه هو تصمیم میگیریم که تا شب خودمان را به جانپناه سیاه سنگها برسانیم و بلافاصله ساعت ۳۰/۵ حرکت میکنیم بعد از طی علم چال به ابتدای شیب تند گردنه چالون میرسانیم با پرس و جو از گروه دانشگاه سیستان و بلوچستان که از بالا برمیگشتند و نیز بررسی مسیر تصمیم میگیریم که از شیب سمت چپ صعود کنیم و در بالا خود را به طرف گردنه چالون بکشیم و تا هوا تاریک نشده از سیاه سنگها رد شویم از شیب برفی تند سمت چپ خود را بالا میکشیم در نزدیکیهای بالای شیب یه هو کیسه خوابم از بالای کوله ام به زمین میافتد و مسیری را که من در عرض یکساعت بالا آمده بودم در عرض دو دقیقه به پایین سرازیر میشود و تا علم چال میرود مجبورم دوباره به پایین برگردم و کیسه خوابم را بیاورم و تا دوباره بالا بیایم هوا تاریک شده است و دیگر نمیشود از سیاه سنگ بالا رفت تصمیم میگیریم و شب را در گردنه چالون می مانیم.

روز بعد ساعت ۳۰/۵ صبح حرکت میکنیم  بعد از پیمایش قله سیاه سنگها به ارتفاع ۴۶۰۴ متر از سمت راست جانپناه سیاه سنگها راه صعود قله شاخکهای شرقی را در پیش میگیریم شاخکهای شرقی به ارتفاع ۴۷۰۰ و ۴۷۸۰ متر را صعود میکنیم و به سختی میتوانیم پایین بیاییم و در مسیر صعود قله علم کوه قرار میگیریم ساعت ۳۰/۱۰ بر روی قله علم کوه قرار گرفته ایم مشتاقان از همه جا آمده اند و بیشترشان بالای ۹۰٪ از مسیر حصار چال به دیدار علم کوه رسیده اند منطقه را تماشا میکنیم و عکس میگیریم و ساعت ۵۵/۱۰ تا برنامه دیگر از علم خداحافظی میکنیم به پایین بر میگردیم و ساعت ۵۰/۱۶ به پناهگاه سرچال میرسیم و کمی استراحت و ساعت ۳۰/۱۸ حرکت میکنیم و ساعت ۳۰/۲۱ به قرار گاه میرسیم   

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 تیر1389ساعت 23:22  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام خدا

گزارش تصویری صعود علم کوه

قرارگاه جدید که علیرغم اتمام فعلاٌ فدراسیون قصد افتتاح آنرا ندارد

 

رودخانه سردابرود

 

تابلو ی مسیر سرچال

 

سر چشمه سردآبرود

 

پناهگاه تمیز و زیبای سرچال

 

علم چال و دیواره علم کوه از دور

 

شروع مسیر سیاه سنگها

 

از سیم بکسلهای نصب شده در مسیر سیاه سنگها

سیاه سنگ ۴۶۰۴ متر

شاخک شرقی ۴۷۸۰ متر

بر فراز قله سربلند علم کوه

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 23:50  توسط خسرو یوسفی  | 

با نام و یاد خدا

صعود قله علم کوه از مسیر سیاه سنگها

در تاریخ ۱۷و ۱۸ تیرماه انجام شد

عکسها و گزارش برنامه به زودی

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 11:8  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه صعود قله آزادکوه ( ۴۴۰۳متر)

مورخه : ۲۰و ۲۱ خرداد ۸۹

گروه کوهنوردی پژوهشکده  مهندسی تهران

ساعت ۳۰دقیقه بامداد روز پنجشنبه ۲۰خرداد از تبریز حرکت کرده ساعت ۲۰/۷ به کرج رسیدم طبق هماهنگی قبلی در میدان حافظیه به دوستان پژوهشکده ملحق شدم ساعت ۲۰/۸ در جاده چالوس براه افتادیم حدود ۷۰ کیلومتری چالوس بعد از سیاه بیشه از پل زنگوله به سمت راست پیچیده در یک جاده آسفالته که تا نزدیکیهای روستای کلاک آسفالت میباشد به حرکت خود ادامه دادیم ساعت ۳۰/۱۲ به کلاک رسیدیم قله آزاد کوه در پشت انبوه کوههای منطقه از اینجا کاملاٌ نمایان بود

آزادکوه از روستای کلاک 

ساعت ۴۰/۱۴از کنار باغهای روستا و در جهت خلاف آب رودخانه که از دامنه های آزاد کوه درجریان است  به سمت قله براه افتادیم بعد از ۳ ساعت راهپیمایی در یک محل زیبا در کنار برفچالهای آزادکوه جهت شب مانی چادرها را بر پا کردیم جهت استفاده از هوای پاک و زیبای طبیعت و آسمان پر از ستاره خارج از چادر در هوای آزاد داخل کیسه خواب میشوم

محل شب مانی پایین گردنه چورن

روز بعد ساعت ۵ صبح بسوی قله حرکت کردیم اینجا باید آب کافی برداشته شود زیرا تا قله دیگر آب وجود ندارد بعد از یک ساعت به گردنه چورن میرسیم آنطرف گردنه دنیای زیبای دیگریست از اینجا به بعد باید از یک شیب تند دیگر خود را بالا بکشیم ۵/۲ ساعت طول میکشید

شیب تند منتهی به قله آزادکوه

  ساعت ۳۰/۸ به قله سرافراز آزاد کوه به ارتفاع ۴۴۰۳ متر برای اولین بار قدم میگذارم عکس میگیریم و لحظات زیبا را به همدیگر تبریک میگوییم  وآقای یاوری و سید مصطفوی هم میرسند ساعت ۴۰/۹ وقت خداحافظی میرسد  

قله آزادکوه  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 خرداد1389ساعت 13:6  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

صعود ۳۳ سبلان در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۳و ۱۴ خرداد ماه انجام شد

سبلان این دفعه زیباتر و مهربانتر از همیشه بود

عکسهایی از برنامه ......

و عکسهای زیباتر دیگر در وبلاگ دوست همنوردم

 علی کریمی ""تک نورد""

گزارش و عکسها بزودی....

سبلان از پناهگاه 13 خرداد89

یاران سبلانی من از سمت راست علی کریمی( وبلاگ تک نو.رد-من -ناصر-اصولی-حسن

مسیر زیبای سبلان

دریاچه یخ زده سبلان14خرداد89 از رخ جنوبی

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 خرداد1389ساعت 23:34  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

دوره پیشرفته برف از تاریخ ۲۹/۲/۸۹ تا ۱/۳/۸۹ در برفچال حسن در واقع در منطقه فشم و رودبار قصران تهران برگزار گردید در این دوره من و آقای ستوده از پژوهشکده مهندسی شرکت داشتیم مربی توانمند و  فعال و سخت کوش دوره آقای عباس علی نژاد و کارورز دوره جوان با اخلاق و جویای نام آقای علی عزیزی بودند

در این دوره آموزشهای زیر انجام گردید: گام برداری روی برف ، انجام عمل ترمز در حالتهای مختلف ، ایجاد انواع کارگاهها: دفن کلنگ ، نعلی شکل ، کارگاه تی و کارگاه وای وانواع فرودها خمبو ، اس ، اسکاتلندی ، دلفر ، ۸ پروسیک بالا و ۸ پروسیک پائین و انواع صعودها صعود کرده ای و صعود همزمان و روشهای بالا کشی فلاشینگ زوک و موفلاژ و اضافه کردن طناب به مجروح آموزش داده شد

از مربی گرامی  آقای علی نژاد و از آقای عزیزی و نیز از هماهنگ کنندگان دوره مسئو لین گروه کوهنوردی پژوهشکده آقای ستوده و آقای اینانلو و آقای یاوری نهایت تشکر و قدر دانی را دارم 

بالا کشی بروش Flaschingzook

فرود یوسفی

 

آموزش بالا کشی

صعود آقای ستوده

 محل اتصالات به کارگاه

صعود یوسفی

آموزش

ستوده علی نژاد یوسفی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 خرداد1389ساعت 23:40  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

دوره آموزش پیشرفته برف از تاریخ ۲۹/۲/۸۹ تا ۳۱/۲/۸۹ در ناحیه حسن دره واقع در منطقه فشم تهران برگزار گردید در این دوره از پژو هشکده مهندسی من و آقای ستوده شرکت داشتیم از مربی فعال و توانمند این دوره آقای عباس علی نژاد و از آقای ستوده که زحمات هماهنگی این دوره را برعهده داشتند همچنین از آقای اینانلو و آقای یاوری نهایت قدردانی و تشکر را دارم

فعلاٌ قسمتی از گزارش و عکسها را در نشاط کوهستان ببینید انشااله به محض برگشت از مسافرت گزارش و عکسهایی از این دوره تقدیم خواهد شد . 

+ نوشته شده در  شنبه 1 خرداد1389ساعت 19:22  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

برنامه صعود قله الوند - ارتفاع ۳۵۸۴ متر

مورخه : ۲۴/۲/۸۹

هزاران چشمه دارد کوه الوند    همه سرسبز مانند دماوند

کوهستان الوند از شمالغربی به جنوبشرقی کشیده شده و جزو کوههای رشته کوه زاگرس میباشد و در جنوبغرب همدان با ارتفاع ۳۵۸۴ متر قرار گرفته است .

برنامه گروه کوهنوردی پژوهشکده این هفته قله الوند میباشد ومن نیز در این برنامه شرکت مینمایم و از تبریز عازم همدان میشوم وساعت ۳۰/۳ به همدان میرسم و به گروه ملحق میشوم ساعت ۳۰/۵ از مسیر گنجنامه  و از سمت راست  که شیب نسبتاٌ ملایم دارد شروع به صعو د میکنیم ساعت ۷ به پناهگاه میشان ۲ میرسیم صبحانه مفصلی میخوریم آقای اینانلو مثل همیشه پر کار است برای اولین بار در تاریخ کوهنوردیم در کوه حلیم داغ برای صبحانه میخورم  ساعت ۴۰/۷ به راه میافتیم بعد از مدت کوتاهی به دشت سرسبز تخت نادری میرسیم صفای دیگری دارد و قله از اینجا کاملاٌ نمایان است تخت نادری یادگار توقف نادر شاه در آنجاست که بعد از شکست از سپاه عثمانی با توقف در اینجا سپاهی گرد آورده و دوباره به جنگ قوای عثمانی رفته و پیروز شده است بر خلاف صعود قبلی مسیر ملایم سمت راست را در پیش میگیریم و ساعت ۱۵/۱۰بر روی قله زیبای الوند قرارداریم  سرود ای ایران عکس و تبریک و ساعت ۴۵/۱۰ خداحافظی از الوند و برگشت از مسیر سمت چپ و لذت سر خوردن از روی برفها و ساعت ۱۵/۱۳ به گنجنامه میرسیم.

تخت نادری الوند

 پایین سنگ قله الوند

قله الوند

نشاطکوهستان و صدای کوهستان بر فراز الوند

لذت سر خوردن بر روی برفهای الوند

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اردیبهشت1389ساعت 8:35  توسط خسرو یوسفی  | 

بسمه تعالی

زیبائیهای عینالی - از عینالی تا دند

مورخه : ۱۷/۲/۸۹

وقتی برنامه ای ندارید دیدن زیباییهای عینالی تا دند می تواند برنامه خوبی باشد بخصوص که دسترسی به آنها راحت تر است بهترین مکان برای انجام تمرینات است کوهپیمایی ، کار باسنگ ، شیبهای تند ،در این فصل رودخانه نوردی، و داشتن مسیرهای مختلف در انواع و اقسام گوناگون،

ما هم در یک برنامه از عینالی تا قله دند را می پیمائیم و از زیبائیهای آن لذت میبریم ساعت ۲۰/۷ از پائین عینالی شروع میکنیم ۵۰/۷ به زیارتگاه عینالی در بالای کوه سرخاب  میرسیم از آنجا به کهلیک بولاغی و آجی چایی سرازیر می شویم ساعت ۵۰/۸ به آجی چایی میرسیم آجی چایی یا تلخه رود از همیشه خروشانتر است و می بینیم طغیان کرده و تنها راه ارتباطی عینالی و دند را در این منطقه قطع کرده است و از بالای پل میگذرد ما هم بناچار یکساعت معطل میشویم و در نهایت از ان عبور میکنیم و از دره پلهلی (پلنگ لی) بالا میرویم و ساعت ۱۳ به قله دند میرسیم و همه مناظر اطراف را نگاه میکنیم و از مسیر سویودلوق و ونیار برمیگردیم 

زیارتگاه عون ابن علی

طغیان رود خانه آجی ( تلخه رود)

عبور از آجی

قله دند 17/2/89

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اردیبهشت1389ساعت 17:35  توسط خسرو یوسفی  | 

خط الراس میشو - زنگی

نزدیک قله زنگی

پناهگاه  گوی زنگی در میان برف 27/1/89

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اردیبهشت1389ساعت 9:7  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام خدا

پیمایش خط الراس میشو - زنگی

تاریخ : ۲۷/۱/۸۸

روز جمعه ساعت ۴۵/۸ از پیست اسکی پیام حرکت میکنیم حهت صعود قله میشو مسیر گرده را از دره سمت چپ گرده انتخاب میکنیم ساعت ۱۵/۱۱به قله میشو میرسیم کمی استراحت و صرف چایی دوباره ساعت ۴۵/۱۱ پیمایش حط الراس را شروع میکنیم  ازنیمه دوم خط الراس بسوی قله زنگی برفکوبی سنگینی انجام میدهیم ۳۰/۱۴ به قله زنگی میرسیم  از اینجا همه جا زیبا دیده میشود و همه چیز رنگ زیبایی دارد نقاش بزرگ طبیعت تابلو زیبایی را در اینجا به نمایش گذاشته است استراحت و نماز درقله و نهار ساعت ۳۵/۱۵راه پایین را پیش میگیریم و از مسیر شنی اسکی مشهور زنگی پایین میائیم ساعت ۴۵/۱۷ به پیست میرسیم

+ نوشته شده در  جمعه 3 اردیبهشت1389ساعت 21:46  توسط خسرو یوسفی  | 

بنام خدا

کمتال را دوست دارم با تمام دره هایش ، چشمه هایش،آهوانش، سنگها و صخره هایش ، درختانش ، گلها و طبیعت زیبایش و با قله سرافرازش

صعود بهاره قله کمتال

تاریخ : روز جمعه  ۲۰/۱/۸۹

مسیر : ضلع شمالی دره شفلی

با توجه به اینکه گزارش صعود کمتال قبلاٌ چندین بار نوشته شده به یک گزارش اجمالی بسنده میکنم

کوهستان زیبا و رویایی کمتال در شمالیترین نقطه آذربایجان درفاصله ۱۸۰ کیلو متری تبریز در کنار مرزهای مشترک ارمنستان و کشور آذربایجان و در ساحل زیبای رود ارس سر به آسمان کشیده است  

کوهستان کمتال دارای دره های زیادی است از جمله دره جرجن ،دره رودخانه دستجرد (مسیر شکاربانی) ، دره تخته بولاخ(مسیر عمومی)، دره انجیرلیخ، دره جهنم(جهنم دره سی ) دره فرخ ، دره شفلی و خیلی دره های دیگر...

در این صعود مسیر ما از دره شفلی و دره فرخ بود که فکر میکنم از زیباترین و سخت ترین مسیرهای کمتا ل میباشد هر چند ارتفاع کمتال ۲۸۰۰متر است ولی صعود آن ازاین مسیر به مراتب سخت تر از صعود سبلان از مسیر عمومی میباشد.

اجرای برنامه : ساعت ۳۰/۴ از تبریز به راه افتادیم ساعت ۳۰/۷ در پای کوه زیبای کمتال بودیم ساعت ۸ صعودمان را شروع کردیم دره شفلی را بالا رفتیم بعد از آخرین نقطه شفلی به سمت راست به سوی دره فرخ پیچیدیم دره فرخ را باشنهای روان و طبیعت زیبایش بالا رفتیم ساعت ۱۰/۱۳ در بالای قله بودیم حدود نیم ساعت روی قله ماندیم تمام قلل و دره های اطراف مخصوصاٌ قله کیامکی را نظاره گر بودیم ساعت ۴۰/۱۳ شروع به برگشت از روی یال اصلی نمودیم و به بالای دره فرخ از سمت دیگر رسیدیم و از آنجا به پایین سرازیر شدیم ساعت ۳۰/۱۷ به پایین رسیدیم .

عکسهایی از صعود:

رود خروشان ارس در پای کمتال

گلهای کمتال

صحنه ایی از کوه کمتال

شاخکهای کمتال

قله کمتال

عکسهای بیشتر در دادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 فروردین1389ساعت 13:9  توسط خسرو یوسفی  |